|
حضرت آیتالله عبدالله جوادی آملی پیش از ظهر
امروز در درس خارج خود در ادامه تفسیر سوره مبارکه احزاب در مسجد اعظم
گفت: اگر موجودی بخواهد مجرای فیض باشد باید از موجودی که میخواهد به او
فیض برساند بالاتر باشد، یک وقت یک نفر قاصد و کتابرسان است او واسطه در
رساندن جرم و علم است، او محتوای کتاب را نمیداند، بلکه این کتاب را دارد
میرساند، اگر موجودی فیض الهی را بخواهد برساند چه فرشته و چه انسان باشد
باید حتما از این فرشته بالاتر باشد، زیرا ممکن نیست کسی که نازلتر از
مستفیض است مجرای فیض باشد و ما هرگز نمیتوانیم واسطه فیض باشیم که به
اهلبیت(ع) و پیامبر(ص) فیض را برسانیم.
وی افزود: نقل حدیث تا قرن اول ممنوع بود، وجود مبارک پیامبر(ص) 23 سال زعیم رسمی حوزه علمیه مکه و مدینه بود و آن روز هم مهمترین حوزه حوزه علمیه مکه و مدینه بود و خداوند پیامبر(ص) را مفسر و مبین معرفی کرد، اما روایات از پیامبر(ص) کم است و سر آن این است که نقل حدیث را منع کرده بودند، پیامبر(ص) هر روز و هر شب درس تفسیر داشت، بعد از نزول آیات به تفسیر میپرداخت 23 سال پیامبر(ص) «یتلون»، «یعلمهم» و «یزکیهم» را داشت؛ ما هر چه میچشیم از سقیفه میچشیم و این یک خسارت بزرگی است و هر چه جلوتر میرویم یا ابنعباس یا ابیبنکعب است، اما از زمان امام محمدباقر(ع) و امام صادق(ع) حوزه علمیه اهلبیت(ع) باز میشود. مفسر برجسته قرآن کریم با اشاره به آیه «إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِّ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِیمًا» ادامه داد: احترام به فرشتهها سبب شد که در «یصلون» ضمیر جمع آورده است و این نشان میدهد که گرچه فرشتهها ویژگی خاصی دارند اما شرف نبوت هم ایجاب کرده است که خداوند فرشتهها را در کنار خود حاضر کند و با هم صلوات بفرستد اما درباره مؤمنان «هُوَ الَّذِی یُصَلِّی عَلَیْکُمْ وَمَلَائِکَتُهُ»، که فرشتگان را از ذات اقدس اله جدا کرد و این نشاندهنده جایگاه ویژه پیامبر(ص) است. حجاب را حفظ کنید تا اوباش به دنبال شما نیاید وی با قرائت آیه «إِنَّ الَّذِینَ یُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُّهِینًا» خاطرنشان کرد: ایذای خدا به هتک حرمت احکام و شریعت اوست و ایذای پیامبر(ص) به اطاعت نکردن دستور پیامبر(ص) و بدرفتاری کردن و احترام نگاه نداشتن پیامبر(ص) است، یک بار خداوند میگوید رحمت نمیرسد، اما یکبار میگوید گذشته از اینکه از رحمت دور هستند به عذاب نزدیک هستند که درباره اذیتکنندگان پیامبر(ص) و خداوند هستند، در ادامه میفرماید و کسانى که مردان و زنان مؤمن را بىآنکه مرتکب عمل زشتى شده باشند آزار مىرسانند قطعا تهمت و گناهى آشکار به گردن گرفتهاند. حضرت آیتالله جوادی آملی با اشاره به آیه « یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُل لِّأَزْوَاجِکَ وَبَنَاتِکَ وَنِسَاء الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِن جَلَابِیبِهِنَّ ذَلِکَ أَدْنَى أَن یُعْرَفْنَ فَلَا یُؤْذَیْنَ وَکَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِیمًا» اظهار کرد: خداوند میفرماید به زنان و بنات و مؤمنان بگو که حجاب خود را نگاه دارند، درست است که دیگران باید حرمت پیامبر(ص) را حفظ کنند اما باید زنان پیامبر(ص) نیز حفظ حجاب کنند، برای اینکه زنان عفیف مورد اذیت و آزار قرار نگیرند هم حجاب خود را حفظ کنند و هم خود را از خطر اوباش نگاه دارند، جلباب یا چادر است یا آن پوشش بزرگ است که خداوند میفرماید آن پوشش را بزرگتر بگیرند تا آنان شناخته نشوند و کسی نتواند آنان را ببیند همین علامت حجاب آنان است و سبب میشود که اوباش به دنبال آنان نیفتد. قرآن سه نوع دستور تزکیهای، فقهی و اخلاقی دارد وی با اشاره به اینکه قرآن سه نوع دستور فقهی، تزکیهای و امنیتی دارد، بیان کرد: در سوره نور فرمود هم زنان جلوی چشمهای خود را بگیرند و هم مردان جلوی چشمان خود را بگیرند، این راه تزکیه است، یک بار میفرماید نگاه به نامحرم حرام است این حکم فقهی است و یکبار میگوید خود را با نگاه به نامحرم آلوده نکنید، این میشود تزکیهای است، همچنین در سوره احزاب فرمود کسی که به نامحرم نگاه کند مریض است، این اخلاق و تزکیه است،اما در آیه محل بحث فرمود «ذَلِکَ أَدْنَى أَن یُعْرَفْنَ فَلَا یُؤْذَیْنَ» این قسمت امنیتی است که بخشی به عهده خود انسان و بخشی به عهده نظام است. استاد درس خارج حوزه علمیه اظهار کرد: یک وقت کسی هست که مریض است اما مزاحم دیگری نیست و یک وقت کسی هست که مریض است اما مزاحم دیگری است، عصمت زن و ناموس زن حقالله است و یک حکم تکلیفی محض نیست بلکه حقالله هم هست زن نمیتواند راضی باشد که دیگری او را ببیند، یا شوهر نمیتواند راضی باشد که کسی همسر او را ببیند، این یک صبغه معنوی دارد. این روسری را بلندتر بگیرند که سر را بپوشاند و جیب یعنی گردن و سینه را بپوشاند و این زن شناخته نمیشود که چه کسی است و شناخته میشود که عفیف است. سرنوشت انتشاردهندگان اخبار دروغ و لرزهدار در جامعه وی با اشاره به آیه « لَئِن لَّمْ یَنتَهِ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِینَ فِی قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْمُرْجِفُونَ فِی الْمَدِینَةِ لَنُغْرِیَنَّکَ بِهِمْ ثُمَّ لَا یُجَاوِرُونَکَ فِیهَا إِلَّا قَلِیلًا»، خاطرنشان کرد: اگر این منافقان دست از کارشان بر ندارند،ما قبلا جلوی آنان را میگرفتیم الان هم جلوی آنان را میگیریم، شما اگر بخواهید جامعه را بلرزانید، اجازه نمیدهیم، مرجف یعنی کسی که در جامعه لرزه ایجاد میکند، اخبار دروغ میگوید، تخریب میکند دیگران را به جان هم میاندازد، اخباری که ریشه و اصل ندارد لرزان است، مرجفون کسانی هستند که اخبار لرزان و تخریبهای بیپایه را رواج میدهند، باید آنان دست بردارند، فرمود اگر دست برندارند من کاری میکنم که بساط آنان جمع شود، نمیتوان که کشور را با اخبار لرزهدار اداره کرد. حضرت آیتالله جوادی آملی با قرائت آیات «مَلْعُونِینَ أَیْنَمَا ثُقِفُوا أُخِذُوا وَقُتِّلُوا تَقْتِیلًا سُنَّةَ اللَّهِ فِی الَّذِینَ خَلَوْا مِن قَبْلُ وَلَن تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِیلًا» خاطرنشان کرد: خداوند در ادامه میفرماید این سنت من است و تغییر نمیکند، دیگری نمیتواند تغییر دهد چون نمیتواند و من تغییر نمیدهم چون احسنالسنن است، اگر کسی جامعه را از امنیت و آرامش و وحدت بیندازد خداوند آبروی او را میبرد که این را تجربه کردیم، در ادامه میفرماید از رحمت خدا دور گردیده و هر کجا یافته شوند گرفته و سخت کشته خواهند شد، این خشم الهی است این نظیر قبله بودن قدس نیست که یک روز اینجا باشد و یک روز جای دیگر، بلکه این سنت الهی است با انبیای دیگر هم همین کار را کردیم، هر کس بخواهد امنیت جامعه را امنیت نظام را به هم بزند خداوند به او مهلت نمیدهد.
قرن بیستم در کنار تمام اتفاق ها و رویدادهایی که در دل خود داشت، در عرصه
سیاست با یک پدیده ی ویژه همراه بود، ظهور یک ابر قدرت جهانی با نام ایالات
متحده امریکا.
امریکا در کمتر از سیصد سال از بدو پیدایش خود تا پایان قرن بیستم توانست به عنوان غایت تمدن غرب، هژمونی خود را حتی تا عمق دورافتاده ترین روستاهای افریقا، آسیا و امریکای جنوبی گسترش دهد. تاریخ کوتاه اما پر فراز و نشیب ایالات متحده امریکا ملغمه ای است از جنگ های داخلی، خون ریزی، کشتار، لشگرکشی، جنگ های برون مرزی، تولید علم، استعمارگری فرهنگی، چپاول، پیشرفت های تکنولوژیکی، سلاح های ضدبشری، امریکایی سازی ابعاد و حوزه های مختلف زندگی، سیطره ی سیاسی، حاکمیت سرمایه داری، رکود اقتصادی و ... اما آن چه که از امریکا، امریکا ساخته است را می توان در واژه ای به نام "دکترین" خلاصه کرد. ![]() واژه « doctrine» را میتوان مشتقي از واژه ي «docile» انگليسي دانست كه ريشهي آن به «dokeō» يوناني و «docēre» لاتيني باز ميگردد. واژهی «Doctrine» در لغت، ما به ازای فارسی ندارد اما در زبان عربی به دو مفهوم قائده و یا یقین تعبیر می شود. اگر دﻛﺘﺮﻳﻦ تحت عنوان قاعده تعریف شود آن را به مثابه روش در نظر می گیرند که خاستگاه آن تبیین قوانین حاکم بر رفتار، بدون قدرت قانونی می باشد و از سوی دیگر اگر دکترین یقین تعریف شود آن را به مثابه یک محتوی میدانند که هدف آن تبیین چیستی، چرایی و چگونگی یک پدیده است. برای درک بهتر مفهوم دکترین می توان چنین گفت که بسیاری از اصول و قواعدی که اغلب در قالب مکاتب و آئین ها و نظام های فکری – فلسفی توسط افراد، گروه ها و یا دولت ها پذیرفته شده اند، در واقع دکترین حاکم بر رفتار آن ها می باشند. مبتنی بر این نگاه اغلب متفکرین برای خود دکترین ویژه ای دارند که می توان آن را پایه و اساس نظریات و فعالیت های ایشان در نظر گرفت، برای مثال مقصود از "دکترین امام خامنه ای در باب سیاست خارجی" شامل اصول و قواعدی که است که نگاه معظم له در حوزه سیاست خارجی بر اساس آن ها شکل گرفته با وجود این که در قانون اساسی به آن ها اشاره نشده است و یا منظور از "دکترین شهید مطهری" بن مایه های اصلی ایشان است که رفتار، عملکرد و نظریات وی حول آن ها چیده می شود. گفته می شود دکترین نخستین بار در زمان ریاست جمهوری جیمز مونروئه، پنجمین رئیس جمهور آمریکا به کار رفت. به فردی که از خود دکترین دارد، دکترینر(Doctrinaire) گفته می شود. ![]() مونرو ![]() روزولت ![]() ترومن ![]() آیزنهاور ![]() کندی ![]() جانسون ![]() نیکسون بدین ترتیب در عصر سایبر در کشوری مانند امریکا صدها مرکز مطالعات استراتژیک، اندیشکده، موسسه آینده پژوهی، پژوهشگاه و مانند این ها مشغول فعالیت هستند. این مراکز در حوزه های مختلف به ارائه دکترین و به تبع آن استراتژی، طرح جامع استراتژیک، برنامه کاربردی و در کل ملزومات تصمیم گیری در حوزه های مختلف مربوط به اداره یک جامعه برای حال و آینده می پردازند و وظیفه رئیس جمهور در این میان انتخاب از میان گزینه های ارائه شده است، در واقع مسئولیت رئیس جمهور گرفتن بهترین تصمیم است. بدین ترتیب همواره دولت ایالات متحده امریکا انبوهی از برنامه ها و طرح های مختلف در حوزه های گوناگون که مبتنی بر نگاه آینده نگر نگاشته شده اند را در اختیار دارد و رئیس جمهور به عنوان شخص اول حکومت همیشه گزینه های مختلفی را برای تصمیم گیری حتی در موارد غیرقابل پیش بینی روبروی خود خواهد داشت. ![]() کندی ریگان ![]() کلینتون ![]() بوش ![]() اوباما البته ذکر این نکته ضروری است که هنگامی که به عنوان مثال در یک نشست دانشجویی از نامزدی طلب برنامه ها، برنامه ریزی ها و طرح های جامع برای حل مشکلات کشور می شود، این مسأله مطالبه دکترین را نیز در دل خود دارد، چرا که تا هنگامی که فرد نظام فکری مشخصی برای خود نداشته باشد نمی تواند طرح و برنامه های منسجم و ساخت یافته ای را ارائه کند. ![]() اما با وجود مطالبه ی مراجع بزرگوار، نخبگان فکری - فرهنگی، اساتید و دانشجویان حوزه های مختلف از نامزدهای انتخایات ریاست جمهوری، اکثر افراد با دادن شعارهای پرطمطراق و یا برنامه های توهمی و هیجان انگیز تنها دلسوزان انقلاب را از خود نا امید می کنند. در ماه های اخیر جامعه ی ایرانی شاهد فعالیت های زود هنگام اکثر نامزدها بوده است، نامزدهایی که برخی از آن ها به شکل کودکانه در همایش های دعوت از خودشان در شهرها و شهرستان های مختلف حضور پیدا کرده و مبتنی بر تقاضاهای نمایشی افراد عادی جامعه، طومارها و ابراز احساس ها، سنگینی تکلیف را بر دوش خود احساس کرده و پا در میدان گذاشته اند. چطور می توان قبول کرد ذهنی که از ماه ها قبل به دنبال تشکیل ستاد، انتخاب رنگ برای هواداران، فعالیت های مختلف در قالب های عوام پسند در نقاط مختلف کشور بویژه نواحی محروم بوده و در این اواخر با برپایی کمپین و همایش و یا به راه انداختن سر و صدا هنگام حضور و ثبت نام در وزارت کشور قصد بزرگنمایی خود را داشته است، توانایی ارائه ی طرح، نظریه و برنامه برای اداره کشور و یا تصمیم گیری از بین نظرات کارشناسان مختلف را خواهد داشت؟ ![]() ![]() ![]() ![]() لشگرکشی های خودجوش و مردمی برخی نامزدها ضرب المثل های یک جامعه نمونه ای از دکترین های حاکم بر رفتار مردم آن جامعه هستند چرا که از اصول و قواعدی پذیرفته شده از سوی آن ها خبر می دهند. "طبل تو خالی" عبارتی است که ایرانیان از دوران گذشته برای تعریف چنین شرایطی استفاده می کرده اند، این که فردی فقط ادعا و تبلیغ و سر و صدا داشته باشد بدون این که در عمل از او کاری بر آید. بسیاری از نامزدهای انتخابات در دهه ی ششم و یا هفتم زندگی خود هستند و این یعنی اگر توانایی ارائه طرح و برنامه کارشناسی شده و جامعی را داشته و یا حداقل می توانستند از نظرات نخبگان و اهل فن استفاده کنند، در سال های گذشته و در دوران مسئولیت های مختلف خود می کردند. نامزدها از برنامه ها و طرح های بعضاً شگفت انگیزی صحبت می کنند که توسط کارشناسان و همفکران طرفدار و یا هم حزبی خود تهیه کرده اند، طرح هایی که در حوزه های مختلف با یکدگیر در تناقض بوده و بدین ترتیب نداشتن دستگاه فکری و نظام تصمیم گیری در نامزد مربوطه را عیان می سازند. ![]() هنگامی که مطالبه دکترین، طرح جامع، برنامه و مانند این ها از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری جدی نبوده و در تعیین و احراز صلاحیت آن ها نقشی نداشته باشد، این می شود که حتی افرادی از رده مدیران میانی که در کارنامه شان نقطه درخشانی ندارند نیز در خود توانایی اداره کشور را احساس می کند، البته اگر تعداد افراد غیر سیاستمدار و عادی جامعه که در روزهای ثبت نام نامزدها در وزارت کشور حضور پیدا می کنند را نادیده گرفته و زنگ تفریح بدانیم. ![]() ![]() البته این که انقلاب اسلامی این حجم بالای دلسوزان را دارد، جای بسی خوشحالی است اما آیا هر فرد دلسوز انقلاب افارغ از شرایط سنی، جسمی، حوزه تخصصی، گرایش سیاسی و ... می تواند در تمام پست های مدیریتی و به خصوصی سمت ریاست جمهوری، بهترین کارایی را نیز داشته باشد؟ اکثر نامزدها با در نظر گرفتن حسن نیت آن ها برای ورود به انتخابات تنها برای وضع موجود کشور برنامه دارند، مواردی که مطرح می کنند یا صرفاٌ انتقاد است، یا عنوان برنامه ای است که ادعا می کنند دارند که مشخص نیست آن برنامه وجود خارجی داشته باشد یا خیر، یا ایده های تخیلی است مبتنی بر برآوردهای ناقص و غیرواقعی فرد از وضعیت کلان کشور. در کل قریب به اتفاق نامزدها برای آینده کشور برنامه ای ندارند و آنچه که برای حال کشور مطرح می کنند نیز بیشتر یک مسکن موقتی است تا یک طرح جامع و کلان. هنگامی که یک فرد برنامه ای برای آینده، شرایط ویژه و احتمالات مختلف سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و ... نداشته باشد، پس نه خود نظام فکری مشخصی دارد و نه تیم کارشناسی خبره ای، برای مثال هیچ نامزدی درباره ی دکترین سیاست خارجی اوباما صحبت نمی کند و اینکه برای امریکای پس از اوباما چه احتمالاتی موجود و این نامزد در قبال آن ها چه گزینه هایی در دست دارد، برای بیداری اسلامی نیز به همین ترتیب، این ها مواردی بود در سیاست خارجی، در عرصه های داخلی نیز هیچ نامزدی درباره تبعات فرهنگی فضای سایبر و ورود ناگهانی ابزارهای دیجیتال شخصی در کنار سایر فناوری ها به داخل کشور در میان مدت و بلند مدت صحبت نمی کند، موضع هیچ کدام از نامزدها درباره حاکمیت رسانه ها و اثرگذاری فضای سایبر بر روی سیاستگذاری های جوامع در آینده نزدیک مشخص نیست، در حالیکه تمام این موارد قطعات پازلی هستند که زمینه اصلی و بستر آن را دکترین و نظام تصمیم گیری فرد و یا تیم کارشناسی اش تشکیل می دهد. البته این بدان معنا نیست که یک نامزد باید تا جزئی ترین امور اجرایی کشور طرح و برنامه داشته باشد، که اگر چه حد مطلوب نیز همین است، بلکه هنگامی که نامزدی از حوزه های مختلفی مانند موارد فوق صحبت می کند و یا چشم اندازی را به عنوان غایت طرح هایش مطرح می کند می توان امیدوار بود که این نامزد توانایی مقابله با مشکلات حال و آینده کشور را خواهد داشت، اما در حالت فعلی نامزدها محورهای مشخص و عوام پسندانه ای برای صحبت کردن دارند: یارانه ها، بیکاری، اقتصاد، مسکن مهر، رابطه با امریکا، حقوق زنان و ... ![]() در کنار اینکه اکثر نامزدها توانایی ارائه طرح های آینده پژوهی در حوزه های مختلف مبتنی بر الگوهای بومی را ندارند، همچنین هیچ کدام از نامزدها تاکنون برنامه جامع و مشخصی برای وضع فعلی اقتصاد، فرهنگ، سیاست خارجی، امور اجتماعی، نظام بهداشت و درمان، محیط زیست، آموزش و پرورش، هنر و ... ارائه نکرده اند، نه اینکه برای تمام این حوزه ها برنامه داشته باشند، که برای تک حوزه ها نیز طرحی ندارند، یک طرح جامع اقتصادی یا فرهنگی، اکثر نامزدها حتی یک طرح جامع در یک حوزه سیاستگذاری را نیز در چنته ندارند. این امر نتیجه ی طبیعی سیاسی کردن عرصه ی انتخابات است، کم نیستند افرادی که به صرف گرفتن قدرت برای خود و یا حزبشان به میدان انتخابات آمده اند. بدین ترتیب انتخابات که باید مجالی برای تقابل آراء اندیشمندان و کارشناسان در حوزه های مختلف سیاستگذاری و حکومت داری باشد تبدیل به عرصه کشمکش سیاسیونی شده که همیشه رسانه های خود را برای بیان نظراتشان داشته اند اما این کافی نیست و الا و لابد که باید کرسی ریاست شخص اول دولت را نیز در اختیار داشته باشند. مطالبه دکترین، طرح و برنامه از سوی نخبگان و دانشگاهیان از یک طرف و ارائه آن ها از سوی نامزدهای انقلابی متعهد که به دور از هیاهو و شعار به دنبال خدمت آمده اند از سوی دیگر، می تواند چشم اندازی روشن از پیاده سازی الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت و به تبع آن سبک زندگی انقلابی را نمایان کرده و گزینه های لازم برای عبور از پیچ تاریخی ملت ایران را تبیین کند.
عموماً دوران ریاست جمهوری در نقاط مختف جهان 4 سال و در موارد اندکی نیز 6
سال است. در اغلب موارد رؤسای جمهور پس از شکست در پایان دور اول و یا به
اتمام رسیدن دور دوم ریاستشان دیگر به قدرت باز نمی گردند؛ این افراد یا به
کل سیاست را بوسیده و خود را بازنشسته می کنند؛ یا به عنوان مشاور وارد
قوای دیگر و در واقع سایر ارکان قدرت می شوند و یا به تدریس دانشگاهی و
شاید مشاوره در بخش خصوصی روی می آورند.
در ایالات متحده امریکا رؤسای جمهور بازنشسته در نیم قرن اخیر، علاوه بر انتخاب یکی از موارد فوق به تأسیس بنیادی با نام خود مبادرت ورزیده اند. •بنیاد فورد(ford foundation) •مرکز هنرهای نمایشی کندی(The John F. Kennedy Center for the Performing Arts) •بنیاد جرالد فورد(Gerald .r Ford Foundation) •بنیاد ریگان(Reagan Foundation) •بنیاد کلینتون(Clinton Foundation) •بنیاد بوش(George Bush Foundation) از جمله این نهاد ها هستند. برخی از این نهاد ها صرفاً به امور عام المنفعه مشغول هستند و برخی دیگر در سطح راهبردی و مشاوره به دولت نیز فعالیت دارند. در دهه های اخیر به علت پیچیده شدن سازوکار های زندگی عملاً اداره کشور و برنامه ریزی، طرح ریزی و در نهایت تصمیم گیری توسط یک نفر (رئیس دولت) با چالش مواجه شده است، این امر در کشوری مانند امریکا از دهه 1960 میلادی منجر به تشکیل موسسات و مراکزی برای طرح ریزی شد. هم اکنون صدها مرکز مطالعات استراتژیک، اندیشکده، موسسه آینده پژوهی، پژوهشگاه و مانند این ها در امریکا مشغول فعالیت هستند که در حوزه های مختلف به ارائه دکترین و به تبع آن استراتژی، طرح جامع استراتژیک، برنامه کاربردی و در کل ملزومات تصمیم گیری در حوزه های مختلف مربوط به اداره یک جامعه برای حال و آینده می پردازند و وظیفه رئیس جمهور در این میان انتخاب از میان گزینه های ارائه شده می باشد. در واقع مسئولیت رئیس جمهور آمریکا گرفتن بهترین تصمیم است. اما تمام آن چه که در این مراکز تهیه می شود قابلیت اجرا توسط دولت و نظام رسمی حکومت را ندارد، همچنین سپردن آن ها به نهادهای خصوصی غیر معتبر نیز بیشترین بازدهی را نخواهد داشت، لذا ایجاد نهادهایی با وجه دولت ایالات متحده برای پیش برد اهداف و سیاستگذاری ها در حوزه هایی مانند دیپلماسی عمومی لازم می نماید. بنیاد بیل کلینتون مثالی از این دست است. ویلیام جفرسون «بیل» کلینتون چهل و دومین رئیس جمهور امریکا از سال ۱۹۹۳ تا ۲۰۰۱ بودهاست. بعد از ریاست جمهوری: کلینتون بعد از ریاست جمهوری به فعالیت های عمومی روی آورد. او در ۶ برنامه آخر گردهمایی ملی دموکراتها سخنرانی کرده است. در سال ۲۰۰۲ کلینتون هشدار داد که حمله پیشدستانه به عراق عواقب ناخوشایندی دارد. در سال ۲۰۰۴ پارک و مرکز ریاست جمهوری ویلیام جی کلینتون در لیتل راک آرکانزاس ایجاد شد. در سال ۲۰۰۴ کتاب زندگی نامه خود تحت عنوان «زندگی من» (My Life) را منتشر کرد. در سال ۲۰۰۷ کتاب «بخشش: چطور هر کدام از ما می تواند دنیا را تغییر دهد» (Giving: How Each of Us Can Change the World) را منتشر کرد. در سال ۲۰۰۵ و بعد از تسونامی آسیایی، کوفی عنان او را به ریاست یک تیم امدادی منصوب کرد. در سال ۲۰۰۵ و بعد از توفان کاترینا او و جرج بوش پدر بنیاد تسونامی بوش کلینتون و بنیاد کاترینای بوش کلینتون را راه اندازی کردند. همچنین او بنیاد ویلیام جی کلینتون را برای پرداختن به مشکلات جهانی تاسیس کرد. ![]() در انتخابات سال ۲۰۰۸از همسرش هیلاری کلینتون حمایت کرد و باعث شد ۱۰ میلیون دلار جذب کمپین انتخاباتی او شود. در سال ۲۰۰۹ برای دو روزنامهنگار زندانی شده توسط کره شمالی به این کشور سفر کرد. (جیمی کارتر نیز در سال ۱۹۹۴ سفر مشابهی را انجام داده بود)؛ بعد از این دیدار کیم جول ایل فرمان بخشش صادر کرد. در سال ۲۰۰۹ و بعد از زلزله هاییتی، کلینتون به عنوان فرستاده ویژه از طرف سازمان ملل به هاییتی رفت. سپس باراک اوباما اعلام کرد کلینتون و بوش پسر بنیادی را برای بازسازی هاییتی تاسیس می کنند. در سال ۲۰۱۰ کلینتون حمایت خود را از NTR (بنیاد محیط زیستی در ایرلند) اعلام کرد. در سال ۲۰۱۲ و در گردهمایی ملی دموکرات ها در حمایت از بارام اوباما سخنرانی کرد. کلینتون تعداد زیادی مدرک افتخاری دریافت کرده و مدارسی نیز برای او نام گذاری شده است. برای تجلیل از او مجسمه هایی ساخته شد و ایالات میسوری، کنتاکی، آرکانزاس و نیویورک از او تجلیل کردند. او در سال ۱۹۹۳ و ۱۹۹۸ مرد سال مجله تایمز شد. کلینتون مدال خدمات عمومی متمایز وزارت دفاع را در ۲۰۰۱ دریافت کرد. کشورهایی نظیر جمهوری چک، گینه نو، آلمان و کوزوو از او تمجید کردند. در سال ۱۹۹۹ او در لیست تحسین شده ترین افراد قرن بیستم مؤسسه گالوپ قرار گرفت. او جایزه گرمی را تحت عنوان Best Spoken Word Album for Children و همچنین جایزه جی ویلیام ولبرایت (J. William Fulbright) را برای فهم بینالمللی (International Understanding) و جایزه تد (TED – مخفف تکنولوژی، سرگرمی و طراحی) را برنده شده است. بنیاد کلینتون یک بنیاد خیریه است که توسط بیل کلینتون در لیتل راک آرکانزاس با هدف بهبود سلامت جهانی، تقویت اقتصاد، ترفیع سلامت در کودکان و حفاظت از محیط زیست ایجاد شده است. این بنیاد شامل بخش های: پیشگامی در دسترسی به سلامت کلینتون (CHAI)، پیشگامی در جهان کلینتون (CGI)، پیشگامی در آب و هوای کلینتون (CCI)، پیشگامی در توسعه کلینتون (CDI)، اتحاد برای نسلی سلامت تر، پیشگامی در فرصت های اقتصادی کلینتون، پیشگامی در مسائل سلامت کلینتون می باشد. این بنیاد در زمینه کمک رسانی در اتفاقاتی نظیر زلزله اقیانوس هند و توفان کاترینا فعال بوده است. این بنیاد بخاطر عدم وضوح در فعالیتهای مالی نقد میشود. ![]() ![]() بنیاد کلینتون (Clinton Foundation) ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() دسته ی دیگری از این بنیاد ها مانند بنیاد ریگان، به منظور حفظ آرمان های شخص رئیس جمهور که همان آرمان ها و ارزش های امریکایی است، تأسیس شده اند. رونالد ریگان چهلمین رئیس جمهور آمریکا در سالیان1981-1989 میلادی بود. دولت ریگان که در عرصه سیاست داخلی کارنامه موفقی برای آمریکایی ها دارد. در عرصه اقتصادی با اتخاذ سیاست"مقررات زدایی" باعث حذف مقررات قیمتی و محدودیتهای ورود به بازار در بسیاری از حوزه ها شد. اگرچه مشکلاتی نیز در فرآیند مقرراتزدایی پدید آمد، اما منافعی که از آن به دست آمد بیشتر از حد انتظار بود. ریگان در عرصه سیاست خارجی در تقابل با شوروی، بسیار زیرکانه عمل کرد و با اجرای طرح هایی همچون جنگ ستارگان موجب شد که روس ها بیش از پیش توانایی اقتصادی خود را صرف تجهیزات نظامی کنند که این مسئله فروپاشی شوروی را تسهیل نمود. ![]() ![]() ریگان پس از اتمام دوران ریاست جمهوری خود اقدام به تاسیس بنیادی ویژه نمود. بنیاد ریگان یک سازمان غیر انتفاعی است که در سال 1992 میلادی توسط رونالد ریگان تاسیس شد تا میراث او را ادامه داده و مفاهیم مختص او، یعنی: •لیبرالیسم فردی •فرصت های اقتصادی •دموکراسی جهانی •سربلندی ملی را به اشتراک بگذارد. بنیاد ریگان به هیچ عنوان از ظاهری سیاسی برخوردار نبوده و کتابخانه ریاست جمهوری ریگان، مرکز ریگان برای امور عامه، مرکز آموزشی ریاست جمهوری والتر و لئونور آننبرگ و مرکز جایزه ریگان را در بر می گیرد. ![]() ![]() ![]() جورج هربرت واکر بوش حد فاصل سال های 1988 الی 1992 چهل و یکمین رئیس جمهور آمریکا و پس از ریگان به این سمت رسید، بوش معاون ریگان بود. ![]() ![]() بعد از ریاست جمهوری: بوش پدر بعد از ریاست جمهوری خانهای در تانگل وود ساخت و در آنجا مستقر شد. در سال ۱۹۹۹ رکورد طولانیترین ازدواج یک رئیس جمهور را شکست که قبلاً متعلق به جان و ابی گیل آدامز به مدت ۵۴ سال و سه روز بود. در سال ۱۹۹۳ از ملکه الیزابت دوم درجه شوالیه گرفت و سومین رئیس جمهور آمریکا شد که این درجه را دریافت کرده است. در سال ۱۹۹۳ به کویت رفت تا در جشن پیروزی علیه عراق شرکت کند و مورد سوء قصد قرار گرفت. FBI اعلام کرد سوء قصد توسط سازمان اطلاعات عراق برنامهریزی شده و بعداً کلینتون دستور شلیک ۲۳ موشک کروز به مقر سازمان اطلاعات عراق را داد. بوش در سال ۲۰۰۴ در مراسم دفن ریگان و در ۲۰۰۷ در مراسم دفن جرالد فورد شرکت کرد. در سال ۲۰۰۵ جایزه آزادی رونالد ریگان (Ronald Reagan Freedom Award) را در بورلی هیلز کالیفرنیا از نانسی ریگان دریافت کرد. در سال ۲۰۰۵ همراه بیل کلینتون در آگهی های تلویزیونی برای کمک قربانیان به توفان کاترینا و تسونامی اقیانوس هند شرکت کرد. در سال ۲۰۰۸ توسط بنیاد ملی ایتالیایی آمریکایی (National Italian American Foundation) تقدیر شد و جایزه NIAF One America Award را برای ایجاد زندگی بهتر برای آمریکایی ها دریافت کرد. بوش در ۲۰۰۸ رسما از مک کین برای ریاست جمهوری پشتیبانی کرد. در سال ۲۰۱۱ او مدال آزادی (بالاترین مدال غیر نظامی آمریکا) را از باراک اوباما دریافت کرد. ![]() در۲۳ نوامبر ۲۰۱۲ به دلیل نوعی سرفه برونشیتی در بیمارستان متدیست در هاتسون بستری شد. مرکز ریاست جمهوری جورج بوش یک بنیاد غیر انتفاعی است که موزه و کتابخانه ریاست جمهوری جورج بوش، مدرسه خدمات عمومی و دولتی بوش را اداره می کند. بنیاد بوش سه پژوهشگاه را نیز در بر می گیرد: انستیتو علوم، تکنولوژی و سیاست عمومی: یک مؤسسه تحقیقاتی بدون حزب بین العلومی (interdisciplinary) برای سیاست عمومی که توسط دکتر آرنولد وتلیسز (Arnold Vedlitz – صاحب کرسی باب بالوک -Bob Bullock- در دولت و سیاست عمومی) اداره میشود و وظیفهاش بررسی علمی وقایع مربوط به سیاست عمومی و ارتباط دانش تحقیق پایه بین عموم و تصمیم گیرندگان است. این انستیتو در سال ۲۰۰۰ تاسیس و توسط مرکز مطالعات رهبری عمومی (Center for Public Leadership Studies) اداره شد. مرکز مطالعات رهبری عمومی در سال ۱۹۹۳ تاسیس شده بود. انستیتو موسبچر (Mosbacher): این انستیتو در سال ۲۰۰۹ برای مطالعات داد و ستد، اقتصاد و سیاست عمومی به درخواست بوش پدر برای تقدیر از رابرت ای موسبچر (Robert A. Mosbacher) که از ۱۹۸۹ تا ۱۹۹۲ وزیر تجارت بود، تاسیس شد. انستیتوی امور بین الملل اسکوکرافت (Scowcroft): سپهبد برنت اسکوکرافت (Brent Scowcroft) یکی از افراد سرشناس ملی در سیاست بین الملل است؛ او بنیانگذار ریاست انجمن (President of The Forum) در سیاست بینالمللی است (یک سازمان غیر انتفاعی که تحلیل های مستقل از وقایع مهم سیاست خارجی ارائه می کند)؛ او همچنین رئیس گروه اسکوکرافت (یک شرکت مشاوره تجارت) است. ![]() مرکز ریاست جمهوری جورج بوش (George Bush Presidential Center) بعد از ریاست جمهوری: بعد از معارفه باراک اوباما بوش و خانواده اش خانهای در Preston Hollow در همسایگی دالاس تگزاس خریدند و آنجا مستقر شدند. بوش کتاب خاطراتش تحت عنوان لحظات تصمیم (Decision Points) را در ۹ نوامبر ۲۰۱۰ منتشر کرد. به درخواست اوباما بوش و کلینتون بنیاد هایتی بوش – کلینتون (Clinton Bush Haiti Fund) را برای کمک به زلزله زدگان هائیتی تاسیس کردند. ![]() مرکز ریاست جمهوری جورج دبلیو بوش (George W. Bush Presidential Center) اما در میان رؤسای جمهور ایران
تاکنون کسی با نام خود نسبت به تأسیس یک بنیاد اقدام نکرده و عموما هم و
تلاش خویش را بر بازگشت به جایگاه از دست رفته گذارده اند. ![]() ![]() ![]() علی اکبر هاشمی رفسنجانی پس از پایان دولت سازندگی (1368-1376) بر صندلی ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام تکیه زد. مجمع تشخیص مصلحت نظام به لحاظ پتانسیل های یک مرکز خصوصیِ تصمیم سازی قابلیت های بیشتر و ویژه تری دارد به خصوص آن که سیاستگذاری های این مجمع از ضمانت های قانونی برای اجرا نیز برخوردار است. اما در طول عمر بیش از دو دهه ای، این مجمع تنها به برخی اختلافات بین قوا پایان داده و در برخی حوزه ها نیز سیاست های کلی را تصویب کرده است؛ بدون آن که سندی در قواره های انقلاب اسلامی ایران تهیه کرده باشد. البته نباید تصویب سند چشم انداز بیست ساله که در نوع خود حرکت شایسته ای بود را نادیده گرفت اما درباره تحقق این سند و اهداف آن لازم نیست تا سال 1404 صبر کنیم، هم اکنون که ده سال از تصویب آن گذشته نیز می توان درصد تحققش را مشاهده کرد. متأسفانه مجمع تشخیص مصلحت نظام و به تیع آن مرکز تحقیقات استراتژیک این مجمع در دو دهه گذشته عملکردی فراتر از یک مرکز پژوهشی دانشگاهی نداشته اند، چه رسد به اینکه در حد یک مرکز تصمیم ساز و راهبردی ظاهر شده باشند. ![]() ![]() البته می توان تعداد اندکی طرح پژوهشی را در بخش گنجینه اطلاعات! سایت مشاهده کرد که در کمیسیون های مختلف نگهداری می شوند. ![]() پژوهشکده چشم انداز و آینده پژوهی مشترک فیمابین دبیرخانه مجمع تشخیص مصلحت نظام و دانشگاه آزاد اسلامی تشکیل گردیده است! این پژوهشکده در سال 1390 هجری شمسی تأسیس شده و در فضای سایبر به جز چند خبر مطلب قابل توجهی درباره ی این پژوهشکده نیست، تنها می توان گفت که وجود دارد! ![]() ![]() این پژوهشکده زیر مجموعه دانشگاه شریف بوده و تاکنون تنها دو فصلنامه منتشر کرده است. یک مرکز تصمیم ساز که وظیفه ارائه مشاوره و پیشنهاد به رهبری نظام نیز جزء مسئولیت های آن است، به چند اندیشکده، پژوهشگاه و ده ها پژوهشکده نیاز دارد. مراکز مطالعاتی پویا و معتبری که بتوانند در حوزه های مختلف مورد نیاز انقلاب اسلامی به تولید علم بپردازند. اما وضعیت پژوهش و تولید علم در مجمع تشخیص مصلحت نظام از همین سه پژوهشکده که در چند سال اخیر راه اندازی شده اند مشخص است. جالب این جاست که در بخش گنجینه اطلاعات سایت مجمع تحت عنوان "گزارش راهبردی" تنها 24 گزارش با موضوع مواد مخدر نگهداری می شود. ![]() ![]() مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع نیز وضعیتی به همین ترتیب دارد. این مجمع با 6 معاونت و 31 گروه پژوهشی به جز انتشار تعدادی فصلنامه و نشریه پژوهشی مانند سایر پژوهشگاه ها و پژوهشکده های دانشگاهی خروجی دیگری را بر روی سایتش قرار نداده است. مقصود از پژوهشکده های دانشگاهی و پژوهش دانشگاهی آن توع از پژوهش است که مبتنی بر گزاره های علوم انسانی غربی صورت گرفته و آنجا که پژوهشگر قصد داشته نشان دهد که با معیارهای دانش غربی که استفاده کرده موافق نیست در پایان کارش به دانش غربی نقد می کند اما خود مدلی بومی و اسلامی ایرانی ارائه نمی دهد. ![]() ![]() تمام فعالیتی که در صفحه معاونت پژوهش های فرهنگی و اجتماعی این مرکز آورده شده است. البته عبارت "تازه ها" که در بالای ستون درج شده قدری منحرف کننده است، برای مثال می توان اشاره کرد که "گزارش پلیس و امنیت اجتماعی" مربوط به سال 88 است. تمام فعالیتی که در صفحه معاونت پژوهش های فقهی و حقوقی این مرکز آورده شده است. البته سایر معاونت های مرکز به علت اینکه گروه های پژوهشی بیشتری دارند، فعالیت شان نیز پررنگ تر بوده و انتشار کتاب و مقاله نیز توسط آن ها دیده می شود. فعال ترین معاونت های این مرکز معاونت های سیاست خارجی و روابط بین الملل هستند، دو حوزه ای که در آن نیاز به تولید علم بنیادین نیست. در واقع در مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام بیشترین تمرکز بر حوزه سیاست خارجی است تا بر حوزه های فرهنگ، هنر اسلامی، علم دینی، خانواده اسلامی، اقتصاد اسلامی و گزاره هایی از این دست که در واقع نیاز های اساسی کشور هستند، این طور می توان گفت که گردانندگان این مرکز به تیع اینکه رئیس آن در گذشته دبیر شورای امنیت ملی بوده است، استراتژی و مسائل استراتژیک را معادل امنیت ملی و سیاست خارجی گرفته اند. درباره ناتوانی این مجموعه در حوزه تولید علم، ایده، طرح و برنامه می توان به همین بسنده کرد که معاونت پژوهش های اقتصادی آن با وجود 10 گروه پژوهشی تا کنون نتوانسته نه طرح جامع بلکه حتی یک طرح حداقلی درباره ی اقتصاد اسلامی ارائه دهد. همانطور که اشاره شد فعالیت های عام المنفعه در بنیاد های رؤسای جمهور گذشته امریکا جایگاه ویژه ای دارد. هاشمی رفسنجانی در سال 1375 دستور به تاسیس بنیاد بیماری های خاص را داد، بنیادی که ریاست آن از همان ابتدا با فاطمه هاشمی، دختر بزرگ وی بوده است. این بنیاد اگرچه با نام هاشمی رفسنجایی شناخته نمی شود اما گویا بیشتر از آن که بنیادی در حوزه تندرستی باشد، بنیادی سیاسی است. درباره حاشیه های سیاسی این بنیاد میتوان به ذکر چند نمونه بسنده کرد: •ایرج فاضل عضو هیئت امنای بنیاد بیماریهای خاص در سال ۸۸ بیانیه تندی علیه جمهوری اسلامی صادر کرد. •فاطمه هاشمی از حامیان جدی میرحسین موسوی در انتخابات ۸۸ و پس از آن بود. •فاطمه هاشمی در ۲۱ اسفند سال ۸۵ در نشستی خبری در جمع خبرنگاران به موضوع مهمی اشاره میکند که در آن مقطع زیاد مورد توجه قرار نمیگیرد، وی در آن نشست میگوید: «از کمکهای قابل توجهی از سوی افراد یا دولتهای مختلف در برخی مواقع بهرهمند میشویم، مانند کمک ۶۷۰ میلیارد دلاری شیخ شمس از دبی و کمک ۷۰۰ هزار یورو دولت فرانسه که برای کمک به زلزله بم هزینه شد”. •در جریان حوادث پس از انتخابات ۸۸ اخبار متعددی از سفرهای فاطمه هاشمی به کشورهای حوزه خلیج فارس و اروپا منتشر شد و رسانهها در این باره نوشتند که فاطمه هاشمی "در سال ۸۹ سفرهایی به امارات و عربستان و دیدار جداگانه با ملکعبدالله پادشاه عربستان در خلال یکی از میهمانیها داشته است». •رسانههای داخلی هم میگویند که آیتالله هاشمی رفسنجانی ارتباط خوبی با حکومت عربستان و ملک عبدالله پادشاه این کشور دارد. •با این همه، برخی از منابع ازعضویت افتخاری معمر قذافی رئیس جمهور معدوم لیبی و ملک عبدالله پادشاه عربستان سعودی در بنیاد بیماریهای خاص خبر میدهند. (این موضوع تاکنون از سوی مسئولان این بنیاد تکذیب نشده است) •شایان ذکر است که سالانه ۱۵ میلیارد تومان به عنوان ردیف بودجه مجلس به بنیاد امور بیماریهای خاص و ۱۵ میلیارد دیگر نیز از طریق وزارت خارجه یا نهادهای دیگر به این بنیاد اهداء میشود، در حالی که در سایت این بنیاد نیز قید شده که این مرکز یک نهاد مردمى و غيردولتى است." ![]() خاتمی اگر چه در سال 1386 هجری شمسی بنیاد آزادی، رشد و آبادانی ایران (باران) را با وابستگی بسیار نزدیک به خود راه اندازی کرد اما هیچ گاه از عنوان بنیاد خاتمی برخوردار نشد. درباره اهداف این بنیاد در آیین نامه شرایط عضویت آن چنان آمده است: "بنیاد آزادی، رشد و آبادانی ایران (باران) که با انگیزه خدمت به اسلام، انسان، اندیشه و ایران تأسیس شده است بر آن است که با بهره گیری از ایمان، دانش، تجربه و تلاش متعهدانه انسانهای شایسته، توانا و کارآمد نقش حساس خود را ایفا کند. لذا مفتخر است با قبول عضویت و همکاری زنان و مردانی که ضمن پذیرش حرکت در چارچوب قانون اساسی و تقویت بنیانهای مردم سالارانه نهفته در این میثاق ملی به آرمانهای انقلاب اسلامی و آموزه های امام خمینی (ره) در نمایاندن چهره رحمانی دین خدا و استقرار نظام مردم سالار و داد بنیاد و رشد اخلاقی جامعه وفادار بوده و به دیدگاهها و برنامه هایی که طی چند سال گذشته در زمینه سازگاری دین با آزادی، استقلال و پیشرفت در عرصه داخلی و صلح و عدالت و گفتگو در جهت تفاهم و مقابله با خشونت در عرصه جهانی بیان و اجرا شده است احترام بگذارند، اهداف و مأموریتهای خود را محقق نماید." با این همه سایت این بنیاد که دسترسی به آن به دلیل مواضعش بر علیه امنیت ملی کشور(دفاع از فتنه گران) در داخل کشور مسدود شده است، بیشتر یک تارنمای خبری برای شخص و حزب رئیس جمهور سابق است تا سایتی برای یک بنیاد. در کنار خبرها به جز چند یادداشت و مقاله محدود در بخش های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی این سایت مطلب دیگری نمی توان یافت. ![]() با توجه به آن چه که گفته شد به نظر می رسد تفاوت ایالات متحده امریکا و جمهوری اسلامی ایران در بعد رفتار سیاسیون مشخص باشد. البته که قرار نیست امریکا الگوی جمهوری اسلامی ایران در حوزه ی حکومت داری قرار بگیرد اما نمی توان از مؤلفه های خوب و پسندیده ای که در سبک زندگی امریکایی وجود دارد چشم پوشید. درست است که امریکا دولتی استعماری، خون ریز، جنایتکار و پلید است اما این کشور به عنوان ابرقدرت بی همتای جهان توانسته در تمام حوزه های زندگی تولید دانش و سپس الگو طراحی کرده و در نهایت سبک زندگی مطلوب خود را به تمام جهانیان دیکته کند، کشوری که در علم، تکنولوژی و بسیاری دیگر از جنبه های مادی و در مواردی اخلاقی از سایر کشور ها جلوتر است. به هر حال در کنار چپاول ثروت کشورهای جهان سوم، نظم، جدیت، میهن دوستی و تلاش امریکایی نیز برای ساخت امریکای ابرقدرت لازم بوده است. از این رو خالی از لطف نیست در حوزه سیاست، رفتار سیاسیون و به طور مشخص رفتار رؤسای جمهور آن پس از پایان دوره ریاست جمهوری با نمونه های مشابه وطنی مورد مقایسه قرار بگیرد. تفاوت عملکرد رؤسای جمهور ایران و امریکا پس از اتمام دوران خدمت •در امریکا ممکن است یک رئیس جمهور پس از خروج از عرصه رسمی سیاست، وارد عرصه عمومی شده و به شکل غیر رسمی به بسط و گسترش سیاست های امریکا در قالب دیپلماسی عمومی بپردازد، به نقاط مختلف جهان سفر کرده و شخصاً در عرصه حاضر شود همانند بیل کلینتون، اما در ایران هیچ رئیس جمهوری این کار را نمی کند، چرا که رؤسای جمهور ایران پس از اتمام دورانشان، 4 سال به فکر بازگشت خود، حزب و یا اطرافیانشان به قدرت هستند. •در امریکا بنیاد رؤسای جمهور یا اجرا کننده غیر مستقیم پیشنهاد ها و طرح های اندیشکده ها و مراکز مطالعات راهبردی هستند و یا خود به طور مستقیم وارد عرصه تصمیم سازی شده اند، مانند بنیاد جورج بوش پدر. در ایران تولیدات مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام به عنوان تنها مرکز رسمی در این سطح چیزی فراتر از پژوهش های دانشگاهی نیست و در واقع هیچ منفعتی در حوزه تصمیم سازی عاید کشور نمی کند. درباره اهمیت جایگاهی که این مرکز باید در آن باشد و نیست می توان چنین گفت که امریکا بیش از 1600 تینک تنک(Think Tank) برای تصمیم سازی، آینده پژوهی، ترند گذاری، طرح ریزی، نگارش طرح های جامع و ... دارد، در حالیکه جمهوری اسلامی به شکل رسمی همین یک مرکز تحقیقات را دارد، در کنار چند مرکز محدود دیگر. نتیجه آن که ایرانیان باید عوارض تحریم ها و سوء تدبیر مدیران را توأمان تحمل کنند، در حالی که اگه این مرکز پیشتر گزینه های لازم را پیش بینی و تهیه کرده بود حتی تکلیف بی کفایتی مدیران نیز از قبل مشخص بود و جامعه متحمل این همه مشقت و سختی نمی شد. •در امریکا برخی از رؤسای سابق برای بسط مفاهیم مورد علاقه خود و دیدگاه هایشان بنیاد تأسیس می کنند، مانند رونالد ریگان، در این جا نیز سید محمد خاتمی بنیاد باران را راه اندازی می کند با یک تفاوت عمده؛ مفاهیم ریگان همگام و هم جهت و در واقع همان مفاهیم و ارزش های بنیادین امریکا و لیبرالیسم است، اما مفاهیمی که سید محمد خاتمی برای آن ها بنیاد زده، مفاهیمی است که در زندگی روزمره ی مردم جایی نداشته و ملت آن ها را طرد کردند چرا که تقابل آن ها را با ارزش ها و آرمان های اصیل انقلاب اسلامی دریافته بودند. رؤسای سابق امریکا بنیاد تأسیس می کنند تا هم نام خودشان باقی بماند و هم ارزش های امریکایی گسترش پیدا کند، رؤسای جمهور سابق ایران از براندازان حکومت می کنند. •در امریکا رؤسای جمهور سابق با هزینه شخصی و کمک های مردمی به تأسیس بنیادهایی مبادرت می ورزند که امور عام المنفعه داخلی و خارجی جایگاه ویژه ای در برنامه های این بنیاد ها دارد. در ایران مرکزی مانند بنیاد امور بیماری های خاص از بودجه دولتی استفاده کرده و شفافیت مالی ندارد، همچنین حتی مجلس شورای اسلامی نیز نمی تواند از رئیس بنیاد به علت مسائل سیاسی بازخواست کند. •در امریکا رئیس جمهوری مانند کلینتون با وجود آن که دوران او عصر طلایی اقتصاد نام گرفت و می توانست در زمان بحران اقتصادی از این موقعیت استفاده کند، به خصوص که دولت در دست حزب رقیب بود، به عرصه رسمی سیاست باز نگشت، همچنان که در طول 300 سال تاریخ امریکا هیچ کس دوباره به قدرت برنگشته است، تنها یکنفر پس از پایان دور اول ریاست جمهوری اش و شکست از رقیب، 4 سال بعد مجدداً کاندید شده و رای می آورد. استیفن گراور کلیولند(دور اول:1884 – دور دوم: 1892) تنها فردی است که بین 44رئیس جمهور امریکا پس از یکبار شکست دوباره به صحنه باز می گردد. فارغ از روسائی که در گذشتند و یا ترور شدند دلیل اصلی این عدم رغبت به بازگشت در میان رئیسان دولت امریکای را در درجه اول می توان در اولویت دادن به آرمان ها و پیشرفت امریکا به نسبت علاقه های شخصی دانست. بدین معنا که رؤسای جمهور امریکا با قبول این که در دوران 4 و یا 8 ساله ریاست جمهوری خود هر آن چه را که می توانسته اند بکنند، کرده اند و حال باید به دیگران مجال بروز ایده ها و طرح هایشان داده شود، از صندلی رئیس جمهور دل کنده و عرصه را به دیگران واگذار می کنند، در واقع رؤسای جمهور امریکا به امریکا، امنیت ملی امریکا، هژمونی امریکا، برافراشته بودن پرچم امریکا و مفاهیمی از این دست بیشتر از خواسته های فردی شان اهمیت می دهند، نتیجه آن که در تاریخ امریکا مشاهده نشده است که رئیس جمهوری اقدام به براندازی حکومت کرده و یا تغییر در آرمان ها و ارزش های امریکایی صورت داده باشد، در حالی که انقلاب اسلامی ایران رؤسای جمهوری داشته که اگرچه در ظاهر براندازی نکرده اند اما از براندازان و فتنه گران که اغلب از اطرافیان و دوستانشان بوده اند، حمایت کرده اند. ![]() ![]() در درجه دوم، عدم رغبت رؤسای جمهور امریکا به بازگشت به اتاق بیضی شکل کاخ سفید را می توان در این گزاره اخلاقی دانست که آن ها شهوت بازگشت به قدرت ندارند. همان طور که اشاره شد در بین 44 رئیس جمهور تنها یکنفر مجدداً به قدرت باز می گردد و این یعنی رؤسای جمهور امریکا عطشی برای نشستن دوباره بر روی صندلی ریاست جمهوری را ندارند، در حالی که در ایران بعضی از افراد زمانی که روی صندلی قدرت می نشیند دیگر حاضر به دل کندن از آن نبوده و می خواهد سیستم موروثی برای خود، همفکران و طرفدارانش ایجاد کند؛ پس از پایان دوران ریاست جمهوری نیز همواره در حال انتقاد از وضع موجود، شانتاژ رسانه ای و طرح ریزی برای انتخابات های مختلف مجلس، رئیس دولت، شورای شهر، خبرگان و ... است. ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() •در امریکا رؤسای سابق مصلحت امریکا، وجهه داخلی و بین المللی، بسط ارزش های امریکایی و مانند اینها را به منافع فردی و حزبی و گروکشی های سیاسی و ضایع کردن یکدیگر و ... ترجیح می دهند. انتخابات ریاست جمهوری در امریکا بین رقبایی از دو حزب اصلی که هیچ گاه خواهان براندازی حکومت امریکا نبوده اند برگذار می شود، در ایران انتخابات عرصه ای شده برای تقابل مدافعان ارزش های انقلاب و حامیان براندازان و یا کسانی که به هر نحوی پایبندی محکمی به آرمان های انقلاب ندارند و مدت هاست که از انقلابی بودن فاصله گرفته اند. از همین روست که رؤسای جمهور سابق فارغ از حزب و دسته خود به رئیس جمهور فعلی کمک می کنند، مانند همکاری کلینتون و بوش پدر در زمان وقع توفان کاترینا و یا همکاری کلینتون و بوش پسر برای کمک به اوباما هنگام وقوع زلزله هائیتی. در سال ۲۰۰۵ میلادی و بعد از توفان کاترینا کلینتون و جرج بوش پدر بنیاد تسونامی بوش کلینتون و بنیاد کاترینای بوش کلینتون را راه اندازی کردند. پس از زلزله هائیتی در سال ۲۰۰۹ باراک اوباما اعلام کرد کلینتون و بوش پسر بنیادی را برای بازسازی هاییتی تاسیس می کنند. اما در ایران رؤسای جمهور قبلی نسبت به رئیس جمهور فعلی حالت خصمانه دارند چرا که او همفکر و هم حزب آن ها نیست، به همین منظور شبانه روزی علیه او و سیاست ها و عملکردش انتقاد کرده و رسانه هایشان را بسیج می کنند و شاید قدری کارشکنی هم اگر از دستشان برآید دریغ نکنند، و مدام منتظر فرصت اند که کشور با چالش مواجه شده و مردم در زیر فشار و سختی به خصوص معیشتی قرار بگیرند تا اینان تابلوی "من که گفته بودم" در دست گرفته و بر اساس توهم خود قهرمانی شان، خود را آماده ی نشستن مجدد بر روی صندلی رئیس جمهور و بازی کردن نقش منجی کنند. در ایران رؤسای جمهور سابق منتظر می مانند و شاید قدری هم تسهیل کنند شرایط را، تا کشور به ورطه ای به زعم آن ها نابودی بیافتد تا مجدداً رجعت کنند، الیته بعد از آن که جیره خوارانشان زمینه ی قهرمان سازی از ایشان را با انواع و اقسام ترفندهای رسانه ای آماده کردند. ![]() ![]() به همین ترتیب به علت رفتار متضاد سیاستمداران دو کشور است که به عنوان مثال اگر در یک سایت، وبلاگ یا فروم امریکایی به تحریم انتخابات دعوت شود، مخاطبان شدیدا موضع گرفته و به هیچ وجه راضی نیستند از حق خود بگذرند اما در ایران همیشه عده ای از مردم بدون تفکر درباره ی منشاء دعوت به تحریم رسانه های مختلف ضد نظام با آن ها همراهی می کنند. ![]() ![]() همین اشتیاق مدیران رده بالای سابق است که باعث می شود حتی مدیران میانی نیز سودای نشستن بر صندلی قدرت که قرار بود صندلی خدمت باشد را در سر بپرورانند. •رؤسای سابق دولت امریکا شأن خود را حفظ کرده و پس از یکبار اسکان در کاخ سفید، فرصت را به جوان تر ها و در کل دیگران می دهند، بدون اینکه برای خود، دسته و گروه و رسانه ی جیره خور و ... راه انداخته و به فکر 4 سال دیگر باشند. در نتیجه مردم امریکا نیز به این منش احترام گذاشته و با تقدیر از رئیسان سابق در قالب ساخت مجسمه، یادبود، احداث موزه و اموری از این دست همچنان ایشان را با لقب رئیس جمهور صدا می کنند و همسرانشان را هم تحت عنوان بانوی اول، به عنوان مثال به ریگان، رئیس جمهور ریگان گفته می شود نه رئیس جمهور سایق، و یا بنیاد بوش، بنیاد ریاست جمهوری بوش نام دارد و ... اما در جمهوری اسلامی ایران افراد با وجود این که یکبار بخت خویش را آزموده اند، همچنان بدون داشتن برنامه کلان و جامعی قصد دارند رئیس جمهور شوند. افرادی که در دهه ی هفتم و یا هشتم زندگی خود هستند و این یعنی اگر توانایی ارائه طرح و برنامه کارشناسی شده و جامعی را داشته و یا حداقل می-توانستند از نظرات نخبگان و اهل فن استفاده کنند در عمر 34 ساله ی انقلاب کرده بودند. ![]() ![]() به نظر می رسد برای یکبار هم که شده باید به سبک زندگی امریکایی و رفتار رؤسای جمهور آن احترام گذاشت، افرادی که برای رفع شهوت قدرت خویش، اردوکشی خیابانی نمی کنند. اما هرچه باشد امریکا، امریکاست و زیبنده نیست که یکسری دولتمرد امریکایی الگوی سیاستمداران مسلمان ایرانی قرار بگیرند.
دردانه های عزیزم ایام غریبی است،سختترین لحظه های زندگیم را می
گذرانم.همیشه نوشته ام – یا به ضرورت یا به دل – اما این بار تفاوت
دارد،شرح احوال است، احوال شخصی. کلمات زندانی احساسند و زندانی همیشه در
پشت میله ها، به رنجوری می افتد!.
تاریخ چگونه قضاوت خواهد کرد : قدرت یا ضعف؟.چشم های مردم من مهربان و دلهایشان سرشار از یقین است . براستی ارزش آنرا دارند که نامشان بر بالاترین قله ارزشهای بشری حک شود. ایمان داشتن و باور داشتن مردم،بزرگترین پشتوانه تو خواهد بود، پس چرا تردید؟خود را از این تردید رها کن. صدایت می کنند!. درلحن و کلامشان آهنگی است که رهایت نمی کند.دیروز یکی می گفت:" تدبیر می خواهیم و عقل" .دیگری با لحنی هراس آلود می گفت : انصاف می خواهیم همین!.جوانی هم آن گوشه نشسته بود وهیچ نمی گفت،می شد دردریای چشمانش امواج بی کران به حقِ خواسته هایش را دید. این روزها انگار وزن کلمات را جور دیگری احساس می کنم،انگار مردم آهنگ کلمات را جور دیگری ادا می کنند. دیروزمردی با شهامت برخاست وگفت:آقای هاشمی ! می دانی اداره کردن ایران یعنی چی؟. زنگ صدایش بی رعشه بود و صادق.گویی به نمایندگی از چند هزار سال تاریخ این مرز و بوم سخن می گفت. او گفت و گفت بسیار گفت .جوری می گفت که من کلامش را می دیدم. گاهی احساس سنگ دلی می کنم که چرا خواست این همه انسان ها نمی تواند دلم را با عقل همراه کند. تیرماه پارسال بازدیدی بود از یک کارخانه. مهندس جوانی با شورو ذوق همه چیز را توضیح می داد.یکباره گفت: آقای هاشمی! شما اهل موسیقی هستی ؟. تعجب کردم . گفتم : کم . گفت : چرا هستی!. گوشتان را جلو بیاورید.گوش خود را نزدیک دستگاه برد. من هم همین کار را کردم . گفت:می شنوید؟. گفتم چی را ؟. گفت : موسیقی!، ما در این کارخانه اسمش را گذاشته ایم: "سمفونی زندگی". و زندگی را با چنان لبخندی و برقی در چشمانش گفت که غبطه خوردم . راست می گفت .ظلم است ظلم بزرگی. اگر به فردای این کشورفکرنکنیم. فردا ممکن است ما نباشیم ولی فرزندان ما که هستند. آینده که هست. ایران که هست. ستونهای فردا را باید امروز بنا کنیم .فردای دنیا صدایی دارد که باید آهنگ آنرا از امروزشروع کنیم. تردیدها رهایم نمی کنند چه کنم؟. آخر همیشه آرزو و امید داشتم در زمان حیاتم ببینم که دستهایی تواناتر ، اداره کشور را از ما تحویل بگیرند و ما بنشینیم و ببینیم و خدا را و مردم را شکر کنیم ، اما تردید دارم که با این وضع این آرزو به عمل برسد. لحظه ها سخت شد. با خودم می گویم تو در لحظه هایی سخت و دشوار بسیاری بودی، چرا اینبارخود چنین سخت و دشوار شدی؟ نکند تحملت کم شده؟ طاقت درگیری نداری!. به موانع فکر می کنی، به نامهربانی ها، به جفاها، به سختیها،خوب همه اینها هست و بسیاری چیزهای دیگر ...دوباره فکر کن چیزی جا نینداختی؟. چرا ! خدا را ، صبر و تحمل .... معمولاً برسرهرانتخاب یک دوراهی سهمگین است . دو راهی خود یا خدا . چه امتحان سخت و دشواریست . شیطان بر سر این دوراهی چه ها که نمی کند. اگر شیطان بر دروازه دل ، گوش و چشم تو نشست، خود را و خواسته خود را خدا می بینی. آبرو کجا می آید ؟ کجا می ریزد ؟ می شود کاری کرد بی آنکه با همه ریختن اون باشدبعضی حرفها را تنها با تو می توان زد.خدایا!. خدایا ! من متاعی جز آبرو ندارم و عزیزتر از او دیگرهیچ . من با عزیزترین عزیزم به میدان آمدم. خدایا ! تو بر ما منت اسلام نهادی، از تو می خواهم به ما منت فهم درست آنرا نیز عطا کنی، تا بتوانیم پیرایه جهل از آن بزداییم تا بتوانیم محبت و رافت پیام تو و رسولت را دریابیم .خدایا! دشمن به کفر و دوست به جهل می کوشند تا شیرینی شفای دین تو را به تلخی بدل سازند وبیراهه بر بیراهه می بندند تا مردم را از دین تو گریزان سازند. خدایا! تو برما دین و دنیا عرضه کردی و گفتی دنیایتان را هم دردین ببینید. چه تلخ است دیدن کسانی که دنیا می نهند و دین نمی یابند وچه تلخ ترکسانیکه دین به دنیا می فروشند وچه هولناکتردیدن کسانیکه دین و دنیا را یکسره می نهند ودربرزخ تاریک قهر با خدا لانه می کنند. خدایا به تو پناه می برم. معیشت مردم ، خواسته اهل دین ، خواسته روشنفکران ، تراز زندگی جدید ، حفظ سنتها ، توسعه ، عدالت و قهر – واژه ای که از آن بیزارم – ... . روزی در جمع یاران به بهشتی گفتم این تهمتهای تلخ آزارت نمی دهد؟. نگاهم کرد و گفت: این آسیاب به نوبت است ،نوبت تو هم خواهد رسید. چقدر این روزها بی شما سخت می گذرد دوستان. من تا نیمه راه آمده ام ،مشیّت این بود که بمانم تا نوبت به من برسد. تا در سنگ زیر و بالای آسیاب، صدای شکستن های خود را بشنوم و بچشم. دلم که می گیرد یاد امام آرامم می کند به چشمهایش که هنوز هزار حرف نگفته دارد. چه آسان می توان بر لبان این " مردم شریف لبخند شادی نشاند " وچه آسانتر می توان لبخند را از آنان گرفت کاش عده ایی باور کنند " شادی و لبخند لازمه زندگی است "و دنیا بدون شادی تحمل ناپذیر است . رمز آبادانی در گره خوردن همتهای بلند و افکار نوست. ایرانی یعنی دستهای توانا و افکاری بلند، همتهای استوار و ارادتهایی خستگی ناپذی. تاریخ این خاک گواه بسیار بر این حرف دارد. آنانی که دل در خدمت به این مردم دارند فقط باید سدها و موانع را بردارند.این اقیانوس اگر به تلاطم در آید تاریخ یکبار دیگر ایران را بر تارک جهان خواهد دید واینبار با اتکا به اسلام و قرآن . خدایا! تو را گواه می گیرم که هیچگاه ملتی چنین صبور و همراه در تاریخ نبوده، این مردم حق بسیاری دارند و بسیارحق دارند. خدایا آنچه که می گویند و آنچه که می خواهند حق است خدایا ! کمک کن ما شرمنده چنین ملتی نشویم . بر ما ببخش اگر نتوانیم دین مان را به این مردم ادا کنیم . تو می دانی که ما می خواهیم ادا کنیم . می گویند شیطان در شب زاد و ولد می کند. تاریکی ها همیشه آبستن حوادثند. دشمنان این سرزمین آرامش آنرا نمی خواهند . چشمانی بیدار همیشه باید مراقب باشند. سیاستمداران به وقت غرور اشتباهات زیادی می کنند که تاوان آنرا ملتها باید بپردازند. تاوانی بسیار گران و سنگین. غرور ملتی را چه آسان می توان شکست، آنگاه که مصلحت به خیر مردم خود را نبینی؟. دوست دارم از آینده بنویسم، ترسیم آینده زیباتر است. اما ما را از گذشته گریزی نیست .در هر قدمِ گذشته حرفی است برای گفتن و درهر قدم آینده هزارحرف. شب آرام آرام به پایان می رسد و روز دیگری برای ایران آغاز می شود. روز دیگری با هزاران امید و هزاران آرزو و هزاران چشم منتظر. وسوسه ها و تردیدها در ظلمت است و روز جهت آشکاریست. جان ما با آفتاب یقین گرم می شود، یقین به اسلام ! یقین به ایران ! یقین به مردم...
“بسم الله الرحمن الرحیم”
روسا و مسئولین احزاب اصلاح طلب و کارگزارانی اکنون بیش از 8 سال از زمانی که مردم اصلاحات و سازندگی را به بازنشستگی فراخوانده اند گذشته است . بازنشستگی پیش از موعدی که با روشن شدن زوایای ناکارآمدی در سیاست داخلی با اتفاقاتی چون تحصن مجلس ششم، فتنه منتظری، اصلاح قانون مطبوعات،18 تیر و پس لرزه های آن ، ماجرای آقا جری ، حوادث سیاسی 82،ماجراهای شورای شهر اول و دوم و … رقم خورد . جریانی که تا دیروز دم از تقلب در انتخابات می زد و نظام مبتنی بر مردم سالاری دینی را به ظلم و سرکوب عدالتخواهان محکوم می نمود، امروز بر سر آمدن یا نیامدن آتش افروزان و سران فتنه ی 88 مسابقه ی رسانه ای گذاشته اند. این جریان با چهره ای حق به جانب چون پدرخوانده ای دلسوز شعار نجات کشور را سر می دهند. خون شهدای بسیجی و مردم بی گناهی که با سلاح منافقین و مزدوران خارجی دردوران فتنه بر زمین ریخت همچنان تازه است. در عرصه فرهنگ عمیق ترین ضربات را بر پیکره این مرز و بوم وارد آوردید. در سینما، موسیقی،تئاتر و از همه مهم تر فرهنگ عمومی بی حیای و لاقیدی را ترویج کردید که نتایج آن در رشد نرخ طلاق،اعتیاد و بزهکاری های اجتماعی مشهود است. بگذار بگوئیم آنانی که امروز خود را منجیان کشور و اقتصاد آن می دانند در دوره ی صدارتشان با تجویز نسخه های توسعه گرایی غربی، وام های کلان خارجی، مانور تجمل و ترویج روحیه ی اشرافی گری و سرمایه داری، تورمی افسار گسیخته و شکاف طبقاتی گسترده را به مردم تحمیل کردند در اقتصاد نیز اگر چه امروز اوضاع و احوال کشور به جهت تحریم ها وبرخی سوء مدیریت ها به سامان نیست و مسئولین امر باید پاسخگو باشند،اما مگر شما برای اصلاح اقتصاد بیمار ایران چه کردید که امروز داعیه نجات اقتصادی سر می دهید؟.ندانم کاری ها، سردرگمی سیاست های اقتصادی، تولد فسادهای کلان اقتصادی، رانت خواری ها و ایستادگی در برابر مبارزه با فساد و در نهایت پناه به نسخه های بانک جهانی تنها گوشه ای از کارنامه ی غیر موفق اقتصادی این مدعیان است. در حوزه بین الملل مسیر حرکت خواسته یا ناخواسته، بر این بود که استقلال، عزت و شرافتی که مردم ایران اسلامی با رشادت و شهادت فرزندان خود به دست آورده بودند را به نیشخند های جک استرو و هم پیاله های غربی و آمریکایی او به حراج بگذارند.دیپلماسی منفعلانه و با عقب گردی که در دراز مدت لاجرم، موجب برگرداندن سیطره استکبار جهانی بر ملت ایران می شد و اگر نبود تدابیر داهیانه امام امت و هوشیاری ملت، امروز همه زحمات ملت را برباد داده بودید.شما توانایی حفظ دستاورد های نظام را نداشتید چطور توقع دارید در دهه پیشرفت و عدالت، که به سرمایه و دستاورد های دوچندان نیازمندیم،به شما برای حضور در صحنه انتخابات اعتماد شود؟ بی تردید شما نه تنها توانایی و شایستگی خادمی اسلام عزیز وملت غیور و بزرگ ایران را ندارید، صلاحیت حقوقی و سیاسی برای حضور در انتخابات را هم نمی توان در شما یافت.مشارکت حد اکثری بی شک با حضور آحاد ملت رخ خواهد داد و حضور همه سلایق در چهارچوب مصلحت ملت عزیزشکل خواهد گرفت . وبرای این امر نیازی به عناصری که ما را به عقب برگردانند نیست. بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام ضمن توصیه ی همه ی کاندیداهای احتمالی به رعایت تقوای اخلاقی- سیاسی از این عزیزان خواستاریم با پیگیری گفتمان اصیل انقلاب اسلامی جهت تحقق تمدن اسلامی گام بردارند. والسلام علی من اتبع هدی آیا تا کنون به این موضوع فکر کرده ایم که گناهانی که ما در طول شبانه روز
مرتکب آن می شویم آیا تنها آخرت ما را نابود می کنند یا در زندگی دنیایی
ما نیز موثر هستند؟ شاید بسیاری از گرفتاری های امروز زندگی ما، نتیجه
گناهانی است که مرتکب می شویم! اما در پاسخ به این پرسش که چه گناهانی باعث
دریده شدن پرده های عصمت، نزول بلا و عدم استجابت دعا می شود؟ باید گفت؛
اساساً هر گناهی به طور کلی سبب می شود که پرده های عصمت انسان دریده شود؛
هر گناهی می تواند موجب نزول بلا، عدم استجابت دعا و گرفتن رزق و روزى و
برکت از زندگی انسان شود. اصولاً این خاصیت و اثر طبیعی گناه است. این چیزی
است که در منابع دینی ما به آن اشاره شده در احادیث آمده است که خداوند می
فرماید:گاهى بنده از من حاجتى مىطلبد و من آن را اجابت می کنم، ولى او
گناه مىکند، من هم به فرشتگان مىگویم: این بنده به وسیله گناه، خود را در
معرض خشم من قرار داد و خود را مستحقّ محرومیت از نعمت من کرد، پس از این
به خواسته خود نزد من نایل نخواهد شد، مگر به بندگیم گردن نهد.[1] همچنین
امام علی علیه السلام فرمود: سوگند به خدا هیچ نعمتى از مردمى گرفته
نمىشود، مگر به علت گناه آنها.[2]
ارتباط بلاها و مصیبت ها با گناه و معصیتدر
چند جمله نخست از دعای کمیل، پیشوای پارسایان امیرالمومنین علیه السلام
شاید به همین مسئله نظر داشته باشد، و با تکرار این جملات می خواهد بگوید
خدایا، هر گناهی که موجبات دریدن پرده عصمت، نزول بلا، عدم استجابت دعا
و... می شود را، بر من ببخش، چنان که در انتهای این جملات می فرماید: هر
جرم و گناهی که مرتکب شدم و هر خطا و اشتباهی را که از من سرزد، بر من عفو
کن. اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتى تَهْتِکُ الْعِصَمَ؛
اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتى تُنْزِلُ النِّقَمَ؛ اَللّهُمَّ
اغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتى تُغَیِّرُ النِّعَمَ؛ اَللّهُمَّ اغْفِرْ
لىَ الذُّنُوبَ الَّتى تَحْبِسُ الدُّعاَّءَ؛ اَللّهُمَّ اغْفِرْ لىَ
الذُّنُوبَ الَّتى تَقطَعُ الرَّجاءَ؛ اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ
الَّتى تُنْزِلُ الْبَلاَّءَ. گناهانى که عذاب مىآورند و روزى انسان را می گیرند ابو خالد کابلى می گوید: از امام سجاد علیه السلام شنیدم، فرمودند: گناهانى که موجب تغییر نعمت می شوند عبارت اند از: ظلم به مردم، ترک کارهاى نیک و احسان به مردم، کفر نعمت و ترک شکر و سپاس. خداوند متعال می فرماید: إِنَّ اللَّهَ لا یغَیرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى یغَیرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ"؛[5] پروردگار چیزى از قومى نمی گیرد، مگر این که آنها خود اوضاع و احوال خود را تغییر دهند. و گناهانى که عذاب مىآورند عبارت اند از ظلمى که ظالم نسبت به آن شناخت داشته باشد، و تجاوز و تعدى به مردم و ریشخند کردن آنها. گناهانى که روزى انسان را می گیرند؛ اظهار فقر، خوابیدن در هنگام نماز عشاء به گونه ای که نماز قضا شود، همچنین است نماز صبح، و کوچک شمردن نعمت ها و شکایت از خدا. اما گناهانى که پردهها را پاره می کنند عبارت اند از: خوردن شراب، بازى کردن قمار، شوخى و مزاح با مردم، سخنان لغو و بىفایده، عیب جویى از مردم و همنشینى با مردان آلوده. گناهانى که مانع قبولى دعا می شوند و فرمود: گناهانى که موجب نازل شدن عذاب می گردند؛ کمک نکردن به ستم دیدگان، نرسیدن به حال محرومان و ترک امر به معروف و نهى از منکر می باشد. گناهانى که موجب مىشود که دشمنان بر انسان تسلط یابند، عبارت اند از: ظلم آشکار، گناه علنى، ارتکاب محرمات، نافرمانى از نیکان و متابعت از اشرار. گناهانى که آدمیان را زود هلاک می کنند عبارت اند از: قطع رحم، سوگند دروغ، گفتن سخنان غیر واقع، زنا، سد راه مسلمانان و ادعاى امامت بدون لیاقت و شایستگى. گناهانى که امیدها را قطع می کنند عبارت اند از: ناامیدى از رحمت خداوند، یأس از درگاه خدا، اطمینان و اعتماد به غیر خدا و تکذیب وعده هاى خداوند. گناهانى که مانع قبولى دعا می شوند عبارت اند از: سوء نیت، خبث باطن، نفاق با برادران، اجابت نکردن دیگران، تأخیر نمازهاى واجب تا آن گاه که وقتش بگذرد، نیکى نکردن در راه خداوند، ندادن صدقه و ترک احسان، زبان به فحش و ناسزا گشودن[6] هریک از اینها ممکن است موارد بیش از این برایشان باشد که به جهت اختصار به همین مقدار اشاره شد، همان گونه که از روایات برمی آید، دلایل عدم استجابت دعا را حدود سی عامل تشکیل میدهد و اسباب آن در مواردی لقمه حرام، غیبت، حسادت، عجب و خود بزرگ بینی، قساوت قلب، ریا و ... می تواند باشد. [1] دیلمی، حسن، إرشاد القلوب إلى الصواب، ج 1، ص 150، شریف رضی، قم، چاپ اول، 1412 ق.
امروز برخی از مردم به شعار "این مکان مجهز به دوربین مدار بسته است" بیشتر
توجه میکنند تا اینکه "خدا همواره ما را میبیند و ما همواره در محضر او
هستیم."
«أَلَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ یَرَیٰ» "آیا او (انسان) ندانست که خداوند (همه اعمالش را) میبیند؟"
نکته: ریشه طغیان انسان دو چیز است:
1 - خود را بینیاز میبیند. «رَّآهُ اسْتَغْنَی».(آیه 7 سوره «علق»)
2 - دیگر آنکه خدا را نمیبیند و گمان میکند خدا هم او را نمیبیند. «ألم یعلم بانّ اللّه یری»
یک کودک یا نوجوان یا جوان برای کشف نیازها،استعدادها و تواناییهایش ناگزیر
از آزمون و خطاست فلذا خطا و اشتباه او نیز امری اجتناب ناپذیر است و باید
با دادن فرصتهای دوباره زمینه شکوفایی و پیشرفت آنها را فراهم ساخت.
سال که نو می شود، مشمولان سربازی بی صبرانه گوش به اخبار می سپارند تا
شاید خبری در زمینه اعلام معافیت های سربازی یا تغییر قانون و یافتن راهی
برای رهایی از خدمت سربازی بیابند. گروهی نیز همچنان به عنوان مشمولان غایب
زندگی می کنند؛ به امید تصویب قانونی دیگر و تغییر شرایط شان. اینها در
شرایطی است که مسئولان می توانند با تعریف شکل جدیدی از سربازی، شرایط را
به اندازه ای متحول کنند که خدمت زیر پرچم برای جوانان جذابیت داشته باشد. |
|
انتخابات اوّل ریاست جمهوری |
96 نامزد |
|
انتخابات دوّم ریاست جمهوری |
4 نامزد |
|
انتخابات سوّم ریاست جمهوری |
4 نامزد |
|
انتخابات چهارم ریاست جمهوری |
3 نامزد |
|
انتخابات پنجم ریاست جمهوری |
2 نامزد |
|
انتخابات ششم ریاست جمهوری |
4 نامزد |
|
انتخابات هفتم ریاست جمهوری |
4 نامزد |
|
انتخابات هشتم ریاست جمهوری |
10 نامزد |
|
انتخابات نهم ریاست جمهوری |
8 نامزد |
|
انتخابات دهم ریاست جمهوری |
4 نامزد |
· پروژه "تعدّد کاندیدا"
در انتخابات پیشرو مردم شاهد حجم بالایی از "خوداصلح پنداری" ها هستند.
تا بحال از افرادی مانند: «اکبر هاشمی رفسنجانی»، «سیّدحسن خمینی»، «محمّد خاتمی»، «محمّدرضا عارف»، «علی اکبر ناطق نوری»، «محمّد هاشمی»، «اسحاق جهانگیری»، «حسن روحانی»، «کمال خرّازی»، «محمّدعلی نجفی»، «علی فلّاحیان»، «حسین کمالی»، «محمّد سعیدی کیا»، «مصطفی کواکبیان»، «محمّد شریعتمداری»، «خسرو نصیری زاده»، «حبیب ا... بیطرف»، «محسن مهرعلیزاده» و آیت ا... «سیّدمصطفی محقّق داماد»؛ به عنوان کاندیداهای متمایل به جریان فکری اصلاحات و کارگزاران اسم برده شده است.
کسانی چون: «سعید جلیلی»، «کامران باقری لنکرانی»، «غلامعلی حدّاد عادل»، «محمّدباقر قالیباف»، «علی اکبر ولایتی»، «مصطفی پورمحمّدی»، «علی لاریجانی»، «محسن رضایی»، «پرویز فتّاح»، «سیّدمسعود میرکاظمی»، «سیّدمحمّدحسن ابوترابی فر»، «علیرضا زاکانی»، «منوچهر متّکی»، «محمّدرضا باهنر»، «یحیی آ اسحاق»، «حمیدرضا حاجی بابایی»، «مصطفی میرسلیم»، «مرضیّه وحیددستجری» و «سیّدمحمّدباقر خرّازی»؛ نیز به عنوان کاندیداهای احتمالی نزدیک به جریان های راست و اصولگرایی معرّفی می شوند.
از طرف جریان نزدیک به دولت نیز اسامی افرادی مانند: «اسفندیار رحیم مشّایی»، «غلامحسین الهام»، آیت ا... «سیّدمحمود هاشمی شاهرودی»، «علی نیکزاد» و «علی اکبر صالحی»؛ به گوش می رسد.
در این میان نیز برخی مانند «عوض حیدرپور» و «صفر نعیمی رز» که نماینده «مجلس نهم» هستند، اعلام آمادگی کرده اند! «حسن سبحانی» نیز که سابقه نمایندگی دارد بعنوان نیروی مستقل قویّا اعلام آمادگی برای حضور در عرصه انتخابات کرده است. "حجتالاسلام ابوترابی" نیز از دیگر چهرههای پارلمانتاریستی است که اخیراً با اعلام احساس تکلیف، اینطور گفته است که وارد انتخابات خواهد شد.
با این تفسیر تا حالا چیزی حدود 46 نفر یا رأساً اعلام آمادگی کرده اند یا در حال برّرسی اوضاع هستند یا از طرف گروه ها معرّفی شده اند و سرنوشت شان در هاله ای از ابهام است. بروز پدیده نامبارک فوق نشأت گرفته از دو دسته عوامل است: 1- عوامل اقتضایی و روانی- سیاسی (بدلیل شرایط موجود سیاسی کشور بوجود آمده اند) و 2- عوامل پروژه ای (طرّاحی های هدفمندی برای مقاصد سیاسی و انتخاباتی خاص هستند).
· عوامل روانی- سیاسی
بی شک با بروز «سوم تیر 1384» بخش اعظمی از "گفتمان های بدلی" از انقلاب اسلامی (تکنوکراسی بنیادگرا، تحزّب بنیادگرا) و "گفتمان های ضدّ" انقلاب اسلامی (تحزّب لیبرال- سکولار و تکنوکرات) دچار شکست شدند لذا باید پیروزی «رئیس جمهور نهم» را بیش از هر المانی به "پیشبرندگی گفتمانی" نسبت داد. با پیروزی مجدّد «احمدی نژاد» در دوره دهم که طیّ آن انتخابات در افکار عمومی بعنوان نماینده "گفتمان سوّم تیر" جا افتاده بود؛ غلبه تامّ این گفتمان بار دیگر بر همه جریانات سیاسی مبرهن و مشخّص شد. چنانچه رهبر حکیم انقلاب اسلامی نیز در تنفیذ حُکم «احمدی نژاد» به این مسئله توجّه داده بودند.
با این وجود طیّ سال های اخیر "گفتمان های بدلی" سعی کرده اند ادبیّات خود را در ظاهر هم که شده به گفتمان پیروز نزدیک کنند. همچنین "گفتمان های ضدّ" مجبور شده اند با پذیرش شکست تا حدودی به کُنج خزیده و به نقد عملکردی جناح پیروز بپردازند.
این ماجرا باعث شده مردم و نخبگان در عرصه آتی دچار یک "اغتشاش و اختلاط گفتمانی" شوند. به عبارت بهتر جریان های سیاسی حامی و مستمسک به "گفتمان سوّم تیر" و "گفتمان های بدلی"، نتوانسته اند به گفتمان جدیدی برسند که ضمن جامع تر و ارجح بودن از "گفتمان سوّم تیر" مقبولیّت بالایی هم بین مردم داشته باشد.
در کنار "اغتشاش گفتمانی" بوجود آمده، عدول دولت و رئیس آن از فاکتورهای اصلی "گفتمان سوّم تیر" و تلاش برای امتداد دادن فیزیکی دولت در آینده باعث شده جریان های اصولگرا تمام همّت خود را جزم کنند تا این دولت با وجود برخی انحرافات موجود تمامیّت "گفتمان سوّم تیر" را بیش از این زیر سئوال نبرد.
این قضیّه به این منجر می شود که شاخه های متنوّع اصولگرا با درجه خلوص مختلف کاندیداهای خود که بیشتر منطبق بر "گفتمان سوّم تیر" می دانند را روانه میدان نمایند.
جریان های حزبی (شامل راست و چپ) نیز که مهمترین رقیب خود را یک پدیده اصولگرای مستقل می دانند سعی دارند بازی را بیشتر به سمت گروهی شدن سوق دهند. این گروه ها با نقد عملکرد دولت حاکمه تلاش دارند گفتمان را نیز در نظر مردم مخدوش جلوه دهند. از این رو سعی می کنند با تخریب گفتمانی که در سال 84 مورد حمایت مردم بوده، بار دیگر همه تقصیرات را مربوط به گفتمان و مجری گفتمان بدانند (و نه فقط مجری) و بنابر این فضا را برای تبلیغ دوباره "گفتمان های بدلی" و "گفتمان های ضدّ" باز نمایند. لذا مقصود گروه دوّم از تعدّد کاندیدا از مقصود اصولگرایان برای "تعدّد کاندیدا" متفاوت است. نیروهای حزبی از "تعدّد کاندیدا"، تاکتیک ها و راهبردی هایی سیاسی و انتخاباتی خاصّی را فرض گرفته اند و نیروهای اصولگرا دچار عدم تفاهم و دشمن پنداری توهّمی نسبت به هم شده اند.
امّا بواقع احزاب از پیشبُرد پروژه "تعدّد کاندیدا" چه مقاصدی را دنبال می کنند؟
· اهداف پروژه "تعدّد کاندیدا"
چنانچه "تعدّد کاندیدا" بصورت یک پروژه از طرف چند جریان سیاسی دنبال بشود که این فرض فعلاً در حدّ یک گمانه محتمل است، می توان به یک سناریونویسی از این پروژه دست زد. جریان های مختلف حزبی هر کدام سعی دارند اهداف و اغراض سیاسی خویش را از این پدیده دنبال نمایند. این اهداف در ... محور زیر خلاصه می شوند:
محور 1- تحقّق "دولت وحدت ملّی"
چندی پیش بود که ایده "دولت وحدت ملّی" بار دیگر بعنوان یک راهکار برای برون رفت از بحران جاری!! از سوی هاشمی و نیروهای نزدیک به وی مطرح شد. آن زمان این ایده هر چند بهمنظور ایجاد فشار به اصولگرایان برای تسامح با تکنوکرات ها و اصلاح طلبان مطرح می شد امّا بواقع برخی از نیروهای سیاسی در جبهه های مختلف بدان اعتقاد داشتند و این راه حل را یک پاسخ کارآمد برای فرار از مفاهیمی چون "سران فتنه"، "فتنه گر"، "ساکت فتنه" و ... می دانستند. برخی نیروهای حزبی دو جبهه علیرغم اینکه به عملی شدن این ایده در شرایط فعلی مشکوک هستند لیکن می دانند جذّابیّت های این طرح برای آنها آنقدر هست که برای نیل به آن بتوان تلاش هایی انجام داد.
اصولاً در عالَم سیاست وقتی فردی اعلام کاندیداتوری می کند از سوی کاندیداهای قدرتمندتر پیشنهاد ائتلاف دریافت می کند، به این معنا که با تضمین امتیازهای خاصّی در دولت بعدی از گردونه انتخابات به نفع ائتلاف کنار رود. اعلام حضور بخشی از نیروهای متمایل به «هاشمی رفسنجانی» با ذائقه سیاسی بینابینی مانند «محسن رضایی»، «حسن روحانی»، «علی اکبر ناطق نوری»، «محمّد شریعتمداری»، «علی فلّاحیان»، «اسحاق جهانگیری»، «خسرو نصیری زاده» (دبیرکلّ «مجمع متخصّصین»، نزدیک به «کارگزاران») و حتّی «محمّد سعیدی کیا»، «مصطفی پورمحمّدی» و در این راستا می تواند تفسیر شود. اگر همه این نیروهای معتقد به "گفتمان تکنوکراسی" چه از جناح راست چه از جناح چپ با کسب یک جایگاه در دولت بعدی ائتلاف کنند؛ عملاً در صورت پیروزی ائتلاف - که مجموعه ای از دو جناح راست و چپ است- "دولت وحدت ملّی" تشکیل شده است.

محور 2- القای کُد "انتخابات مهندسی شده"
از چندین ماه پیش جریانی مشکوک در بدنه اصلاحات، «کارگزاران سازندگی» و احزاب اقماری شان به موازات طرّاحی های خارجی، شروع به پمپاژ عملیّات روانی حول کُد "انتخابات آزاد" و "انتخابات مهندسی شده" کردند. هر چند این عملیّات رسانه ای- سیاسی مورد توجّه رهبر معظّم انقلاب اسلامی قرار گرفت و باعث شد این کُدها در فضای عمومی کشور کمتر شنیده شوند، لیکن مجموعه های حزبی فوق به اضافه جریان خاصّی در دولت، گه گاه با قلب واژه ها همان مفاهیم را به انحائی دیگر تکرار کردند.
نگفته پیداست که برخی از آنها که اعلام کاندیداتوری شان بر سر زبان هاست، شانس کمی برای گذر از فیلتر قانونی- منطقی «شورای نگهبان» را دارند. اصلاحات یکبار در «انتخابات مجلس هفتم» این ترفند را کلید زده بود، بر این اساس آنها حجم انبوهی از نیروهای حزبی شان را در حالی وارد گردونه انتخابات کردند که می دانستند آنها ردّ صلاحیّت خواهند شد. سپس با پرواگاندا روی آمار، بر مغرضانه بودن عملکرد «شورای نگهبان» اصرار کرده و به پروژه "مشروعیّت زدایی از نظام" در قالب تحصّن در مجلس و استعفای دسته جمعی از دولت مبادرت ورزیدند.
محور 3- افزایش سهم در ائتلاف
طبق تجربه، نیروهای اصولگرا و جناح راست همچون جبهه پیروان، حزب مؤتلفه و ... در کارزارهای انتخاباتی ابتدا به ساکن تلاش می کنند که به یک سامانه وحدت دست یابند، فارغ از نقد این سامانه ها باید گفت برخی سعی دارند با افزایش کاندیداهای خود، وزنه جریان خویش را در این سیستم ها افزایش داده تا قدرت چانه زنی بالاتری داشته باشند. این نیروهای حزبی سعی دارند با تبلیغ روی کاندیداهایی که مشخّصاً اقبال وسیعی در مردم ندارند آنها را به عنوان وجه المصالحه وارد سامانه وحدت کنند.
محور 4- اثبات حقّانیّت «قانون اصلاح انتخابات»
اخیراً طرح نامتجانسی تحت عنوان «قانون اصلاح انتخابات» از طرف «مجلس شورای اسلامی» به «شورای نگهبان» فرستاده شد که نخبگان سیاسی و حقوقی و مردم بویژه دانشجویان اصولگرا نسبت به آن واکنش های شدیدی نشان دادند.
این طرح بالاخره با تدبیر درست «شورای نگهبان» به مجلس مرجوع شد و مجلس هم در اقدامی مناسب این طرح را به «مجمع تشخیص» ارسال نکرد.
بخشی از این طرح مربوط می شد به چگونگی تأیید صلاحیّت کاندیداهای انتخاباتی که بطور واضحی تحدید اختیارات «شورای نگهبان» و اعتبار زدایی از آن بود. در حال حاضر این گمانه مطرح می شود که برخی از نمایندگان مجلس که شانس چندانی برای تأیید صلاحیّت در «انتخابات ریاست جمهوری» ندارند؛ بدین منظور وارد این گود شده اند که حقّانیّت مجلس در ارسال طرح پیش گفته به بدنه نخبگانی جامعه و توده های مردمی القاء شود. زیرا قسمت عُمده ای از دفاعِ مدافعان طرح مربوط می شد به اینکه طرح از کاندیداتوری های توهّمی جلوگیری می کند.
ضمن آنچه گفته شد این راه هم باید افزود که "تعدّد کاندیدا" باعث خواهد شد مردم در تصمیم گیری برای انتخاب دچار اغتشاش ذهنی شده و پروسه "انتخاب" برایشان دشوار گردد.
برای جریان هایی که مقبولیّت خویش را در گذشته از دست داده اند مبهم کردن فضا برای به اشتباه انداختن مردم بهترین کار است، درست مثل کاری که در انتخابات ریاست جمهوری گذشته بر سر بازی "آمدن خاتمی یا موسوی؟" براه انداختند.
در این مطلب فرازهایی از زندگی حضرت امام رضا(ع) را مرور میکنیم که تصویری از سبک زندگی در سیره رضوی را برای ما ترسیم میکند.