X
تبلیغات
دین یعنی راه و روش زندگی
حضرت آیت‌الله عبدالله جوادی آملی پیش از ظهر امروز در درس خارج خود در ادامه تفسیر سوره مبارکه احزاب در مسجد اعظم گفت: اگر موجودی بخواهد مجرای فیض باشد باید از موجودی که می‌خواهد به او فیض برساند بالاتر باشد، یک وقت یک نفر قاصد و کتاب‌رسان است او واسطه در رساندن جرم و علم است، او محتوای کتاب را نمی‌داند، بلکه این کتاب را دارد می‌رساند، اگر موجودی فیض الهی را بخواهد برساند چه فرشته و چه انسان باشد باید حتما از این فرشته بالاتر باشد، زیرا ممکن نیست کسی که نازل‌تر از مستفیض است مجرای فیض باشد و ما هرگز نمی‌توانیم واسطه فیض باشیم که به اهل‌بیت(ع) و پیامبر(ص) فیض را برسانیم.

وی افزود: نقل حدیث تا قرن اول ممنوع بود، وجود مبارک پیامبر(ص) 23 سال زعیم رسمی حوزه علمیه مکه و مدینه بود و آن روز هم مهم‌ترین حوزه حوزه علمیه مکه و مدینه بود و خداوند پیامبر(ص) را مفسر و مبین معرفی کرد، اما روایات از پیامبر(ص) کم است و سر آن این است که نقل حدیث را منع کرده بودند، پیامبر(ص) هر روز و هر شب درس تفسیر داشت، بعد از نزول آیات به تفسیر می‌پرداخت 23 سال پیامبر(ص) «یتلون»، «یعلمهم» و «یزکیهم» را داشت؛ ما هر چه می‌چشیم از سقیفه می‌چشیم و این یک خسارت بزرگی است و هر چه جلوتر می‌رویم یا ابن‌عباس یا ابی‌بن‌کعب است، اما از زمان امام محمدباقر(ع) و امام صادق(ع) حوزه علمیه اهل‌بیت(ع) باز می‌شود.

مفسر برجسته قرآن کریم با اشاره به آیه «إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِّ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِیمًا» ادامه داد: احترام به فرشته‌ها سبب شد که در «یصلون» ضمیر جمع آورده است و این نشان می‌دهد که گرچه فرشته‌ها ویژگی خاصی دارند اما شرف نبوت هم ایجاب کرده است که خداوند فرشته‌ها را در کنار خود حاضر کند و با هم صلوات بفرستد اما درباره مؤمنان «هُوَ الَّذِی یُصَلِّی عَلَیْکُمْ وَمَلَائِکَتُهُ»، که فرشتگان را از ذات اقدس اله جدا کرد و این نشان‌دهنده جایگاه ویژه پیامبر(ص) است.

حجاب را حفظ کنید تا اوباش به دنبال شما نیاید

وی با قرائت آیه «إِنَّ الَّذِینَ یُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُّهِینًا» خاطرنشان کرد: ایذای خدا به هتک حرمت احکام و شریعت اوست و ایذای پیامبر(ص) به اطاعت نکردن دستور پیامبر(ص) و بدرفتاری کردن و احترام نگاه نداشتن پیامبر(ص) است، یک بار خداوند می‌گوید رحمت نمی‌رسد، اما یک‌بار می‌گوید گذشته از این‌که از رحمت دور هستند به عذاب نزدیک هستند که درباره اذیت‌کنندگان پیامبر(ص) و خداوند هستند، در ادامه می‌فرماید و کسانى که مردان و زنان مؤمن را بى‏آنکه مرتکب عمل زشتى شده باشند آزار مى‏رسانند قطعا تهمت و گناهى آشکار به گردن گرفته‏اند.

حضرت آیت‌الله جوادی آملی با اشاره به آیه « یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُل لِّأَزْوَاجِکَ وَبَنَاتِکَ وَنِسَاء الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِن جَلَابِیبِهِنَّ ذَلِکَ أَدْنَى أَن یُعْرَفْنَ فَلَا یُؤْذَیْنَ وَکَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِیمًا» اظهار کرد: خداوند می‌فرماید به زنان و بنات و مؤمنان بگو که حجاب خود را نگاه دارند، درست است که دیگران باید حرمت پیامبر(ص) را حفظ کنند اما باید زنان پیامبر(ص) نیز حفظ حجاب کنند، برای این‌که زنان عفیف مورد اذیت و آزار قرار نگیرند هم حجاب خود را حفظ کنند و هم خود را از خطر اوباش نگاه دارند، جلباب یا چادر است یا آن پوشش بزرگ است که خداوند می‌فرماید آن پوشش را بزرگ‌تر بگیرند تا آنان شناخته نشوند و کسی نتواند آنان را ببیند همین علامت حجاب آنان است و سبب می‌شود که اوباش به دنبال آنان نیفتد.

قرآن سه نوع دستور تزکیه‌ای، فقهی و اخلاقی دارد

وی با اشاره به این‌که قرآن سه نوع دستور فقهی، تزکیه‌ای و امنیتی دارد، بیان کرد: در سوره نور فرمود هم زنان جلوی چشم‌های خود را بگیرند و هم مردان جلوی چشمان خود را بگیرند، این راه تزکیه است، یک بار می‌فرماید نگاه به نامحرم حرام است این حکم فقهی است و یک‌بار می‌گوید خود را با نگاه به نامحرم آلوده نکنید، این می‌شود تزکیه‌ای است، همچنین در سوره احزاب فرمود کسی که به نامحرم نگاه کند مریض است، این اخلاق و تزکیه است،‌اما در آیه محل بحث فرمود «ذَلِکَ أَدْنَى أَن یُعْرَفْنَ فَلَا یُؤْذَیْنَ» این قسمت امنیتی است که بخشی به عهده خود انسان و بخشی به عهده نظام است‌.

استاد درس خارج حوزه علمیه اظهار کرد: یک وقت کسی هست که مریض است اما مزاحم دیگری نیست و یک وقت کسی هست که مریض است اما مزاحم دیگری است، عصمت زن و ناموس زن حق‌الله است و یک حکم تکلیفی محض نیست بلکه حق‌الله هم هست زن نمی‌تواند راضی باشد که دیگری او را ببیند، یا شوهر نمی‌تواند راضی باشد که کسی همسر او را ببیند، این یک صبغه معنوی دارد. این روسری را بلندتر بگیرند که سر را بپوشاند و جیب یعنی گردن و سینه را بپوشاند و این زن شناخته نمی‌شود که چه کسی است و شناخته می‌شود که عفیف است.

سرنوشت انتشاردهندگان اخبار دروغ و لرزه‌دار در جامعه

وی با اشاره به آیه « لَئِن لَّمْ یَنتَهِ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِینَ فِی قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْمُرْجِفُونَ فِی الْمَدِینَةِ لَنُغْرِیَنَّکَ بِهِمْ ثُمَّ لَا یُجَاوِرُونَکَ فِیهَا إِلَّا قَلِیلًا»، خاطرنشان کرد: اگر این منافقان دست از کارشان بر ندارند،‌ما قبلا جلوی آنان را می‌گرفتیم الان هم جلوی آنان را می‌گیریم، شما اگر بخواهید جامعه را بلرزانید، اجازه نمی‌دهیم، مرجف یعنی کسی که در جامعه لرزه ایجاد می‌کند، اخبار دروغ می‌گوید، تخریب می‌کند دیگران را به جان هم می‌اندازد، اخباری که ریشه و اصل ندارد لرزان است، مرجفون کسانی هستند که اخبار لرزان و تخریب‌های بی‌پایه را رواج می‌دهند، باید آنان دست بردارند، فرمود اگر دست برندارند من کاری می‌کنم که بساط آنان جمع شود، نمی‌توان که کشور را با اخبار لرزه‌دار اداره کرد.

حضرت آیت‌الله جوادی آملی با قرائت آیات «مَلْعُونِینَ أَیْنَمَا ثُقِفُوا أُخِذُوا وَقُتِّلُوا تَقْتِیلًا سُنَّةَ اللَّهِ فِی الَّذِینَ خَلَوْا مِن قَبْلُ وَلَن تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِیلًا» خاطرنشان کرد: خداوند در ادامه می‌فرماید این سنت من است و تغییر نمی‌کند، دیگری نمی‌تواند تغییر دهد چون نمی‌تواند و من تغییر نمی‌دهم چون احسن‌السنن است، اگر کسی جامعه را از امنیت و آرامش و وحدت بیندازد خداوند آبروی او را می‌برد که این را تجربه کردیم، در ادامه می‌فرماید از رحمت ‏خدا دور گردیده و هر کجا یافته شوند گرفته و سخت کشته خواهند شد، این خشم الهی است این نظیر قبله بودن قدس نیست که یک روز این‌جا باشد و یک روز جای دیگر، بلکه این سنت الهی است با انبیای دیگر هم همین کار را کردیم، هر کس بخواهد امنیت جامعه را امنیت نظام را به هم بزند خداوند به او مهلت نمی‌دهد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1392/02/29ساعت 9 بعد از ظهر  توسط انسان مهاجر  | 
قرن بیستم در کنار تمام اتفاق ها و رویدادهایی که در دل خود داشت، در عرصه سیاست با یک پدیده ی ویژه همراه بود، ظهور یک ابر قدرت جهانی با نام ایالات متحده امریکا.

امریکا در کمتر از سیصد سال از بدو پیدایش خود تا پایان قرن بیستم توانست به عنوان غایت تمدن غرب، هژمونی خود را حتی تا عمق دورافتاده ترین روستاهای افریقا، آسیا و امریکای جنوبی گسترش دهد. تاریخ کوتاه اما پر فراز و نشیب ایالات متحده امریکا ملغمه ای است از جنگ های داخلی، خون ریزی، کشتار، لشگرکشی، جنگ های برون مرزی، تولید علم، استعمارگری فرهنگی، چپاول، پیشرفت های تکنولوژیکی، سلاح های ضدبشری، امریکایی سازی ابعاد و حوزه های مختلف زندگی، سیطره ی سیاسی، حاکمیت سرمایه داری، رکود اقتصادی و ... اما آن چه که از امریکا، امریکا ساخته است را می توان در واژه ای به نام "دکترین" خلاصه کرد.

 
واژه « doctrine» را می‌توان مشتقي از واژه ي «docile» انگليسي دانست كه ريشه‌ي آن به «dokeō» يوناني و «docēre» لاتيني باز مي‌گردد. واژه‌ی «Doctrine» در لغت، ما به ازای فارسی ندارد اما در زبان عربی به دو مفهوم قائده و یا یقین تعبیر می ‌شود. اگر دﻛﺘﺮﻳﻦ تحت عنوان قاعده تعریف شود آن را به مثابه روش در نظر می گیرند که خاستگاه آن تبیین قوانین حاکم بر رفتار، بدون قدرت قانونی می باشد و از سوی دیگر اگر دکترین یقین تعریف شود آن را به مثابه یک محتوی می‌دانند که هدف آن تبیین چیستی، چرایی و چگونگی یک پدیده است.

برای درک بهتر مفهوم دکترین می توان چنین گفت که بسیاری از اصول و قواعدی که اغلب در قالب مکاتب و آئین ها و نظام های فکری –  فلسفی توسط افراد، گروه ها و یا دولت ها پذیرفته شده اند، در واقع دکترین حاکم بر رفتار آن ها می باشند. مبتنی بر این نگاه اغلب متفکرین برای خود دکترین ویژه ای دارند که می توان آن را پایه و اساس نظریات و فعالیت های ایشان در نظر گرفت، برای مثال مقصود از "دکترین امام خامنه ای در باب سیاست خارجی" شامل اصول و قواعدی که است که نگاه معظم له در حوزه سیاست خارجی بر اساس آن ها شکل گرفته با وجود این که در قانون اساسی به آن ها اشاره نشده است و یا منظور از "دکترین شهید مطهری" بن مایه های اصلی ایشان است که رفتار، عملکرد و نظریات وی حول آن ها چیده می شود. گفته می شود دکترین نخستین بار در زمان ریاست جمهوری جیمز مونروئه، پنجمین رئیس جمهور آمریکا به کار رفت. به فردی که از خود دکترین دارد، دکترینر(Doctrinaire) گفته می شود.

 
با توجه به تنوع حوزه ها، امروز در عرصه های مختلف فکری، فلسفی، سیاسی، فرهنگی، نظامی، اجتماعی و ... دکترین های متفاوت بسیاری وجود دارد، اما دکترین های حوزه ی سیاست به خصوص سیاست خارجی و امور نظامی شناخته شده تر هستند، بویژه آن که خاستگاه بیشتر آن ها ایالات متحده امریکاست، در واقع اکثر دکترین های معروف در عرصه سیاست خارجی و انواع جنگ های سخت، نیمه سخت و نرم محصول اندیشه متفکران، نظریه پردازان و دولتمردان امریکایی است.

 
داشتن دکترین و در واقع داشتن دستگاه فکری به قدری در میان رؤسای جمهور امریکا به عنوان نماد حکومت پررنگ بوده است که هم اکنون حجم بالایی از دکترین های این افراد در دسترس بوده و این دکترین ها جزئی از تاریخ حکومت داری در این سرزمین محسوب می شود. از زمان ریاست جرج  واشنگتن اولین رئیس جمهور امریکا که خود یک فراماسون بلندپایه بود تاکنون اغلب رؤسای جمهور امریکا دکترین های مخصوص به خود را داشتند و سایرین به یک یا چند دکترین پیش از خود وفادار بوده اند. دکترین برای نخستین بار در زمان مونرو(1817- 1825) به شکل جدی در عرصه سیاست و بویژه سیاست خارجی موضوعیت پیدا کرد، مونرو به دنبال کاهش نفوذ همگان در امریکا بود، از همین رو وی با تحت فشار قرار دادن دول استعمارگر اروپایی به دنبال متحد کردن ایالت های مختلف امریکا و  نیز حفظ امریکای لاتین بود، مونرو اسپانیا را مجبور کرد تا فلوریدا را به امریکا واگذار کند، همچنین به روس ها اخطار داد که نباید به سواحل جنوبی اقیانوس آرام دست درازی کنند. در واقع دکترین مونرو بر این اساس بود که امریکا باید از استعمارگری اروپایی ها دور باشد.
 

مونرو

مهم ترین دکترین های ارائه شده از رؤسای جمهور ایالات متحده(United States presidential doctrines) عبارتند از دکترین مونرو، دکترین روزولت، دکترین ترومن، دکترین آیزنهاور، دکترین کندی، دکترین جانسون، دکترین نیکسون، دکترین کارتر، دکترین ریگان، دکترین کلینتون، دکترین بوش و دکترین اوباما. در کنار رؤسای جمهور گاه مشاهده می شود که افرادی از درون کابینه و یا ساختار حکومت نیز دکترین مخصوصی را ارائه می دهند که از جمله آن ها می توان به دکترین پاول، دکترین کیسینجر و یا دکترین مک کین اشاره کرد.
           

روزولت  
 

ترومن 
 

آیزنهاور
           

کندی 
 

جانسون


 نیکسون

نکته که در این میان نباید از آن غافل شد این است که در گذشته یک رئیس جمهور به تنهایی می توانست برای اداره ی کشور به تصمیم گیری در حوزه های مختلف اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، نظامی و اقتصادی بپردازد و نگاه خود را در مسائل مختلف دنبال کند و بدین ترتیب نیاز به ارائه دکترین های متفاوت و پیچیده نبود، اما در قرن بیستم و هم اکنون در قرن بیست و یکم به علت افزایش جمعیت، رشد علم، پیشرفت های تکنولوژیک، حاکمیت رسانه ها، ظهور فضای سایبر و موضوعیت پیدا کردن زندگی سایبری، ارتقاء کیفی سطح زندگی بشر، افزایش سطح سواد، عملاً اداره کشور و برنامه ریزی، طرح ریزی و در نهایت تصمیم گیری توسط یک نفر با چالش مواجه شده است، این امر در کشوری مانند امریکا در دهه 1960 منجر به تشکیل موسسات و مراکزی برای طرح ریزی شد.

بدین ترتیب در عصر سایبر در کشوری مانند امریکا صدها مرکز مطالعات استراتژیک، اندیشکده، موسسه آینده پژوهی، پژوهشگاه و مانند این ها مشغول فعالیت هستند.

این مراکز در حوزه های مختلف به ارائه دکترین و به تبع آن استراتژی، طرح جامع استراتژیک، برنامه کاربردی و در کل ملزومات تصمیم گیری در حوزه های مختلف مربوط به اداره یک جامعه برای حال و آینده می پردازند و وظیفه رئیس جمهور در این میان انتخاب از میان گزینه های ارائه شده است، در واقع مسئولیت رئیس جمهور گرفتن بهترین تصمیم است.

بدین ترتیب همواره دولت ایالات متحده امریکا انبوهی از برنامه ها و طرح های مختلف در حوزه های گوناگون که مبتنی بر نگاه آینده نگر نگاشته شده اند را در اختیار دارد و رئیس جمهور به عنوان شخص اول حکومت همیشه گزینه های مختلفی را برای تصمیم گیری حتی در موارد غیرقابل پیش بینی روبروی خود خواهد داشت.
           

 کندی  

 
  ریگان   


کلینتون

     

بوش
  

اوباما
خوشبختانه در سال های اخیر توجه نظریه پردازان و نخبگان داخلی به ارائه دکترین از سوی مسئولان و گردانندگان کشور جلب شده است، به طوری که در ایام اخیر که به انتخابات یازدهم ریاست جمهوری نزدیک می شویم، مشاهده می شود برخی دلسوزان از نامزدها درخواست دکترین در حوزه های مختلف اداره یک جامعه را دارند.

البته ذکر این نکته ضروری است که هنگامی که به عنوان مثال در یک نشست دانشجویی از نامزدی طلب برنامه ها، برنامه ریزی ها و طرح های جامع برای حل مشکلات کشور می شود، این مسأله مطالبه دکترین را نیز در دل خود دارد، چرا که تا هنگامی که فرد نظام فکری مشخصی برای خود نداشته باشد نمی تواند طرح و برنامه های منسجم و ساخت یافته ای را ارائه کند.

 
اما با وجود مطالبه ی مراجع بزرگوار، نخبگان فکری - فرهنگی، اساتید و دانشجویان حوزه های مختلف از نامزدهای انتخایات ریاست جمهوری، اکثر افراد با دادن شعارهای پرطمطراق و یا برنامه های توهمی و هیجان انگیز تنها دلسوزان انقلاب را از خود نا امید می کنند.

در ماه های اخیر جامعه ی ایرانی شاهد فعالیت های زود هنگام اکثر نامزدها بوده است، نامزدهایی که برخی از آن ها به شکل کودکانه در همایش های دعوت از خودشان در شهرها و شهرستان های مختلف حضور پیدا کرده و مبتنی بر تقاضاهای نمایشی افراد عادی جامعه، طومارها و ابراز احساس ها، سنگینی تکلیف را بر دوش خود احساس کرده و پا در میدان گذاشته اند. چطور می توان قبول کرد ذهنی که از ماه ها قبل به دنبال تشکیل ستاد، انتخاب رنگ برای هواداران، فعالیت های مختلف در قالب های عوام پسند در نقاط مختلف کشور بویژه نواحی محروم بوده و در این اواخر با برپایی کمپین و همایش و یا به راه انداختن سر و صدا هنگام حضور و ثبت نام در وزارت کشور قصد بزرگنمایی خود را داشته است، توانایی ارائه ی طرح، نظریه و  برنامه برای اداره کشور و یا تصمیم گیری از بین نظرات کارشناسان مختلف را خواهد داشت؟
      
      


لشگرکشی های خودجوش و مردمی برخی نامزدها

ضرب المثل های یک جامعه نمونه ای از دکترین های حاکم بر رفتار مردم آن جامعه هستند چرا که از اصول و قواعدی پذیرفته شده از سوی آن ها خبر می دهند. "طبل تو خالی" عبارتی است که ایرانیان از دوران گذشته برای تعریف چنین شرایطی استفاده می کرده اند، این که فردی فقط ادعا و تبلیغ و سر و صدا داشته باشد بدون این که در عمل از او کاری بر آید.

 بسیاری از نامزدهای انتخابات در دهه ی ششم و یا هفتم زندگی خود هستند و این یعنی اگر توانایی ارائه طرح و برنامه کارشناسی شده و جامعی را داشته و یا حداقل می توانستند از نظرات نخبگان و اهل فن استفاده کنند، در سال های گذشته و در دوران مسئولیت های مختلف خود می کردند. نامزدها از برنامه ها و طرح های بعضاً شگفت انگیزی صحبت می کنند که توسط کارشناسان و همفکران طرفدار و یا هم حزبی خود تهیه کرده اند، طرح هایی که در حوزه های مختلف با یکدگیر در تناقض بوده و بدین ترتیب نداشتن دستگاه فکری و نظام تصمیم گیری در نامزد مربوطه را عیان می سازند. 

 
هنگامی که مطالبه دکترین، طرح جامع، برنامه و مانند این ها از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری جدی نبوده و در تعیین و احراز صلاحیت آن ها نقشی نداشته باشد، این می شود که حتی افرادی از رده مدیران میانی که در کارنامه شان نقطه درخشانی ندارند نیز در خود توانایی اداره کشور را احساس می کند، البته اگر تعداد افراد غیر سیاستمدار و عادی جامعه که در روزهای ثبت نام نامزدها در وزارت کشور حضور پیدا می کنند را نادیده گرفته و زنگ تفریح بدانیم.

      
البته این که انقلاب اسلامی این حجم بالای دلسوزان را دارد، جای بسی خوشحالی است اما آیا هر فرد دلسوز انقلاب افارغ از شرایط سنی، جسمی، حوزه تخصصی، گرایش سیاسی و ... می تواند در تمام پست های مدیریتی و به خصوصی سمت ریاست جمهوری، بهترین کارایی را نیز داشته باشد؟ اکثر نامزدها با در نظر گرفتن حسن نیت آن ها برای ورود به انتخابات تنها برای وضع موجود کشور برنامه دارند، مواردی که مطرح می کنند یا صرفاٌ انتقاد است، یا عنوان برنامه ای است که ادعا می کنند دارند که مشخص نیست آن برنامه وجود خارجی داشته باشد یا خیر، یا ایده های تخیلی است مبتنی بر برآوردهای ناقص و غیرواقعی فرد از وضعیت کلان کشور.

در کل قریب به اتفاق نامزدها برای آینده کشور برنامه ای ندارند و آنچه که برای حال کشور مطرح می کنند نیز بیشتر یک مسکن موقتی است تا یک طرح جامع و کلان. هنگامی که یک فرد برنامه ای برای آینده، شرایط ویژه و احتمالات مختلف سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و ... نداشته باشد، پس نه خود نظام فکری مشخصی دارد و نه تیم کارشناسی خبره ای، برای مثال هیچ نامزدی درباره ی دکترین سیاست خارجی اوباما صحبت نمی کند و اینکه برای امریکای پس از اوباما چه احتمالاتی موجود و این نامزد در قبال آن ها چه گزینه هایی در دست دارد، برای بیداری اسلامی نیز به همین ترتیب، این ها مواردی بود در سیاست خارجی، در عرصه های داخلی نیز هیچ نامزدی درباره تبعات فرهنگی فضای سایبر و ورود ناگهانی ابزارهای دیجیتال شخصی در کنار سایر فناوری ها به داخل کشور در میان مدت و بلند مدت صحبت نمی کند، موضع هیچ کدام از نامزدها درباره حاکمیت رسانه ها و اثرگذاری فضای سایبر بر روی سیاستگذاری های جوامع در آینده نزدیک مشخص نیست، در حالیکه تمام این موارد قطعات پازلی هستند که زمینه اصلی و بستر آن را دکترین و نظام تصمیم گیری فرد و یا تیم کارشناسی اش تشکیل می دهد.

البته این بدان معنا نیست که یک نامزد باید تا جزئی ترین امور اجرایی کشور طرح و برنامه داشته باشد، که اگر چه حد مطلوب نیز همین است، بلکه هنگامی که نامزدی از حوزه های مختلفی مانند موارد فوق صحبت می کند و یا چشم اندازی را به عنوان غایت طرح هایش مطرح می کند می توان امیدوار بود که این نامزد توانایی مقابله با مشکلات حال و آینده کشور را خواهد داشت، اما در حالت فعلی نامزدها محورهای مشخص و عوام پسندانه ای برای صحبت کردن دارند: یارانه ها، بیکاری، اقتصاد، مسکن مهر، رابطه با امریکا، حقوق زنان و ...

 
در کنار اینکه اکثر نامزدها توانایی ارائه طرح های آینده پژوهی در حوزه های مختلف مبتنی بر الگوهای بومی را ندارند، همچنین هیچ کدام از نامزدها تاکنون برنامه جامع و مشخصی برای وضع فعلی اقتصاد، فرهنگ، سیاست خارجی، امور اجتماعی، نظام بهداشت و درمان، محیط زیست، آموزش و پرورش، هنر و ... ارائه نکرده اند، نه اینکه برای تمام این حوزه ها برنامه داشته باشند، که برای تک حوزه ها نیز طرحی ندارند، یک طرح جامع اقتصادی یا فرهنگی، اکثر نامزدها حتی یک طرح جامع در یک حوزه سیاستگذاری را نیز در چنته ندارند.

این امر نتیجه ی طبیعی سیاسی کردن عرصه ی انتخابات است، کم نیستند افرادی که به صرف گرفتن قدرت برای خود و یا حزبشان به میدان انتخابات آمده اند. بدین ترتیب انتخابات که باید مجالی برای تقابل آراء اندیشمندان و کارشناسان در حوزه های مختلف سیاستگذاری و حکومت داری باشد تبدیل به عرصه کشمکش سیاسیونی شده که همیشه رسانه های خود را برای بیان نظراتشان داشته اند اما این کافی نیست و الا و لابد که باید کرسی ریاست شخص اول دولت را نیز در اختیار داشته باشند.

 
دکترین رئیس دولت در واقع دکترین حاکم بر رفتار و عملکرد دولت است، حال اگر دولتی دکترین نداشته باشد، چنان قطاری خواهد بود که لوکوموتیو ندارد، نتیجه آن که پس از 4 سال این تنها مسافران هستند که زمان، هزینه و فرصت های خود برای پیشرفت و جلو رفتن را از دست داده اند، در حالیکه دولتمردان در کنار سایر مواهب حداقل تجربه کسب کرده اند.

مطالبه دکترین، طرح و برنامه از سوی نخبگان و دانشگاهیان از یک طرف و ارائه آن ها از سوی نامزدهای انقلابی متعهد که به دور از هیاهو و شعار به دنبال خدمت آمده اند از سوی دیگر، می تواند چشم اندازی روشن از پیاده سازی الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت و به تبع آن سبک زندگی انقلابی را نمایان کرده و گزینه های لازم برای عبور از پیچ تاریخی ملت ایران را تبیین کند.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1392/02/29ساعت 9 بعد از ظهر  توسط انسان مهاجر  | 
عموماً دوران ریاست جمهوری در نقاط مختف جهان 4 سال و در موارد اندکی نیز 6 سال است. در اغلب موارد رؤسای جمهور پس از شکست در پایان دور اول و یا به اتمام رسیدن دور دوم ریاستشان دیگر به قدرت باز نمی گردند؛ این افراد یا به کل سیاست را بوسیده و خود را بازنشسته می کنند؛ یا به عنوان مشاور وارد قوای دیگر و در واقع سایر ارکان قدرت می شوند و یا به تدریس دانشگاهی و شاید مشاوره در بخش خصوصی روی می آورند.

در ایالات متحده امریکا رؤسای جمهور بازنشسته در نیم قرن اخیر، علاوه بر انتخاب یکی از موارد فوق به تأسیس بنیادی با نام خود مبادرت ورزیده اند.

•بنیاد فورد(ford foundation)

•مرکز هنرهای نمایشی کندی(The John F. Kennedy Center for the Performing Arts)

•بنیاد جرالد فورد(Gerald .r Ford Foundation)

•بنیاد ریگان(Reagan Foundation)

•بنیاد کلینتون(Clinton Foundation)

•بنیاد بوش(George Bush Foundation)

از جمله این نهاد ها هستند. برخی از این نهاد ها صرفاً به امور عام المنفعه مشغول هستند و برخی دیگر در سطح راهبردی و مشاوره به دولت نیز فعالیت دارند.

در دهه های اخیر به علت پیچیده شدن سازوکار های زندگی عملاً اداره کشور و برنامه ریزی، طرح ریزی و در نهایت تصمیم گیری توسط یک نفر (رئیس دولت) با چالش مواجه شده است، این امر در کشوری مانند امریکا از دهه 1960 میلادی منجر به تشکیل موسسات و مراکزی برای طرح ریزی شد. هم اکنون صدها مرکز مطالعات استراتژیک، اندیشکده، موسسه آینده پژوهی، پژوهشگاه و مانند این ها در امریکا مشغول فعالیت هستند که در حوزه های مختلف به ارائه دکترین و به تبع آن استراتژی، طرح جامع استراتژیک، برنامه کاربردی و در کل ملزومات تصمیم گیری در حوزه های مختلف مربوط به اداره یک جامعه برای حال و آینده می پردازند و وظیفه رئیس جمهور در این میان انتخاب از میان گزینه های ارائه شده می باشد. در واقع مسئولیت رئیس جمهور آمریکا گرفتن بهترین تصمیم است.

اما تمام آن چه که در این مراکز تهیه می شود قابلیت اجرا توسط دولت و نظام رسمی حکومت را ندارد، همچنین سپردن آن ها به نهادهای خصوصی غیر معتبر نیز بیشترین بازدهی را نخواهد داشت، لذا ایجاد نهادهایی با وجه دولت ایالات متحده برای پیش برد اهداف و سیاستگذاری ها در حوزه هایی مانند دیپلماسی عمومی لازم می نماید. بنیاد بیل کلینتون مثالی از این دست است.

ویلیام جفرسون «بیل» کلینتون چهل و دومین رئیس جمهور امریکا از سال ۱۹۹۳ تا ۲۰۰۱ بوده‌است.

بعد از ریاست جمهوری:
کلینتون بعد از ریاست جمهوری به فعالیت های عمومی روی آورد.

او در ۶ برنامه آخر گردهمایی ملی دموکراتها سخنرانی کرده است.

در سال ۲۰۰۲ کلینتون هشدار داد که حمله پیشدستانه به عراق عواقب ناخوشایندی دارد.

در سال ۲۰۰۴ پارک و مرکز ریاست جمهوری ویلیام جی کلینتون در لیتل راک آرکانزاس ایجاد شد.

در سال ۲۰۰۴ کتاب زندگی نامه خود تحت عنوان «زندگی من» (My Life) را منتشر کرد.

در سال ۲۰۰۷ کتاب «بخشش: چطور هر کدام از ما می تواند دنیا را تغییر دهد» (Giving: How Each of Us Can Change the World) را منتشر کرد.

در سال ۲۰۰۵ و بعد از تسونامی آسیایی، کوفی عنان او را به ریاست یک تیم امدادی منصوب کرد.
در سال ۲۰۰۵ و بعد از توفان کاترینا او و جرج بوش پدر بنیاد تسونامی بوش کلینتون و بنیاد کاترینای بوش کلینتون را راه اندازی کردند.

همچنین او بنیاد ویلیام جی کلینتون را برای پرداختن به مشکلات جهانی تاسیس کرد.

 
در انتخابات سال ۲۰۰۸از همسرش هیلاری کلینتون حمایت کرد و باعث شد ۱۰ میلیون دلار جذب کمپین انتخاباتی او شود.

در سال ۲۰۰۹ برای دو روزنامه‌نگار زندانی شده توسط کره شمالی به این کشور سفر کرد. (جیمی کارتر نیز در سال ۱۹۹۴ سفر مشابهی را انجام داده بود)؛ بعد از این دیدار کیم جول ایل فرمان بخشش صادر کرد.

در سال ۲۰۰۹ و بعد از زلزله هاییتی، کلینتون به عنوان فرستاده ویژه از طرف سازمان ملل به هاییتی رفت. سپس باراک اوباما اعلام کرد کلینتون و بوش پسر بنیادی را برای بازسازی هاییتی تاسیس می کنند.

در سال ۲۰۱۰ کلینتون حمایت خود را از NTR (بنیاد محیط زیستی در ایرلند) اعلام کرد.

در سال ۲۰۱۲ و در گردهمایی ملی دموکرات ها در حمایت از بارام اوباما سخنرانی کرد.

 
جوایز:
کلینتون تعداد زیادی مدرک افتخاری دریافت کرده و مدارسی نیز برای او نام گذاری شده است. برای تجلیل از او مجسمه هایی ساخته شد و ایالات میسوری، کنتاکی، آرکانزاس و نیویورک از او تجلیل کردند.

او در سال ۱۹۹۳ و ۱۹۹۸ مرد سال مجله تایمز شد.

کلینتون مدال خدمات عمومی متمایز وزارت دفاع را در ۲۰۰۱ دریافت کرد.

کشورهایی نظیر جمهوری چک، گینه نو، آلمان و کوزوو از او تمجید کردند.

در سال ۱۹۹۹ او در لیست تحسین شده ترین افراد قرن بیستم مؤسسه گالوپ قرار گرفت.

او جایزه گرمی را تحت عنوان Best Spoken Word Album for Children و همچنین جایزه جی ویلیام ولبرایت (J. William Fulbright) را برای فهم بین‌المللی (International Understanding) و جایزه تد (TED – مخفف تکنولوژی، سرگرمی و طراحی) را برنده شده است.

بنیاد کلینتون یک بنیاد خیریه است که توسط بیل کلینتون در لیتل راک آرکانزاس با هدف بهبود سلامت جهانی،‌ تقویت اقتصاد، ترفیع سلامت در کودکان و حفاظت از محیط زیست ایجاد شده است. این بنیاد شامل بخش های: پیشگامی در دسترسی به سلامت کلینتون (CHAI)، پیشگامی در جهان کلینتون (CGI)، پیشگامی در آب و هوای کلینتون (CCI)، پیشگامی در توسعه کلینتون (CDI)، اتحاد برای نسلی سلامت تر، پیشگامی در فرصت های اقتصادی کلینتون، پیشگامی در مسائل سلامت کلینتون می باشد. این بنیاد در زمینه کمک رسانی در اتفاقاتی نظیر زلزله اقیانوس هند و توفان کاترینا فعال بوده است. این بنیاد بخاطر عدم وضوح در فعالیت‌های مالی نقد می‌شود.
      

بنیاد کلینتون (Clinton Foundation)
مراکزی مانند بنیاد کلینتون از یکسو در خارج از مرزهای ایالات متحده امریکا از طریق دیپلماسی عمومی به تقویت وجهه امریکا در چشم مردم کشورهای مختلف می پردازند و از سوی دیگر در داخل امریکا با انجام کارهای عام المنفعه، آموزش و اموری از این دست باعث بهبود جایگاه ریاست جمهوری و در کل نظام حکومتی در بین عوام و خواص جامعه ی خود می شوند. از این روست که در دهه گذشته بارها رئیس جمهور اسبق امریکا در حال کمک رسانی به مناطق آسیب دیده ی جهان، بازدید از مناطق فقیر نشین و محروم و ... دیده شده است.
 




















مشاهده می شود که آقای کلینتون چطور در طی بیش از یک دهه از پایان عمر ریاست جمهوری اش در نقاط مختلف کره زمین با انجام فعالیت های مختلف غیر انتفاعی مبتنی بر قواعد دیپلماسی عمومی محبوبیت امریکا را در قلب و مغز مخاطبان خود جای داده است.

 
دسته ی دیگری از این بنیاد ها مانند بنیاد ریگان، به منظور حفظ آرمان های شخص رئیس جمهور که همان آرمان ها و ارزش های امریکایی است، تأسیس شده اند. رونالد ریگان چهلمین رئیس جمهور آمریکا در سالیان1981-1989 میلادی بود.

دولت ریگان که در عرصه سیاست داخلی کارنامه موفقی برای آمریکایی ها دارد. در عرصه اقتصادی با اتخاذ سیاست"مقررات زدایی" باعث حذف مقررات قیمتی و محدودیت‌های ورود به بازار در بسیاری از حوزه ها شد.

اگرچه مشکلاتی نیز در فرآیند مقررات‌زدایی پدید آمد، اما منافعی که از آن به ‌دست آمد بیشتر از حد انتظار بود.

ریگان در عرصه سیاست خارجی در تقابل با شوروی، بسیار زیرکانه عمل کرد و با اجرای طرح هایی همچون جنگ ستارگان موجب شد که روس ها بیش از پیش توانایی اقتصادی خود را صرف تجهیزات نظامی کنند که این مسئله فروپاشی شوروی را تسهیل نمود.

      
ریگان پس از اتمام دوران ریاست جمهوری خود اقدام به تاسیس بنیادی ویژه نمود.

بنیاد ریگان یک سازمان غیر انتفاعی است که در سال 1992 میلادی توسط رونالد ریگان تاسیس شد تا میراث او را ادامه داده و مفاهیم مختص او، یعنی:

•لیبرالیسم فردی

•فرصت های اقتصادی

•دموکراسی جهانی

•سربلندی ملی

را به اشتراک بگذارد.

بنیاد ریگان به هیچ عنوان از ظاهری سیاسی برخوردار نبوده و کتابخانه ریاست جمهوری ریگان، مرکز ریگان برای امور عامه، مرکز آموزشی ریاست جمهوری والتر و لئونور آننبرگ و مرکز جایزه ریگان را در بر می گیرد.
 








اما دسته سوم از این نوع بنیاد ها، مراکزی هستند که علاوه بر فعالیت های فوق، در قامت یک مرکز مطالعات راهبری و تصمیم ساز نیز ظاهر می شوند. بنیادهای جورج بوش های پدر و پسر نمونه ای از این بنیادهاست.

جورج هربرت واکر بوش حد فاصل سال های 1988 الی 1992 چهل و یکمین رئیس جمهور آمریکا و پس از ریگان به این سمت رسید، بوش معاون ریگان بود.

      
بعد از ریاست جمهوری:
بوش پدر بعد از ریاست جمهوری خانه‌ای در تانگل وود ساخت و در آنجا مستقر شد. در سال ۱۹۹۹ رکورد طولانی‌ترین ازدواج یک رئیس جمهور را شکست که قبلاً متعلق به جان و ابی گیل آدامز به مدت ۵۴ سال و سه روز بود.

در سال ۱۹۹۳ از ملکه الیزابت دوم درجه شوالیه گرفت و سومین رئیس جمهور آمریکا شد که این درجه را دریافت کرده است.

در سال ۱۹۹۳ به کویت رفت تا در جشن پیروزی علیه عراق شرکت کند و مورد سوء قصد قرار گرفت. FBI اعلام کرد سوء قصد توسط سازمان اطلاعات عراق برنامه‌ریزی شده و بعداً کلینتون دستور شلیک ۲۳ موشک کروز به مقر سازمان اطلاعات عراق را داد.

بوش در سال ۲۰۰۴ در مراسم دفن ریگان و در ۲۰۰۷ در مراسم دفن جرالد فورد شرکت کرد.

در سال ۲۰۰۵ جایزه آزادی رونالد ریگان (Ronald Reagan Freedom Award) را در بورلی هیلز کالیفرنیا از نانسی ریگان دریافت کرد.

در سال ۲۰۰۵ همراه بیل کلینتون در آگهی های تلویزیونی برای کمک قربانیان به توفان کاترینا و تسونامی اقیانوس هند شرکت کرد.

در سال ۲۰۰۸ توسط بنیاد ملی ایتالیایی آمریکایی (National Italian American Foundation) تقدیر شد و جایزه NIAF One America Award را برای ایجاد زندگی بهتر برای آمریکایی ها دریافت کرد.

بوش در ۲۰۰۸ رسما از مک کین برای ریاست جمهوری پشتیبانی کرد.

در سال ۲۰۱۱ او مدال آزادی (بالاترین مدال غیر نظامی آمریکا) را از باراک اوباما دریافت کرد.

 
در۲۳ نوامبر ۲۰۱۲ به دلیل نوعی سرفه برونشیتی در بیمارستان متدیست در هاتسون بستری شد.

مرکز ریاست جمهوری جورج بوش یک بنیاد غیر انتفاعی است که موزه و کتابخانه ریاست جمهوری جورج بوش، مدرسه خدمات عمومی و دولتی بوش را اداره می کند. بنیاد بوش سه پژوهشگاه را نیز در بر می گیرد:

انستیتو علوم، تکنولوژی و سیاست عمومی:
یک مؤسسه تحقیقاتی بدون حزب بین العلومی (interdisciplinary) برای سیاست عمومی که توسط دکتر آرنولد وتلیسز (Arnold Vedlitz – صاحب کرسی باب بالوک -Bob Bullock- در دولت و سیاست عمومی) اداره می‌شود و وظیفه‌اش بررسی علمی وقایع مربوط به سیاست عمومی و ارتباط دانش تحقیق پایه بین عموم و تصمیم گیرندگان است. این انستیتو در سال ۲۰۰۰ تاسیس و توسط مرکز مطالعات رهبری عمومی (Center for Public Leadership Studies) اداره شد. مرکز مطالعات رهبری عمومی در سال ۱۹۹۳ تاسیس شده بود.

انستیتو موسبچر (Mosbacher):
این انستیتو در سال ۲۰۰۹ برای مطالعات داد و ستد، اقتصاد و سیاست عمومی به درخواست بوش پدر برای تقدیر از رابرت ای موسبچر (Robert A. Mosbacher) که از ۱۹۸۹ تا ۱۹۹۲ وزیر تجارت بود، تاسیس شد.

انستیتوی امور بین الملل اسکوکرافت (Scowcroft):
سپهبد برنت اسکوکرافت (Brent Scowcroft) یکی از افراد سرشناس ملی در سیاست بین الملل است؛ او بنیانگذار ریاست انجمن (President of The Forum) در سیاست بین‌المللی است (یک سازمان غیر انتفاعی که تحلیل های مستقل از وقایع مهم سیاست خارجی ارائه می کند)؛ او همچنین رئیس گروه اسکوکرافت (یک شرکت مشاوره تجارت) است.
 

مرکز ریاست جمهوری جورج بوش (George Bush Presidential Center)
جورج بوش پسر نیز بنیاد خودش بوش را در سال 2013 ایجاد کرد. جورج واکر بوش چهل و سومین رئیس جمهور آمریکا در سال های2000 - 2008 بود.

بعد از ریاست جمهوری:
بعد از معارفه باراک اوباما بوش و خانواده اش خانه‌ای در Preston Hollow در همسایگی دالاس تگزاس خریدند و آنجا مستقر شدند.

 
بعد از ترک دفتر ریاست جمهوری حضور نسبتاً کمی در انظار عمومی داشته است.

بوش کتاب خاطراتش تحت عنوان لحظات تصمیم (Decision Points) را در ۹ نوامبر ۲۰۱۰ منتشر کرد.
به درخواست اوباما بوش و کلینتون بنیاد هایتی بوش – کلینتون (Clinton Bush Haiti Fund) را برای کمک به زلزله زدگان هائیتی تاسیس کردند.

 
مرکز ریاست جمهوری جورج دبلیو بوش یک مجموعه شامل کتابخانه ریاست جمهوری، موزه، پژوهشگاه سیاست  جورج دبلیو بوش، پژوهشگاه جورج دبیلو بوش و دفتر بنیاد جورج دبیلو بوش است که ۱ می ۲۰۱۳ افتتاح شد. این مرکز بعد از کتابخانه ریاست جمهوری رونالد ریگان دومین کتابخانه ریاست جمهوری بزرگ به حساب می‌آید.
 

مرکز ریاست جمهوری جورج دبلیو بوش (George W. Bush Presidential Center)


اما در میان رؤسای جمهور ایران تاکنون کسی با نام خود نسبت به تأسیس یک بنیاد اقدام نکرده و عموما هم و تلاش خویش را بر بازگشت به جایگاه از دست رفته گذارده  اند.



آسیب شناسی این امر تا به آنجا حاد و جدی است که ملاحظه می‌شود تعداد مراکز و موسساتی که به شکل غیر رسمی به آقایان وابسته است، کم نمی  باشد.

علی اکبر هاشمی رفسنجانی پس از پایان دولت سازندگی (1368-1376) بر صندلی ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام تکیه زد.

مجمع تشخیص مصلحت نظام به لحاظ پتانسیل  های یک مرکز خصوصیِ تصمیم سازی قابلیت  های بیشتر و ویژه تری دارد به خصوص آن که سیاستگذاری  های این مجمع از ضمانت  های قانونی برای اجرا نیز برخوردار است.

اما در طول عمر بیش از دو دهه  ای، این مجمع تنها به برخی اختلافات بین قوا پایان داده و در برخی حوزه  ها نیز سیاست  های کلی را تصویب کرده است؛ بدون آن که سندی در قواره  های انقلاب اسلامی ایران تهیه کرده باشد.

البته نباید تصویب سند چشم انداز بیست ساله که در نوع خود حرکت شایسته  ای بود را نادیده گرفت اما درباره تحقق این سند و اهداف آن لازم نیست تا سال 1404 صبر کنیم، هم اکنون که ده سال از تصویب آن گذشته نیز می  توان درصد تحققش را مشاهده کرد.

متأسفانه مجمع تشخیص مصلحت نظام و به تیع آن مرکز تحقیقات استراتژیک این مجمع در دو دهه گذشته عملکردی فراتر از یک مرکز پژوهشی دانشگاهی نداشته اند، چه رسد به اینکه در حد یک مرکز تصمیم ساز و راهبردی ظاهر شده باشند.
 

در بخش پژوهش سایت مجمع، بخش انتشارات که به کل خالی و بدون محتوی است، همچنین است وضعیت طرح  های پژوهشی. در باب پژوهشکده  ها نیز مورد آخر غیر فعال است، دو مورد اول تنها معرفی شده اند، پژوهشکده دین و سیاستگذاری سایت جداگانه  ای دارد، این پژوهشکده در اوایل سال 1391 تأسیس شده و پس از یکسال هیچ محتوای قابل توجهی به جز چند خبر درباره خودش ندارد.

البته می  توان تعداد اندکی طرح پژوهشی را در بخش گنجینه اطلاعات! سایت مشاهده کرد که در کمیسیون  های مختلف نگهداری می  شوند.

 
پژوهشکده چشم انداز و آینده پژوهی مشترک فیمابین دبیرخانه مجمع تشخیص مصلحت نظام و دانشگاه آزاد اسلامی تشکیل گردیده است!

این پژوهشکده در سال 1390 هجری شمسی تأسیس شده و در فضای سایبر به جز چند خبر مطلب قابل توجهی درباره  ی این پژوهشکده نیست، تنها می  توان گفت که وجود دارد!



      این پژوهشکده زیر مجموعه دانشگاه شریف بوده و تاکنون تنها دو فصلنامه منتشر کرده است.

یک مرکز تصمیم ساز که وظیفه ارائه مشاوره و پیشنهاد به رهبری نظام نیز جزء مسئولیت  های آن است، به چند اندیشکده، پژوهشگاه و ده  ها پژوهشکده نیاز دارد. مراکز مطالعاتی پویا و معتبری که بتوانند در حوزه  های مختلف مورد نیاز انقلاب اسلامی به تولید علم بپردازند.

اما وضعیت پژوهش و تولید علم در مجمع تشخیص مصلحت نظام از همین سه پژوهشکده که در چند سال اخیر راه اندازی شده اند مشخص است. جالب این جاست که در بخش گنجینه اطلاعات سایت مجمع تحت عنوان "گزارش راهبردی" تنها 24 گزارش با موضوع مواد مخدر نگهداری می  شود.



      
مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع نیز وضعیتی به همین ترتیب دارد. این مجمع با 6 معاونت و 31 گروه پژوهشی به جز انتشار تعدادی فصلنامه و نشریه پژوهشی مانند سایر پژوهشگاه  ها و پژوهشکده  های دانشگاهی خروجی دیگری را بر روی سایتش قرار نداده است. مقصود از پژوهشکده  های دانشگاهی و پژوهش دانشگاهی آن توع از پژوهش است که مبتنی بر گزاره  های علوم انسانی غربی صورت گرفته و آنجا که پژوهشگر قصد داشته نشان دهد که با معیارهای دانش غربی که استفاده کرده موافق نیست در پایان کارش به دانش غربی نقد می  کند اما خود مدلی بومی و اسلامی ایرانی ارائه نمی  دهد.
 


تمام فعالیتی که در صفحه معاونت پژوهش  های فرهنگی و اجتماعی این مرکز آورده شده است. البته عبارت "تازه  ها" که در بالای ستون درج شده قدری منحرف کننده است، برای مثال می  توان اشاره کرد که "گزارش پلیس و امنیت اجتماعی" مربوط به سال 88 است.
 
تمام فعالیتی که در صفحه معاونت پژوهش  های فقهی و حقوقی این مرکز آورده شده است.
البته سایر معاونت  های مرکز به علت اینکه گروه  های پژوهشی بیشتری دارند، فعالیت شان نیز پررنگ تر بوده و انتشار کتاب و مقاله نیز توسط آن  ها دیده می  شود. فعال ترین معاونت  های این مرکز معاونت  های سیاست خارجی و روابط بین الملل هستند، دو حوزه  ای که در آن نیاز به تولید علم بنیادین نیست.

در واقع در مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام بیشترین تمرکز بر حوزه سیاست خارجی است تا بر حوزه  های فرهنگ، هنر اسلامی، علم دینی، خانواده اسلامی، اقتصاد اسلامی و گزاره هایی از این دست که در واقع نیاز  های اساسی کشور هستند، این طور می  توان گفت که گردانندگان این مرکز به تیع اینکه رئیس آن در گذشته دبیر شورای امنیت ملی بوده است، استراتژی و مسائل استراتژیک را معادل امنیت ملی و سیاست خارجی گرفته اند. درباره  ناتوانی این مجموعه در حوزه تولید علم، ایده، طرح و برنامه می  توان به همین بسنده کرد که معاونت پژوهش  های اقتصادی آن با وجود 10 گروه پژوهشی تا کنون نتوانسته نه طرح جامع بلکه حتی یک طرح حداقلی درباره  ی اقتصاد اسلامی ارائه دهد.

همانطور که اشاره شد فعالیت  های عام المنفعه در بنیاد  های رؤسای جمهور گذشته امریکا جایگاه ویژه  ای دارد. هاشمی رفسنجانی در سال 1375 دستور به تاسیس بنیاد بیماری  های خاص را داد، بنیادی که ریاست آن از همان ابتدا با فاطمه هاشمی، دختر بزرگ وی بوده است. این بنیاد اگرچه با نام هاشمی رفسنجایی شناخته نمی  شود اما گویا بیشتر از آن که بنیادی در حوزه تندرستی باشد، بنیادی سیاسی است. درباره حاشیه  های سیاسی این بنیاد میتوان به ذکر چند نمونه بسنده کرد:

•ایرج فاضل عضو هیئت امنای بنیاد بیماری‌های خاص در سال ۸۸ بیانیه تندی علیه جمهوری اسلامی صادر کرد.

•فاطمه هاشمی از حامیان جدی میرحسین موسوی در انتخابات ۸۸ و پس از آن بود.

•فاطمه هاشمی در ۲۱ اسفند سال ۸۵ در نشستی خبری در جمع خبرنگاران به موضوع مهمی اشاره می‌کند که در آن مقطع زیاد مورد توجه قرار نمی‌گیرد، وی در آن نشست می‌گوید: «از کمک‌های قابل توجهی از سوی افراد یا دولت‌های مختلف در برخی مواقع بهره‌مند می‌شویم، مانند کمک ۶۷۰ میلیارد دلاری شیخ شمس از د‌بی و کمک ۷۰۰ هزار یورو دولت فرانسه که برای کمک به زلزله بم هزینه شد”.

•در جریان حوادث پس از انتخابات ۸۸ اخبار متعددی از سفرهای فاطمه هاشمی ‌به کشورهای حوزه خلیج فارس و اروپا منتشر شد و رسانه‌ها در این باره نوشتند که فاطمه هاشمی "در سال ۸۹ سفرهایی به امارات و عربستان و دیدار جداگانه با ملک‌عبدالله پادشاه عربستان در خلال یکی از میهمانی‌ها داشته است».

•رسانه‌های داخلی هم می‌گویند که ‌آیت‌الله هاشمی رفسنجانی ‌ارتباط خوبی با حکومت عربستان و ملک عبدالله پادشاه این کشور ‌دارد.

•با این همه، برخی از منابع ازعضویت افتخاری معمر قذافی رئیس جمهور معدوم لیبی و ملک عبدالله پادشاه عربستان سعودی در بنیاد بیماری‌های خاص خبر می‌دهند. (این موضوع تاکنون از سوی مسئولان این بنیاد تکذیب نشده است)

•شایان ذکر است که سالانه ۱۵ میلیارد تومان به عنوان ردیف بودجه مجلس به بنیاد امور بیماری‌های خاص و ۱۵ میلیارد دیگر نیز از طریق وزارت خارجه یا نهاد‌های دیگر به این بنیاد اهداء می‌شود، در حالی که در سایت این بنیاد نیز قید شده که این مرکز یک نهاد مردمى و غيردولتى است."
 


دیگر رئیس جمهوری که اقدام به راه اندازی بنیاد رسمی به نام خود ننمود سید محمد خاتمی (1376-1384) است.

خاتمی اگر چه در سال 1386 هجری شمسی بنیاد آزادی، رشد و آبادانی ایران (باران) را با وابستگی بسیار نزدیک به خود راه اندازی کرد اما هیچ گاه از عنوان بنیاد خاتمی برخوردار نشد.

درباره اهداف این بنیاد در آیین نامه شرایط عضویت آن چنان آمده است: "بنیاد آزادی، رشد و آبادانی ایران (باران) که با انگیزه خدمت به اسلام، انسان، اندیشه و ایران تأسیس شده است بر آن است که با بهره گیری از ایمان، دانش، تجربه و تلاش متعهدانه انسانهای شایسته، توانا و کارآمد نقش حساس خود را ایفا کند. لذا مفتخر است با قبول عضویت و همکاری زنان و مردانی که ضمن پذیرش حرکت در چارچوب قانون اساسی و تقویت بنیانهای مردم سالارانه نهفته در این میثاق ملی به آرمانهای انقلاب اسلامی و آموزه  های امام خمینی (ره) در نمایاندن چهره رحمانی دین خدا و استقرار نظام مردم سالار و داد بنیاد و رشد اخلاقی جامعه وفادار بوده و به دیدگاهها و برنامه هایی که طی چند سال گذشته در زمینه سازگاری دین با آزادی، استقلال و پیشرفت در عرصه داخلی و صلح و عدالت و گفتگو در جهت تفاهم و مقابله با خشونت در عرصه جهانی بیان و اجرا شده است احترام بگذارند، اهداف و مأموریتهای خود را محقق نماید."

با این همه سایت این بنیاد که دسترسی به آن به دلیل مواضعش بر علیه امنیت ملی کشور(دفاع از فتنه گران) در داخل کشور مسدود شده است، بیشتر یک تارنمای خبری برای شخص و حزب رئیس جمهور سابق است تا سایتی برای یک بنیاد. در کنار خبرها به جز چند یادداشت و مقاله محدود در بخش  های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی این سایت مطلب دیگری نمی  توان یافت.

 
با توجه به آن چه که گفته شد به نظر می  رسد تفاوت ایالات متحده امریکا و جمهوری اسلامی ایران در بعد رفتار سیاسیون مشخص باشد. البته که قرار نیست امریکا الگوی جمهوری اسلامی ایران در حوزه  ی حکومت داری قرار بگیرد اما نمی  توان از مؤلفه  های خوب و پسندیده  ای که در سبک زندگی امریکایی وجود دارد چشم پوشید.

درست است که امریکا دولتی استعماری، خون ریز، جنایتکار و پلید است اما این کشور به عنوان ابرقدرت بی همتای جهان توانسته در تمام حوزه  های زندگی تولید دانش و سپس الگو طراحی کرده و در نهایت سبک زندگی مطلوب خود را به تمام جهانیان دیکته کند، کشوری که در علم، تکنولوژی و بسیاری دیگر از جنبه  های مادی و در مواردی اخلاقی از سایر کشور  ها جلوتر است.
به هر حال در کنار چپاول ثروت کشورهای جهان سوم، نظم، جدیت، میهن دوستی و تلاش امریکایی نیز برای ساخت امریکای ابرقدرت لازم بوده است. از این رو خالی از لطف نیست در حوزه سیاست، رفتار سیاسیون و به طور مشخص رفتار رؤسای جمهور آن پس از پایان دوره ریاست جمهوری با نمونه  های مشابه وطنی مورد مقایسه قرار بگیرد.

تفاوت عملکرد رؤسای جمهور ایران و امریکا پس از اتمام دوران خدمت
•در امریکا ممکن است یک رئیس جمهور پس از خروج از عرصه رسمی سیاست، وارد عرصه عمومی شده و به شکل غیر رسمی به بسط و گسترش سیاست  های امریکا در قالب دیپلماسی عمومی بپردازد، به نقاط مختلف جهان سفر کرده و شخصاً در عرصه حاضر شود همانند بیل کلینتون، اما در ایران هیچ رئیس جمهوری این کار را نمی  کند، چرا که رؤسای جمهور ایران پس از اتمام دورانشان، 4 سال به فکر بازگشت خود، حزب و یا اطرافیانشان به قدرت هستند.

•در امریکا بنیاد رؤسای جمهور یا اجرا کننده غیر مستقیم پیشنهاد ها و طرح  های اندیشکده ها و مراکز مطالعات راهبردی هستند و یا خود به طور مستقیم وارد عرصه تصمیم سازی شده اند، مانند بنیاد جورج بوش پدر. در ایران تولیدات مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام به عنوان تنها مرکز رسمی در این سطح چیزی فراتر از پژوهش  های دانشگاهی نیست و در واقع هیچ منفعتی در حوزه تصمیم سازی عاید کشور نمی  کند.

درباره اهمیت جایگاهی که این مرکز باید در آن باشد و نیست می  توان چنین گفت که امریکا بیش از 1600 تینک تنک(Think Tank) برای تصمیم سازی، آینده پژوهی، ترند گذاری، طرح ریزی، نگارش طرح  های جامع و ... دارد، در حالیکه جمهوری اسلامی به شکل رسمی همین یک مرکز تحقیقات را دارد، در کنار چند مرکز محدود دیگر. نتیجه آن که ایرانیان باید عوارض تحریم  ها و سوء تدبیر مدیران را توأمان تحمل کنند، در حالی که اگه این مرکز پیشتر گزینه  های لازم را پیش بینی و تهیه کرده بود حتی تکلیف بی کفایتی مدیران نیز از قبل مشخص بود و جامعه متحمل این همه مشقت و سختی نمی  شد.

•در امریکا برخی از رؤسای سابق برای بسط مفاهیم مورد علاقه خود و دیدگاه هایشان بنیاد تأسیس می  کنند، مانند رونالد ریگان، در این جا نیز سید محمد خاتمی بنیاد باران را راه اندازی می  کند با یک تفاوت عمده؛ مفاهیم ریگان همگام و هم جهت و در واقع همان مفاهیم و ارزش  های بنیادین امریکا و لیبرالیسم است، اما مفاهیمی که سید محمد خاتمی برای آن  ها بنیاد زده، مفاهیمی است که در زندگی روزمره  ی مردم جایی نداشته و ملت آن  ها را طرد کردند چرا که تقابل آن  ها را با ارزش  ها و آرمان  های اصیل انقلاب اسلامی دریافته بودند. رؤسای سابق امریکا بنیاد تأسیس می  کنند تا هم نام خودشان باقی بماند و هم ارزش  های امریکایی گسترش پیدا کند، رؤسای جمهور سابق ایران از براندازان حکومت می  کنند.

•در امریکا رؤسای جمهور سابق با هزینه شخصی و کمک  های مردمی به تأسیس بنیادهایی مبادرت می  ورزند که امور عام المنفعه داخلی و خارجی جایگاه ویژه  ای در برنامه  های این بنیاد  ها دارد. در ایران مرکزی مانند بنیاد امور بیماری  های خاص از بودجه دولتی استفاده کرده و شفافیت مالی ندارد، همچنین حتی مجلس شورای اسلامی نیز نمی  تواند از رئیس بنیاد به علت مسائل سیاسی بازخواست کند.

•در امریکا رئیس جمهوری مانند کلینتون با وجود آن که دوران او عصر طلایی اقتصاد نام گرفت و می  توانست در زمان بحران اقتصادی از این موقعیت استفاده کند، به خصوص که دولت در دست حزب رقیب بود، به عرصه رسمی سیاست باز نگشت، همچنان که در طول 300 سال تاریخ امریکا هیچ کس دوباره به قدرت برنگشته است، تنها یکنفر پس از پایان دور اول ریاست جمهوری اش و شکست از رقیب، 4 سال بعد مجدداً کاندید شده و رای می  آورد. استیفن گراور کلیولند(دور اول:1884 – دور دوم: 1892) تنها فردی است که بین 44رئیس جمهور امریکا پس از یکبار شکست دوباره به صحنه باز می  گردد.

فارغ از روسائی که در گذشتند و یا ترور شدند دلیل اصلی این عدم رغبت به بازگشت در میان رئیسان دولت امریکای را در درجه اول می  توان در اولویت دادن به آرمان  ها و پیشرفت امریکا به نسبت علاقه  های شخصی دانست. بدین معنا که رؤسای جمهور امریکا با قبول این که در دوران 4 و یا 8 ساله ریاست جمهوری خود هر آن چه را که می  توانسته اند بکنند، کرده اند و حال باید به دیگران مجال بروز ایده  ها و طرح هایشان داده شود، از صندلی رئیس جمهور دل کنده و عرصه را به دیگران واگذار می  کنند، در واقع رؤسای جمهور امریکا به امریکا، امنیت ملی امریکا، هژمونی امریکا، برافراشته بودن پرچم امریکا و مفاهیمی از این دست بیشتر از خواسته  های فردی شان اهمیت می  دهند، نتیجه آن که در تاریخ امریکا مشاهده نشده است که رئیس جمهوری اقدام به براندازی حکومت کرده و یا تغییر در آرمان  ها و ارزش  های امریکایی صورت داده باشد، در حالی که انقلاب اسلامی ایران رؤسای جمهوری داشته که اگرچه در ظاهر براندازی نکرده اند اما از براندازان و فتنه گران که اغلب از اطرافیان و دوستانشان بوده اند، حمایت کرده اند.
 
 


در درجه دوم، عدم رغبت رؤسای جمهور امریکا به بازگشت به اتاق بیضی شکل کاخ سفید را می  توان در این گزاره اخلاقی دانست که آن  ها شهوت بازگشت به قدرت ندارند. همان طور که اشاره شد در بین 44 رئیس جمهور تنها یکنفر مجدداً به قدرت باز می  گردد و این یعنی رؤسای جمهور امریکا عطشی برای نشستن دوباره بر روی صندلی ریاست جمهوری را ندارند، در حالی که در ایران بعضی از افراد زمانی که روی صندلی قدرت می  نشیند دیگر حاضر به دل کندن از آن نبوده و می خواهد سیستم موروثی برای خود، همفکران و طرفدارانش ایجاد کند؛ پس از پایان دوران ریاست جمهوری نیز همواره در حال انتقاد از وضع موجود، شانتاژ رسانه ای و طرح ریزی برای انتخابات  های مختلف مجلس، رئیس دولت، شورای شهر، خبرگان و ... است.



 

 
•در امریکا رؤسای سابق مصلحت امریکا، وجهه داخلی و بین المللی، بسط ارزش  های امریکایی و مانند اینها را به منافع فردی و حزبی و گروکشی  های سیاسی و ضایع کردن یکدیگر و ... ترجیح می  دهند. انتخابات ریاست جمهوری در امریکا بین رقبایی از دو حزب اصلی که هیچ گاه خواهان براندازی حکومت امریکا نبوده اند برگذار می  شود، در ایران انتخابات عرصه  ای شده برای تقابل مدافعان ارزش  های انقلاب و حامیان براندازان و یا کسانی که به هر نحوی پایبندی محکمی به آرمان  های انقلاب ندارند و مدت هاست که از انقلابی بودن فاصله گرفته اند.

از همین روست که رؤسای جمهور سابق فارغ از حزب و دسته خود به رئیس جمهور فعلی کمک می  کنند، مانند همکاری کلینتون و بوش پدر در زمان وقع توفان کاترینا و یا همکاری کلینتون و بوش پسر برای کمک به اوباما هنگام وقوع زلزله هائیتی.

 
در سال ۲۰۰۵ میلادی و بعد از توفان کاترینا کلینتون و جرج بوش پدر بنیاد تسونامی بوش کلینتون و بنیاد کاترینای بوش کلینتون را راه اندازی کردند.
 
      
پس از زلزله هائیتی در سال ۲۰۰۹ باراک اوباما اعلام کرد کلینتون و بوش پسر بنیادی را برای بازسازی هاییتی تاسیس می  کنند.

اما در ایران رؤسای جمهور قبلی نسبت به رئیس جمهور فعلی حالت خصمانه دارند چرا که او همفکر و هم حزب آن  ها نیست، به همین منظور شبانه روزی علیه او و سیاست  ها و عملکردش انتقاد کرده و رسانه هایشان را بسیج می  کنند و شاید قدری کارشکنی هم اگر از دستشان برآید دریغ نکنند، و مدام منتظر فرصت اند که کشور با چالش مواجه شده و مردم در زیر فشار و سختی به خصوص معیشتی قرار بگیرند تا اینان تابلوی "من که گفته بودم" در دست گرفته و بر اساس توهم خود قهرمانی شان، خود را آماده  ی نشستن مجدد بر روی صندلی رئیس جمهور و بازی کردن نقش منجی کنند. در ایران رؤسای جمهور سابق منتظر می مانند و شاید قدری هم تسهیل کنند شرایط را، تا کشور به ورطه ای به زعم آن  ها نابودی بیافتد تا مجدداً رجعت کنند، الیته بعد از آن که جیره خوارانشان زمینه  ی قهرمان سازی از ایشان را با انواع و اقسام ترفندهای رسانه  ای آماده کردند.


 
به همین ترتیب به علت رفتار متضاد سیاستمداران دو کشور است که به عنوان مثال اگر در یک سایت، وبلاگ یا فروم امریکایی به تحریم انتخابات دعوت شود، مخاطبان شدیدا موضع گرفته و به هیچ وجه راضی نیستند از حق خود بگذرند اما در ایران همیشه عده  ای از مردم بدون تفکر درباره  ی منشاء دعوت به تحریم رسانه  های مختلف ضد نظام با آن  ها همراهی می  کنند.
 


 
همین اشتیاق مدیران رده بالای سابق است که باعث می  شود حتی مدیران میانی نیز سودای نشستن بر صندلی قدرت که قرار بود صندلی خدمت باشد را در سر بپرورانند.

•رؤسای سابق دولت امریکا شأن خود را حفظ کرده و پس از یکبار اسکان در کاخ سفید، فرصت را به جوان تر  ها و در کل دیگران می  دهند، بدون اینکه برای خود، دسته و گروه و رسانه  ی جیره خور و ... راه انداخته و به فکر 4 سال دیگر باشند. در نتیجه مردم امریکا نیز به این منش احترام گذاشته و با تقدیر از رئیسان سابق در قالب ساخت مجسمه، یادبود، احداث موزه و اموری از این دست همچنان ایشان را با لقب رئیس جمهور صدا می  کنند و همسرانشان را هم تحت عنوان بانوی اول، به عنوان مثال به ریگان، رئیس جمهور ریگان  گفته می  شود نه رئیس جمهور سایق، و یا بنیاد بوش، بنیاد ریاست جمهوری بوش نام دارد و ... اما در جمهوری اسلامی ایران افراد با وجود این که یکبار بخت خویش را آزموده اند، همچنان بدون داشتن برنامه کلان و جامعی قصد دارند رئیس جمهور شوند. افرادی که در دهه  ی هفتم و یا هشتم زندگی خود هستند و این یعنی اگر توانایی ارائه طرح و برنامه کارشناسی شده و جامعی را داشته و یا حداقل می-توانستند از نظرات نخبگان و اهل فن استفاده کنند در عمر 34 ساله  ی انقلاب کرده بودند.

      
به نظر می رسد برای یکبار هم که شده باید به سبک زندگی امریکایی و رفتار رؤسای جمهور آن احترام گذاشت، افرادی که برای رفع شهوت قدرت خویش، اردوکشی خیابانی نمی کنند. اما هرچه باشد امریکا، امریکاست و زیبنده نیست که یکسری دولتمرد امریکایی الگوی سیاستمداران مسلمان ایرانی قرار بگیرند.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1392/02/29ساعت 9 بعد از ظهر  توسط انسان مهاجر  | 
دردانه های عزیزم ایام غریبی است،سختترین لحظه های زندگیم را می گذرانم.همیشه نوشته ام – یا به ضرورت یا به دل – اما این بار تفاوت دارد،شرح احوال است، احوال شخصی. کلمات زندانی احساسند و زندانی همیشه در پشت میله ها، به رنجوری می افتد!.

تاریخ چگونه قضاوت خواهد کرد : قدرت یا ضعف؟.چشم های مردم من مهربان و دلهایشان سرشار از یقین است . براستی ارزش آنرا دارند که نامشان بر بالاترین قله ارزشهای بشری حک شود. ایمان داشتن و باور داشتن مردم،بزرگترین پشتوانه تو خواهد بود، پس چرا تردید؟خود را از این تردید رها کن. صدایت می کنند!.

درلحن و کلامشان آهنگی است که رهایت نمی کند.دیروز یکی می گفت:" تدبیر می خواهیم و عقل" .دیگری با لحنی هراس آلود می گفت : انصاف می خواهیم همین!.جوانی هم آن گوشه نشسته بود وهیچ نمی گفت،می شد دردریای چشمانش امواج بی کران به حقِ خواسته هایش را دید. این روزها انگار وزن کلمات را جور دیگری احساس می کنم،انگار مردم آهنگ کلمات را جور دیگری ادا می کنند.

دیروزمردی با شهامت برخاست وگفت:آقای هاشمی ! می دانی اداره کردن ایران یعنی چی؟.  زنگ صدایش بی رعشه بود و صادق.گویی به نمایندگی از چند هزار سال تاریخ این مرز و بوم سخن می گفت. او گفت و گفت  بسیار گفت .جوری می گفت که من کلامش را می دیدم. گاهی احساس سنگ دلی می کنم که چرا خواست این همه انسان ها نمی تواند دلم را با عقل همراه کند.

تیرماه پارسال بازدیدی بود از یک کارخانه.  مهندس جوانی با شورو ذوق همه چیز را توضیح می داد.یکباره گفت:  آقای هاشمی! شما اهل موسیقی هستی ؟. تعجب کردم . گفتم : کم . گفت : چرا هستی!. گوشتان را جلو بیاورید.گوش خود را نزدیک دستگاه برد. من هم همین کار را کردم . گفت:می شنوید؟. گفتم چی را ؟. گفت : موسیقی!، ما در این کارخانه اسمش را گذاشته ایم: "سمفونی زندگی". و زندگی را با چنان لبخندی و برقی در چشمانش گفت که غبطه خوردم .

راست می گفت .ظلم است ظلم بزرگی.  اگر به فردای این کشورفکرنکنیم. فردا ممکن است ما نباشیم ولی فرزندان ما که هستند. آینده که هست. ایران که هست. ستونهای فردا را باید امروز بنا کنیم .فردای دنیا صدایی دارد که باید آهنگ آنرا از امروزشروع کنیم. تردیدها رهایم نمی کنند چه کنم؟. آخر همیشه آرزو و امید داشتم در زمان حیاتم ببینم که دستهایی تواناتر ، اداره کشور را از ما تحویل بگیرند و ما بنشینیم و ببینیم و خدا را و مردم را شکر کنیم ، اما تردید دارم که با این وضع این آرزو به عمل برسد.

لحظه ها سخت شد. با خودم می گویم تو در لحظه هایی سخت و دشوار بسیاری بودی، چرا اینبارخود چنین سخت و دشوار شدی؟ نکند تحملت کم شده؟ طاقت درگیری نداری!. به موانع فکر می کنی، به نامهربانی ها، به جفاها، به سختیها،خوب همه اینها هست و بسیاری چیزهای دیگر ...دوباره فکر کن چیزی جا نینداختی؟. چرا ! خدا را ، صبر و تحمل ....

معمولاً برسرهرانتخاب یک دوراهی سهمگین است . دو راهی خود یا خدا . چه امتحان سخت و دشواریست . شیطان بر سر این دوراهی چه ها که نمی کند. اگر شیطان بر دروازه دل ، گوش و چشم تو نشست، خود را و خواسته خود را خدا می بینی.  آبرو کجا می آید ؟ کجا می ریزد ؟ می شود کاری کرد بی آنکه با همه ریختن اون باشدبعضی حرفها را تنها با تو می توان زد.خدایا!.

خدایا ! من متاعی جز آبرو ندارم و عزیزتر از او دیگرهیچ . من با عزیزترین عزیزم به میدان آمدم. ‌خدایا ! تو بر ما منت اسلام نهادی، از تو می خواهم به ما منت فهم درست آنرا نیز عطا کنی، تا بتوانیم پیرایه جهل از آن بزداییم تا بتوانیم محبت و رافت پیام تو و رسولت را دریابیم .خدایا! دشمن به کفر و دوست به جهل می کوشند تا شیرینی شفای دین تو را به تلخی بدل سازند وبیراهه بر بیراهه می بندند تا مردم را از دین تو گریزان سازند.

‌خدایا! تو برما  دین و دنیا عرضه کردی و گفتی دنیایتان را هم دردین ببینید. چه تلخ است دیدن کسانی که دنیا می نهند و دین نمی یابند وچه تلخ ترکسانیکه  دین به دنیا می فروشند وچه هولناکتردیدن کسانیکه دین و دنیا را یکسره می نهند ودربرزخ تاریک قهر با خدا لانه می کنند. خدایا به تو پناه می برم. معیشت مردم ، خواسته اهل دین ، خواسته روشنفکران ، تراز زندگی جدید ، حفظ سنتها ، توسعه ، عدالت و قهر – واژه ای که از آن بیزارم – ... .

روزی در جمع یاران به بهشتی گفتم این تهمتهای تلخ آزارت نمی دهد؟. نگاهم کرد و گفت: این آسیاب به نوبت است ،نوبت تو هم خواهد رسید. چقدر این روزها بی شما سخت می گذرد دوستان. من تا نیمه راه آمده ام ،مشیّت این بود که بمانم تا نوبت به من برسد. تا در سنگ زیر و بالای آسیاب، صدای شکستن های خود را بشنوم و بچشم.

دلم که می گیرد یاد امام آرامم می کند به چشمهایش که هنوز هزار حرف نگفته دارد. چه آسان می توان بر لبان این " مردم شریف لبخند شادی نشاند " وچه آسانتر می توان لبخند را از آنان گرفت کاش عده ایی باور کنند " شادی و لبخند لازمه زندگی است "‌و دنیا بدون شادی تحمل ناپذیر است .

رمز آبادانی در گره خوردن همتهای بلند و افکار نوست.  ایرانی یعنی دستهای توانا و افکاری بلند، همتهای استوار و ارادتهایی خستگی ناپذی. تاریخ این خاک گواه بسیار بر این حرف دارد. آنانی که دل در خدمت به این مردم دارند فقط باید سدها و موانع را بردارند.این اقیانوس اگر به تلاطم در آید تاریخ یکبار دیگر ایران را بر تارک جهان خواهد دید واینبار با اتکا به اسلام و قرآن .

خدایا! تو را گواه می گیرم که هیچگاه ملتی چنین صبور و همراه در تاریخ نبوده، این مردم حق بسیاری دارند و بسیارحق دارند. خدایا آنچه که می گویند و آنچه که می خواهند حق است  خدایا ! کمک کن ما شرمنده چنین ملتی نشویم . بر ما ببخش اگر نتوانیم دین مان را به این مردم ادا کنیم . تو می دانی که ما می خواهیم ادا کنیم .

می گویند شیطان در شب زاد و ولد می کند. تاریکی ها همیشه آبستن حوادثند. دشمنان این سرزمین آرامش آنرا نمی خواهند . چشمانی بیدار همیشه باید مراقب باشند. سیاستمداران به وقت غرور اشتباهات زیادی می کنند که تاوان آنرا ملتها باید بپردازند. تاوانی بسیار گران و سنگین. غرور ملتی را چه آسان می توان شکست، آنگاه که مصلحت به خیر مردم خود را نبینی؟.

دوست دارم از آینده بنویسم، ترسیم آینده زیباتر است. اما ما را از گذشته گریزی نیست .در هر قدمِ گذشته حرفی است برای گفتن و درهر قدم آینده هزارحرف. شب آرام آرام به پایان می رسد  و روز دیگری برای ایران آغاز می شود. روز دیگری با هزاران امید و هزاران آرزو و هزاران چشم منتظر. وسوسه ها و تردیدها در ظلمت است و روز جهت آشکاریست.

جان ما با آفتاب یقین گرم می شود، یقین به اسلام ! یقین به ایران ! یقین به مردم...

+ نوشته شده در  جمعه 1392/02/27ساعت 12 بعد از ظهر  توسط انسان مهاجر  | 
“بسم الله الرحمن الرحیم”

روسا و مسئولین احزاب اصلاح طلب و کارگزارانی اکنون بیش از 8 سال از زمانی که مردم اصلاحات و سازندگی را به بازنشستگی فراخوانده اند گذشته است . بازنشستگی پیش از موعدی که با روشن شدن زوایای ناکارآمدی در سیاست داخلی با اتفاقاتی چون تحصن مجلس ششم، فتنه منتظری، اصلاح قانون مطبوعات،18 تیر و پس لرزه های آن ، ماجرای آقا جری ، حوادث سیاسی 82،ماجراهای شورای شهر اول و دوم و … رقم خورد . جریانی که تا دیروز دم از تقلب در انتخابات می زد و نظام مبتنی بر مردم سالاری دینی را به ظلم و سرکوب عدالتخواهان محکوم می نمود، امروز بر سر آمدن یا نیامدن آتش افروزان و سران فتنه ی 88 مسابقه ی رسانه ای گذاشته اند.

این جریان با چهره ای حق به جانب چون پدرخوانده ای دلسوز شعار نجات کشور را سر می دهند. خون شهدای بسیجی و مردم بی گناهی که با سلاح منافقین و مزدوران خارجی دردوران فتنه بر زمین ریخت همچنان تازه است. در عرصه فرهنگ عمیق ترین ضربات را بر پیکره این مرز و بوم وارد آوردید. در سینما، موسیقی،تئاتر و از همه مهم تر فرهنگ عمومی بی حیای و لاقیدی را ترویج کردید که نتایج آن در رشد نرخ طلاق،اعتیاد و بزهکاری های اجتماعی مشهود است.

بگذار بگوئیم آنانی که امروز خود را منجیان کشور و اقتصاد آن می دانند در دوره ی صدارتشان با تجویز نسخه های توسعه گرایی غربی، وام های کلان خارجی، مانور تجمل و ترویج روحیه ی اشرافی گری و سرمایه داری، تورمی افسار گسیخته و شکاف طبقاتی گسترده را به مردم تحمیل کردند در اقتصاد نیز اگر چه امروز اوضاع و احوال کشور به جهت تحریم ها وبرخی سوء مدیریت ها به سامان نیست و مسئولین امر باید پاسخگو باشند،اما مگر شما برای اصلاح اقتصاد بیمار ایران چه کردید که امروز داعیه نجات اقتصادی سر می دهید؟.ندانم کاری ها، سردرگمی سیاست های اقتصادی، تولد فسادهای کلان اقتصادی، رانت خواری ها و ایستادگی در برابر مبارزه با فساد و در نهایت پناه به نسخه های بانک جهانی تنها گوشه ای از کارنامه ی غیر موفق اقتصادی این مدعیان است.

در حوزه بین الملل مسیر حرکت خواسته یا ناخواسته، بر این بود که استقلال، عزت و شرافتی که مردم ایران اسلامی با رشادت و شهادت فرزندان خود به دست آورده بودند را به نیشخند های جک استرو و هم پیاله های غربی و آمریکایی او به حراج بگذارند.دیپلماسی منفعلانه و با عقب گردی که در دراز مدت لاجرم، موجب برگرداندن سیطره استکبار جهانی بر ملت ایران می شد و اگر نبود تدابیر داهیانه امام امت و هوشیاری ملت، امروز همه زحمات ملت را برباد داده بودید.شما توانایی حفظ دستاورد های نظام را نداشتید چطور توقع دارید در دهه پیشرفت و عدالت، که به سرمایه و دستاورد های دوچندان نیازمندیم،به شما برای حضور در صحنه انتخابات اعتماد شود؟

بی تردید شما نه تنها توانایی و شایستگی خادمی اسلام عزیز وملت غیور و بزرگ ایران را ندارید، صلاحیت حقوقی و سیاسی برای حضور در انتخابات را هم نمی توان در شما یافت.مشارکت حد اکثری بی شک با حضور آحاد ملت رخ خواهد داد و حضور همه سلایق در چهارچوب مصلحت ملت عزیزشکل خواهد گرفت . وبرای این امر نیازی به عناصری که ما را به عقب برگردانند نیست.

بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام ضمن توصیه ی همه ی کاندیداهای احتمالی به رعایت تقوای اخلاقی- سیاسی از این عزیزان خواستاریم با پیگیری گفتمان اصیل انقلاب اسلامی جهت تحقق تمدن اسلامی گام بردارند.

والسلام علی من اتبع هدی

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1392/02/19ساعت 9 بعد از ظهر  توسط انسان مهاجر  | 
آیا تا کنون به این موضوع فکر کرده ایم که گناهانی که ما در طول شبانه روز مرتکب آن می شویم آیا تنها آخرت ما را نابود می کنند یا در زندگی دنیایی ما نیز موثر هستند؟ شاید بسیاری از گرفتاری های امروز زندگی ما، نتیجه گناهانی است که مرتکب می شویم! اما در پاسخ به این پرسش که چه گناهانی باعث دریده شدن پرده های عصمت، نزول بلا و عدم استجابت دعا می شود؟ باید گفت؛ اساساً هر گناهی به طور کلی سبب می شود که پرده های عصمت انسان دریده شود؛ هر گناهی می تواند موجب نزول بلا، عدم استجابت دعا و گرفتن رزق و روزى و برکت از زندگی انسان شود. اصولاً این خاصیت و اثر طبیعی گناه است. این چیزی است که در منابع دینی ما به آن اشاره شده در احادیث آمده است که خداوند می فرماید:گاهى بنده از من حاجتى مى‏طلبد و من آن را اجابت می کنم، ولى او گناه مى‏کند، من هم به فرشتگان مى‏گویم: این بنده به وسیله گناه، خود را در معرض خشم من قرار داد و خود را مستحقّ محرومیت از نعمت من کرد، پس از این به خواسته خود نزد من نایل نخواهد شد، مگر به بندگیم گردن نهد.[1] همچنین امام علی علیه السلام فرمود: سوگند به خدا هیچ نعمتى از مردمى گرفته نمى‏شود، مگر به علت گناه آنها.[2]

ارتباط بلاها و مصیبت ها با گناه و معصیتدر چند جمله نخست از دعای کمیل، پیشوای پارسایان امیرالمومنین علیه السلام شاید به همین مسئله نظر داشته باشد، و با تکرار این جملات می خواهد بگوید خدایا، هر گناهی که موجبات دریدن پرده عصمت، نزول بلا، عدم استجابت دعا و... می شود را، بر من ببخش، چنان که در انتهای این جملات می فرماید: هر جرم و گناهی که مرتکب شدم و هر خطا و اشتباهی را که از من سرزد، بر من عفو کن. اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتى تَهْتِکُ الْعِصَمَ؛ اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتى تُنْزِلُ النِّقَمَ؛ اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتى تُغَیِّرُ النِّعَمَ؛ اَللّهُمَّ اغْفِرْ لىَ الذُّنُوبَ الَّتى تَحْبِسُ الدُّعاَّءَ؛ اَللّهُمَّ اغْفِرْ لىَ الذُّنُوبَ الَّتى تَقطَعُ الرَّجاءَ؛ اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتى تُنْزِلُ الْبَلاَّءَ.
ارتباط بلاها و مصیبت ها با گناه و معصیت، به گونه ای است که قرآن کریم هر پیشامدی را که برای انسان رخ دهد بر اثر گناه دانسته، می فرماید: هربلا و مصیبت که به شما برسد، به خاطر اعمالی است که انجام داده اید و بسیاری از آنها را نیز خداوند عفو می کند.[3] بنابراین، از مجموع آموزه های دینی اعم از آیات و روایات استفاده می شود که گناه، نقش مهم و مؤثری در نزول بلا دارد به عنوان نمونه، امام صادق علیه السلام فرمود: زندگی موجودات دریا بر اثر باران است، هنگامی که باران نبارد، هم خشکی ها و هم دریاها به فساد و نابودی کشیده می شوند و این هنگامی است که گناهان فراوان شود.[4] اینها نمونه هایی از روایاتی است که به صورت کلی به بیان عواقب گناه می پردازد، اما در تعدادی از روایات، به آثار و پیامدهای برخی از گناهان به صورت خاص اشاره شده است که به نمونه ای از آنها اشاره می شود.

گناهانى که عذاب مى‏آورند و روزى انسان را می گیرند

ابو خالد کابلى می گوید: از امام سجاد علیه السلام شنیدم، فرمودند: گناهانى که موجب تغییر نعمت می شوند عبارت اند از: ظلم به مردم، ترک کارهاى نیک و احسان به مردم، کفر نعمت و ترک شکر و سپاس. خداوند متعال می فرماید: إِنَّ اللَّهَ لا یغَیرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى یغَیرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ"؛[5] پروردگار چیزى از قومى نمی گیرد، مگر این که آنها خود اوضاع و احوال خود را تغییر دهند. و گناهانى که عذاب مى‏آورند عبارت اند از ظلمى که ظالم نسبت به آن شناخت داشته باشد، و تجاوز و تعدى به مردم و ریشخند کردن آنها. گناهانى که روزى انسان را می گیرند؛ اظهار فقر، خوابیدن در هنگام نماز عشاء به گونه ای که نماز قضا شود، همچنین است نماز صبح، و کوچک شمردن نعمت ها و شکایت از خدا. اما گناهانى که پرده‏ها را پاره می کنند عبارت اند از: خوردن شراب، بازى کردن قمار، شوخى و مزاح با مردم، سخنان لغو و بى‏فایده، عیب ‏جویى از مردم و همنشینى با مردان آلوده.

گناهانى که مانع قبولى دعا می شوند

و فرمود: گناهانى که موجب نازل شدن عذاب می گردند؛ کمک نکردن به ستم ‏دیدگان، نرسیدن به حال محرومان و ترک امر به معروف و نهى از منکر می باشد. گناهانى که موجب مى‏شود که دشمنان بر انسان تسلط یابند، عبارت اند از: ظلم آشکار، گناه علنى، ارتکاب محرمات، نافرمانى از نیکان و متابعت از اشرار. گناهانى که آدمیان را زود هلاک می کنند عبارت اند از: قطع رحم، سوگند دروغ، گفتن سخنان غیر واقع، زنا، سد راه مسلمانان و ادعاى امامت بدون لیاقت و شایستگى. گناهانى که امیدها را قطع می کنند عبارت اند از: ناامیدى از رحمت خداوند، یأس از درگاه خدا، اطمینان و اعتماد به غیر خدا و تکذیب وعده‏ هاى خداوند. گناهانى که مانع قبولى دعا می شوند عبارت اند از: سوء نیت، خبث باطن، نفاق با برادران، اجابت نکردن دیگران، تأخیر نمازهاى واجب تا آن گاه که وقتش بگذرد، نیکى نکردن در راه خداوند، ندادن صدقه و ترک احسان، زبان به فحش و ناسزا گشودن[6]

هریک از اینها ممکن است موارد بیش از این برایشان باشد که به جهت اختصار به همین مقدار اشاره شد، همان گونه که از روایات برمی آید، دلایل عدم استجابت دعا را حدود سی عامل تشکیل می‌دهد و اسباب آن در مواردی لقمه حرام، غیبت، حسادت، عجب و خود بزرگ بینی، قساوت قلب، ریا و ... می تواند باشد.

[1] دیلمی، حسن، إرشاد القلوب إلى الصواب، ج ‏1، ص 150، شریف رضی، قم، چاپ اول، 1412 ق.
[2] همان.
[3] شوری، 30.
[4] مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج 70، ص 349، مؤسسة الوفاء، بیروت، 1409ق.
[5] رعد،11.
[6] ر. ک: حر عاملی، وسائل‏الشیعة، ج 16، ص 282- 283، آل البیت، قم، 1409ق.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1392/02/08ساعت 11 بعد از ظهر  توسط انسان مهاجر  | 
امروز برخی از مردم به شعار "این مکان مجهز به دوربین مدار بسته است" بیشتر توجه می‌کنند تا اینکه "خدا همواره ما را می‌بیند و ما همواره در محضر او هستیم."

«أَلَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ یَرَیٰ»

"آیا او (انسان) ندانست که خداوند (همه اعمالش را) می‌بیند؟"

نکته:

ریشه طغیان انسان دو چیز است:

1 - خود را بی‏‌نیاز می‏‌بیند. «رَّآهُ اسْتَغْنَی».(آیه 7 سوره «علق»)

2 - دیگر آنکه خدا را نمی‏‌بیند و گمان می‏‌کند خدا هم او را نمی‏‌بیند. «ألم یعلم بانّ اللّه یری»

+ نوشته شده در  یکشنبه 1392/02/08ساعت 0 قبل از ظهر  توسط انسان مهاجر  | 
یک کودک یا نوجوان یا جوان برای کشف نیازها،استعدادها و تواناییهایش ناگزیر از آزمون و خطاست فلذا خطا و اشتباه او نیز امری اجتناب ناپذیر است و باید با دادن فرصتهای دوباره زمینه شکوفایی و پیشرفت آنها را فراهم ساخت.


سیاری از اخلاق های ممدوح و مذموم را کودکان در سنین پایین از مادران خود می آموزند و بیشتر در سنین بالاترست که از پدر خود الگو برداری می کنند . این نکته به نقش موثر مادران در تربیت اشاره دارد ….

مرد و زن دو عنصر اصلی خانواده اند که هر کدام جداگانه مسئولیت خاص به خود را دارند که با تولد فرزند برای هر کدام مسئولیت جدید تری بوجود می آید.

به بیان دیگر می توان گفت با به دنیا آوردن یک بچه، مسئولیت سعادت بخشی یک انسان را پذیرفته اند که البته باید دانست که عمده ی این مسئولیت بر گردن مادر است . تا آن جا که در حدیث نبوی می خوانیم که :

«اَلجَنَّهٌ تَختَ أقدام الاُمَّهاتِ»
(بهشت زیرپاى مادران است.)

که شاید اشاره به این معنا باشد که چون مادران به خصوص در سنین پایین کودک ،نقش موثری در بهشتی شدن فرزندان را دارند از این روست که به دلیل این نقش موثر ،بهشت زیر پای آنان است .

از طرفی هم بسیاری از اخلاق های ممدوح و مذموم را کودکان در سنین پایین از مادران خود می آموزند و بیشتر در سنین بالاترست که از پدر خود الگو برداری می کنند. این نکته به نقش موثر مادران در تربیت اشاره دارد .

و از سویی دیگر با توجه به آموزه های دینی فرزندان جزئی از باقیات الصالحات والدین هستند به این معنا که چون والدین نقش موثری در تربیت فرزند خود داشته اند از این رو اگر فرزندان هم در مسیر الهی قدم بردارند آنان نیز در این سهیم هستند و اگر به سمت گناه رفتند باز والدین به دلیل نقش موثر در تربیت، در آن شریک هستند و این همان قبول مسئولیتی است که در ابتدا گفته شد .

و فقط در صورتی والدین در گناه کودکان شریک نیستند که آنها زمینه ی رشد و تربیت دینی کودک را فراهم کرده باشند ولی فرزند با این حال راه گناه را انتخاب کرده باشد .

حال قرآن کریم مسیر تربیت دینی کودکان را از زبان لقمان حکیم بازگو می کند که در تعلیم فرزندش ده محور تربیتی را مد نظر قرار می دهد که عبارتست از:

۱ـ حسن ارتباط با خداى رحمان: «لاتُشرِک بِاللهِ»

۲ـ احترام به والدین : «وَوَصَّینَا الاِنسانَ بِوالِدَیهِ»

۳ـ معاد: «إِن تَکُ مّثقاَ حَبَّهِ مِن خَردَلٍ فَتَکُن فى صَخرَهِ أو فِى السَّمواتِ أو فِى الأرضِ یأت بِهَا الله»

۴ـ نماز: «أقِم الصَّلاه»

۵ـ امر به معروف و نهى از منکر: «وَ أمر بِالمَعروُفِ وَ انهَ عَنِ المُنکَرِ»

۶- صبر و پایدارى : «وَ اصبِر عَلَى ما أصابَک»

۷ـ مردمدارى : «وَلاتُصَغَّر خَدَّکَ لِلناسِ»

۸ـ تواضع و فروتنى : «وَلاتَمشِ فِى الاَرضِ مَرَحاً»

۹ ـ میانه روى : «وَاقصِد فى مَشیکَ»

۱۰ ـ آهسته و آرام سخن گفتن: «وَاغضُض مِن صَوتِکَ» (لقمان آیه ی ۱۳)

با توجه به آیه ی مربوطه این مطلب به درستی فهمیده می شود که روند تربیتی کودک از آشنایی با خدای رحمان و ترک معصیت شروع شده و سپس مراحل بعدی مورد توجه قرار می گیرد .

که در مرحله ی اجرایی اولین آموزش ، مربوط به آموزش نماز و در ارتباط با مردم نیز اولین اموزش فروتنی و تواضع پایه ی رفتار های دینی است .

نکاتی مهم در راه تربیت

۱- رعایت مساوات در ابراز محبت به فرزندان

إِذْ قالُوا لَیُوسُفُ وَ أَخُوهُ أَحَبُّ إِلى أَبِینا مِنَّا وَ نَحْنُ عُصْبَةٌ إِنَّ أَبانا لَفِی ضَلالٍ مُبِینٍ

اقْتُلُوا یُوسُفَ أَوِاطْرَحُوهُ أَرْضاً یَخْلُ لَکُمْ وَجْهُ أَبِیکُمْ وَ تَکُونُوا مِنْ بَعْدِهِ قَوْماً صالِحِینَ (یوسف/۸و۹)

هنگامى که (برادران) گفتند یوسف و برادرش (بنیامین) نزد پدر از ما محبوبترند در حالى که ما نیرومندتریم، مسلما پدر ما، در گمراهى آشکار است! یوسف را بکشید یا او را به سرزمین دور دستى بیفکنید تا توجه پدر فقط با شما باشد و بعد از آن (از گناه خود توبه مى‏کنید و) افراد صالحى خواهید بود.

این آیات بازگویی نمونه ای از نتایج عدم رعایت تساوی در ابراز محبت به فرزندان است. در این آیات می خوانیم که حسد برادران یوسف را تا سر حد کشتن وی پیش برد و تنها دلیلی که برای این کار داشتند این بوده که «پدر او را بیشتر از ما دوست دارد»(أَحَبُّ إِلى‏ أَبِینا مِنَّا).

۲- نیاز فطری و طبیعى فرزندان به بازی و سرگرمی های سالم

قالُوا یا أَبانا ما لَکَ لا تَأْمَنَّا عَلى‏ یُوسُفَ وَ إِنَّا لَهُ لَناصِحُونَ أَرْسِلْهُ مَعَنا غَداً یَرْتَعْ وَ یَلْعَبْ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ قالَ إِنِّی لَیَحْزُنُنِی أَنْ تَذْهَبُوا بِهِ وَ أَخافُ أَنْ یَأْکُلَهُ الذِّئْبُ وَ أَنْتُمْ عَنْهُ غافِلُونَ قالُوا لَئِنْ أَکَلَهُ الذِّئْبُ وَ نَحْنُ عُصْبَةٌ إِنَّا إِذاً لَخاسِرُونَ (یوسف/۱۱تا۱۴)

(برادران نزد پدر آمدند و) گفتند پدر جان! چرا تو درباره یوسف به ما اطمینان نمى‏کنى در حالى که ما خیرخواه او هستیم؟ او را فردا با ما بفرست تا غذاى کافى بخورد و بازى و تفریح کند و ما حافظ او هستیم. (پدر) گفت من از دورى او غمگین مى‏شوم و از این مى ‏ترسم که گرگ او را بخورد و شما از او غافل باشید. گفتند: اگر او را گرگ بخورد با اینکه ما گروه نیرومندى هستیم، ما از زیانکاران خواهیم بود.

در این آیات، یعقوب پیامبر در برابر استدلال فرزندان نسبت به نیاز یوسف به گردش و تفریح، هیچ پاسخى نمی دهد و عملاً آن را می پذیرد. این خود دلیل بر آن است که داشتن بازی و سرگرمی سالم برای فرزند، یک نیاز فطرى و طبیعى است و نباید از آن جلوگیری کرد.

۳- نشان ندادن راه های انحراف به فرزندان


گاه انسان به کودک خردسالش مى‏گوید توپ خود را به لامپ چراغ نزن. کودک که تا آن وقت نمى‏دانست مى‏شود توپ را به لامپ بزند، متوجه این مساله مى‏شود که چنین کارى امکان پذیر است و به دنبال آن، حس کنجکاوى او تحریک مى‏شود که باید ببینم اگر توپ را به لامپ بزنم چه اتفاقی می افتد و به دنبال آن شروع به آزمایش این مساله مى‏کند، آزمایشى که به شکستن لامپ منتهى خواهد شد.

۴- گذشت و چشم پوشی از خطاهای فرزندان در صورت ندامت

قالُوا یا أَبانَا اسْتَغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا إِنَّا کُنَّا خاطِئِینَ قالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَکُمْ رَبِّی إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ(یوسف/۹۸و۹۷)

گفتند: پدر، از خدا آمرزش گناهان ما را بخواه که ما خطاکار بودیم. گفت به زودى براى شما از پروردگارم آمرزش مى ‏طلبم که او غفور و رحیم است.

فرزندان باید بیازمایند تا راه را از چاه، و صواب را از ناصواب تشخیص دهند. یک کودک یا نوجوان یا جوان برای کشف نیازها،استعدادها و تواناییهایش ناگزیر از آزمون و خطاست فلذا خطا و اشتباه او نیز امری اجتناب ناپذیر است و باید با دادن فرصتهای دوباره زمینه شکوفایی و پیشرفت آنها را فراهم ساخت.

+ نوشته شده در  شنبه 1392/02/07ساعت 2 قبل از ظهر  توسط انسان مهاجر  | 

سال که نو می شود، مشمولان سربازی بی صبرانه گوش به اخبار می سپارند تا شاید خبری در زمینه اعلام معافیت های سربازی یا تغییر قانون و یافتن راهی برای رهایی از خدمت سربازی بیابند. گروهی نیز همچنان به عنوان مشمولان غایب زندگی می کنند؛ به امید تصویب قانونی دیگر و تغییر شرایط شان. اینها در شرایطی است که مسئولان می توانند با تعریف شکل جدیدی از سربازی، شرایط را به اندازه ای متحول کنند که خدمت زیر پرچم برای جوانان جذابیت داشته باشد.
وقتی یک پسر جوان به 18 سالگی می رسد، با پدیده ای به نام سربازی مواجه می شود. در این گونه موارد عده ای از جوانان که افق چندان روشنی پیش روی خود نمی بینند و بیکارند و بی برنامه تن به خدمت می دهند تا شاید در دوران سربازی یا پس از آن هدفی و برنامه ای پیدا کنند.
یک گروه از جوانان که به فکر دانشگاه رفتن یا گرفتن گواهینامه یا ازدواج هستند، سربازی برای شان تبدیل به یک مشکل جدی می شود و از لحظه ای که نام مشمول بر آنها قرار می گیرد، به دنبال راه یا راه هایی می گردند که بتوانند از این چنبره بگریزند.
این موضوع باعث می شود که در وهله نخست به دنبال گرفتن معافیت های قانونی باشند. معافیت های کفالت و پزشکی جزو راه هایی هستند که جوانان گریزان از خدمت سربازی برای قرار گرفتن در میان افرادی که می توانند از این معافیت استفاده کنند، تلاش زیادی به خرج می دهند. آنهایی هم که به هر شکل به خارج از کشور سفر کرده اند، به دنبال گرفتن معافیت افراد خارج از کشور هستند.
گروه هایی که در هیچ کدام از این گروه ها نمی گنجد، به دنبال راه های دیگری می روند و گاه در دام کلاهبرداران می افتند. یکی از این دام ها، شیوه ای است که به تازگی از سوی عده ای مطرح شده است. گروهی با عنوان گرفتن معافیت بر اساس طرح "سرباز صنعت" ابتدا سی دی های آموزشی در خصوص شرح این طرح را می فروشند و افرادی که گول همین سی دی ها را خورده اند، برای قرار گرفتن در این معافیت حاضر به دادن میلیون ها تومان پول برای گرفتن جواز ثبت معدن می شوند تا از این طریق بتوانند به خدمت سربازی نروند...
هر سال حدود 700 هزار جوان 18 ساله که دیپلم گرفته یا نگرفته اند، شرایط کلی رفتن به خدمت سربازی را به دست می آورد که از این میان حدود نیمی از آنها یعنی 350 هزار تومان به اصطلاح اعزام می شود. از سوی دیگر، هر سال حدود 400 هزار سرباز وظیفه، خدمت خود را به پایان می رسانند. افرادی که به خدمت نرفته اند به شکل های مختلف سعی می کنند با مشکل نداشتن کارت پایان خدمت کنار بیایند. در حال حاضر حدود دو میلیون نفر مشمول غایب در کشور زندگی می کنند.
در سال های 1377 تا 1379 بر اساس طرحی که دولت ارایه کرد، امکان خرید سربازی را فراهم آورد. در آن زمان هر کسی که پول داشت یا می توانست پولی جور کند، دوران سربازی اش را خرید، اما این موضوع تبدیل به یک مشکل جدی در میان افراد مختلف جامعه شد و بسیاری این موضوع را تبعیض میان غنی و فقیر دانستند. به همین دلیل، این قانون برای همیشه برچیده شد.
اما سربازی رفتن برای بسیاری از جوانان تبدیل به یک کابوس و حتی مانع بسیار بزرگ شده است. در این شرایط به نظر می رسد بهتر است مسئولان طرحی نو ارایه کنند که بتواند شرایط سربازی رفتن را تغییر دهد.یکی از این مسایل تغییر شکل ظاهری و دوری از نظامی گری است. برای نمونه، می توان چند ماه آموزش نظامی را برای مشمولان در نظر گرفت و سپس از توانایی ها، تخصص ها و سایر ویژگی های فردی جوانان استفاده کرد تا آنها ضمن انجام خدمت سربازی بتوانند به زندگی عادی خود ادامه دهند.
اگر جوانی که قصد قبولی در دانشگاه را دارد بتواند پس از چند ماه کوتاه گذراندن دوره آموزش نظامی در زمینه شغلی یا تحصیلی که به آن علاقه دارد، فعالیت کند و حتی حقوق مناسبی بگیرد، لزومی برای فرار از سربازی نمی بیند. این موضوع در مورد مشمولان متاهل از اهمیت بیشتری برخوردار است؛ اینکه هم بتوانند خانواده خود را همانند گذشته تامین کنند و هم به شکلی دوره سربازی را بگذرانند که به شغل خود ادامه دهند.
اگر یک سرباز متاهل که برای نمونه، نجار، آهنگر یا بنا است، بتواند در دوران خدمت خود نیز در همان شغل به ادامه فعالیت بپردازد و حقوق نیز دریافت کند، خدمت سربازی برایش مفهوم مانع را پیدا نمی کند.
به طور کلی، برای اینکه سربازی در کشور ما از حالت ناخوشایند آن خارج شود، باید شکلی کاربردی و امروزی به خود بگیرد. شیوه ای که رضاخان 80 سال پیش در نظر گرفت و شکل کلی آن امروز هم اجرا می شود، بی آنکه به آسیب ها و مشکلات امروزی این طرح اندیشیده شود، نتیجه ای ندارد به جز اینکه هر سال چند صد نفر به تعداد مشمولان غایب افزوده می شود.
این در حالی است که خدمت سربازی در برخی مواقع برای جوانان روستایی و شهرستانی نیز آسیبی جدی در بر دارد. جوان روستایی به جایی آن که در محلی نزدیک خانه اش به شکلی کاربردی برای خدمت به کشور به کار گرفته شود، در شهرهای بزرگ با مسایل و مشکلاتی مواجه می شود که ممکن است برای همیشه بازگشت او به خانه را منتفی کند و یک جوان روستایی یا شهرستانی را تبدیل به یکی از مهاجران شهرهای بزرگ تبدیل کند.

http://khabaronline.ir/detail/285542/society/urban

+ نوشته شده در  جمعه 1392/01/23ساعت 8 بعد از ظهر  توسط انسان مهاجر  | 
اندیشکده آمریکایی بلفر در مطلبی به اتفاق خاموشی پرداخته است که در دنیای اسلام در حال وقوع است... اتفاقی که نه بهار عربی‌ است و نه افزایش بنیادگرایی اسلامی...بلکه بنا به گفته یک جمعیت‌نگار برجسته، نرخ باروی در میان مسلمانان به شدت کاهش و "فرار از ازدواج" در میان زنان عرب و مسلمان افزایش یافته است.


کاهش بارداری مسلمانان بیش از متوسط نرخ جهانی/ ایران در صدر!

نیکولاس اِبِرشتات، از محققان انستیتو انترپرایز آمریکا، این یافته‌ها را به تازگی در دو مقاله ثبت کرده است. این مقالات تصویر متفاوتی با تصویر معمول از افزایش متداوم جمعیت در سرزمین‌های اسلامی نشان می‌دهد. البته جمعیت در این کشورها رو به افزایش است، اما با ادامه روند کنونی، این افزایش جمعیت دیری نخواهد پایید.

نمودار کاهش نرخ باروری در جهان و پیش‌بینی آن تا سال 2050 - منبع: سازمان ملل

عنوان نخستین مقاله اِبِرشتات "کاهش باروری در جهان اسلام: تغییری فاحش که در کمال تعجب کسی متوجه آن نشده است". وی با استفاده از داده‌های بدست‌آمده از 49 کشورها و قلمروهای دارای اکثریت مسلمان دریافت که به طور میانگین نرخ باروری در سال‌های 1975 تا 80 و 2005 تا 2010، 41 درصد کاهش یافته است، حال آن که کاهش نرخ بارداری در کل جهان 33 درصد بوده است.

22 درصد از کشورها و قلمروهای مسلمان شاهد 50 درصد یا بیشتر کاهش باروری بوده‌اند. بیشترین کاهش در ایران، عمان، امارات متحده عربی، الجزیره، بنگلادش، تونس، لیبی، آلبانی، قطر و کویت و در حدود 60 درصد یا بیشتر طی سه دهه گذشته بوده است.


کاهش 70 درصدی نرخ باروری در ایران طی 30 سال / هشدار سازمان ملل نسبت به کاهش جمعیت ایران

کاهش نرخ باروری در ایران طی 30 سال گذشته حیرت‌انگیز و معادل 70 درصد بوده ، که به گفته اِبِرستات "یکی از سریع‌ترین و چشمگیرترین آمارهای کاهش باروری در تاریخ بشر" بوده است. به گفته ابرشتات، تا سال 2000، نرخ باروری ایران به دو زایمان در هر زن کاهش یافته بود، که پایین‌تر از سطح موردنیاز برای جایگزینی جمعیت کنونی است.

نرخ باروری در ایران طی 30 سال، 70 درصد کاهش یافته است

در مقاله‌ای در تایمز مورخ ژوئیه 2012 نرخ باروری در ایران از این نیز کم‌تر عنوان شده و به هشدار سازمان ملل در گزارشی اشاره کرد. بنا بر این گزارش، جمعیت ایران در دو دهه آینده رو به کاهش می‌رود و درصورت تداوم روند کنونی، تا پایان این قرن بیش از 50 درصد کاهش می‌یابد.


تهران و اصفهان در صدر کاهش نرخ باروری

به گزارش مشرق، شهرهای بزرگ جهان اسلام شاهد کاهش شدیدی بوده‌اند. اِبِرشتات خاطرنشان می‌کند که تنها شش ایالت در آمریکا دارای نرخ باروری کمتری نسبت به استانبول هستند. در ایران نیز، در شهرهای تهران و اصفهان، نرخ باروری نسبت به تمامی ایالات آمریکا پایین‌تر است.


عامل اقتصادی تنها دلیل کاهش باروری نیست

این محقق موسسه امریکن انترپرایز بیان می‌کند با این که افزایش درآمد و توسعه اقتصادی در کاهش باروری نقش داشته است، تنها دلیل آن نیست: "کاهش باروری در نسل گذشته در کشورهای عربی نسبت به دیگر نقاط جهان سریع‌تر بوده است."

میزان کاهش باروری در میان مسلمانان در مقایسه با آمریکا، چین و آلمان - منبع: سازمان ملل

سرمه‌ای: مسلمانان

صورتی: آمریکا

سبز: چین

مشکی: آلمان

به گزارش اطلاعات‌نامه جهانی سیا، نرخ باروری در میان مسلمانان اندکی نسبت به برآورد اِبِرشتات بالاتر است، اما در کل به نسبت بسیاری از کشورهای آفریقایی زیرصحرایی، آمریکای لاتین و آسیایی کم‌تر است.


سرایت فرهنگ غربی "زندگی مجردی" به کشورهای مسلمان

در این گزارش با اشاره به عوامل دیگری به جز عامل اقتصادی، عامل فرهنگی و رواج سبک زندگی "مجردی" و افزایش تمایل جوانان به "فرار از ازدواج" اشاره شده است. فرهنگی که ابتدا در سبک زندگی جوامع غربی راه پیدا کرد و پس از آن با گسترش راه‌های ارتباطی و نفوذ فرهنگی در کشورهای شرقی، اکنون این تمایل به زندگی مجردی و روابط خارج از چارچوب خانواده و ازدواج در کشورهای مسلمان نیز بسیار شایع شده است.

آن چه بر کاهش باروری مزید بر علت شده را اِبِرشتات "فرار از ازدواج" می‌خواند، که وی در مقاله‌ای که در ماه گذشته در دوحه، قطر ارائه کرد به توصیف آن پرداخت. داده‌های وی نشان می‌دهد که در بسیاری از مناطق جهان، مردان و زنان یا در سنین بالا ازدواج می‌کنند یا مجرد باقی می‌مانند. نرخ طلاق نیز، به خصوص در اروپا، به موازات درصد تولدهای خارج از زناشویی، رو به افزایش است.


فرار از ازدواج، اصلی‌ترین عامل کاهش باروری و جمعیت در میان مسلمانان


حرکت شانه به شانه کشورهای مسلمان و اروپایی در کاهش ازدواج

کاهش ازدواج در اروپا امری شناخته‌شده اما همچنان چشمگیر است: نرخ ازدواج زنان در آلمان از 0.98 در سال 1965 به 0.59 در سال 2000 کاهش یافته است. این رقم در مدت مشابه در فرانسه از 0.99 به 0.61، در سوئد از 0.98 به 0.49، در انگلیس از 1 به 0.54 کاهش یافته است.

در آسیا نیز نرخ ازدواج رو به کاهش است: در ژاپن درصد زنان بین 30 تا 34 ساله که هرگز ازدواج نکرده‌اند از 7.2 در سال 1970 به 26.6 در سال 2000 افزایش یافته است. این رقم در میانمار از 9.3 درصد به 25.9 درصد، در تایلند از 8.1 به 16.1 درصد و در کره جنوبی از 1.4 به 10.7 درصد افزایش یافته است.

با این که نرخ ازدواج در جهان عرب بالاتر است، آن‌ها نیز با سرعت در همین مسیر در حرکت‌اند. به گفته اِبِرشتات آن چه مایه شگفتی است این است که در جهان عرب فاصله گرفتن از ازدواج "از بسیاری لحاظ هم‌اکنون همانند اروپای دهه 80 است- و این اتفاق در حال وقوع در سطح پیشرفت به مراتب پایین‌تر از اروپا و آسیای شرقی توسعه‌یافته است.

اِبِرشتات می‌گوید "اتفاق بزرگی در شرف وقوع است- و عملاً هیچ کس متوجه آن نشده است، حتی در دنیای عرب."


آینده کشورهای مسلمان: کاهش نیروی کار و افزایش جمعیت بازنشسته

این مطالعات به ما یادآوری می‌کند که گرایش‌های بزرگ جمعیت‌نگاری که به جهان شکل می‌دهند ناشناخته و اغلب مورد غفلت هستند. درست است که جهان عرب در حال حاضر شاهد افزایش شدید جمعیت جوان است، که یکی از عوامل انقلاب‌های مردمی در تونس، مصر و نقاط دیگر بوده است، اما بنا به گفته این کارشناس جمعیت و نگاهی به آمار موجود، آینده پیش‌روی نسل بعدی کاهش تعداد نیروی کار و افزایش جمعیت بازنشسته است.

ترویج سبک زندگی غربی مهمترین عامل "فرار از ازدواج" در جوامع مسلمان است

ترویج سبک زندگی غربی، سختی روز افزون ازدواج در جوامع مسلمان – از جمله کشورمان – و هجوم بی‌سابقه شبکه‌های ماهواره‌ای به شیوه زندگی ایرانی – اسلامی، پدیده‌های نظیر "تجرد" ، "فرار از ازدواج" ، "بی علاقگی به خانواده" ، "روابط خارج از دایره عرف و شرع" و در نهایت بحران جمعیت و خانواده را بگونه‌ای دامن زده است که صدای زنگ خطر آن به گوش مراکز و اندیشکده‌های غربی نیز رسیده‌ است.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1392/01/11ساعت 1 بعد از ظهر  توسط انسان مهاجر  | 
شخصى از امام جعفر صادق عليه السلام پرسيد: گاهى به من گفته مى شود: دوستت دارم. از كجا بدانم كه (راست مى گويد و) دوستم دارد؟ حضرت فرمودند: قلب خودت را بيازماى، پس اگر تو او را دوست دارى، بدان كه او نيز تو را دوست دارد.



متن حدیث:

رَجُلاً يَسأَلُ اَبا عَبدِ اللّه  عليه السلام فَقالَ: الرَّجُلُ يَقولُ أَوَّدُكَ، فَكَيفَ أَعلَمُ أَنَّهُ يَوَدُّنى؟ فَقالَ: اِمتَحِن قَلبَكَ، فَإن كُنتَ تَوَدُّهُ فَإنَّهُ يَوَدُّكَ؛


«اصول كافى، جلد 2، صفحه 652»

+ نوشته شده در  یکشنبه 1392/01/11ساعت 1 بعد از ظهر  توسط انسان مهاجر  | 
شعر امام خميني ( قدس سره ) درباره نوروز :

 
باد نوروز وزيدست به كوه و صحرا                جامه عيد بپوشيد چه شاه و گدا
بلبل باغ جنان را نبود راه به دوست             نازم آن مطرب مجلس كه بود قبله نما
صوفي و عارف از اين باديه دور افتادند          جام مي گير ز مطرب ، كه روي سوي صفا             
همه در عيد به صحرا و گلستان بروند          من سر مست زميخانه كنم رو به خدا
عيد نوروز مبارك به غني و درويش               يار دلدار  ، زبتخانه دري را بگشا
گر مرا ره به در پير خرابات دهي                 به سر و جان به سويش راه نوردم ، نه به پا
سالها در صف ارباب عمائيم بودم                تا به دلدار رسيدم ، نكنم باز خطا

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1392/01/01ساعت 5 بعد از ظهر  توسط انسان مهاجر  | 
مفاهیم و واژگان به‌کار گرفته‌شده در منظومه­‌های فکری و فرقه­‌ای گوناگون، گاه شباهت­‌ها و اشتراکات بسیاری با یکدیگر دارند. برای مثال در تمامی ادیان و در بسیاری از فرقه­ های نوظهور از مفاهيمی همچون «حیات پس از مرگ»، «سعادت»، «زندگی معنوی» و... استفاده می­‌شود؛ ولی هر یک از این مفاهیم متناسب با متن و منظومه­ ای که به آن تعلق دارند "جایگاه و معنا"یی متفاوت دارند که گاه با معنای همان مفهوم در منظومه دیگر، در تعارض است.

یکی از مفاهیمی که در جریان­‌های دینی و شبه­‌دینی مختلف جایگاه ویژه دارد، مفهوم درخت است. در قرآن کریم نیز بارها به این مفهوم اشاره شده است. درخت در لسان قرآن، گاه برای تمثیل انگاره توحید و انگاره شرک در تعابیری همچون شجره طیبه[1] و شجره خبیثه[2] و گاه در توصیف توحید عمومی خلقت با تعابیری همچون «النجم و الشجر یسجدان»[3] مورد استفاده قرار گرفته ­است. در روایت نبوت حضرت موسی علیه السلام نیز ذکر شده که خداوند از ورای درختی با این پیامبر الهی سخن گفت[4].

یکی از مفاهیمی که در جریان­‌های دینی و شبه­‌دینی مختلف
 جایگاه ویژه دارد، مفهوم درخت است.

در داستان هبوط آدم علیه السلام از بهشت نیز قرآن کریم ذکر می­‌فرماید که شیطان با وسوسه "درخت جاودانگی" او را فریفت[5]. اما هیچ یک از توصیفاتی که در قرآن از پدیده ­هایی همچون درخت، سنگ ( همچون: منها لما یهبط من خشیة الله)، خوراکی­‌ها (همچون: زیتون، عسل، انجیر و ...)، حیوانات (همچون: سگ اصحاب کهف، هدهد و مورچه سلیمان، شتر صالح، پرندگان ابابیل و...) و سایر پدیده­‌های طبیعی (آتش، کوه، دریا، بادها، ماه، ستارگان، شهاب­‌ها، خورشید و..) موجود است، به معنای تقدس­‌بخشیِ متافیزیکی به این امور نیست. بلکه همه آنها از آن جهت که بخشی از خلقت شگرف خداوند و جلوه­ای از زیبایی و حکمت و رحمت و عظمت او هستند، قابل توجه­ند.

هیچ یک از تعابیر قرآن درباره این پدیده ­ها را نمی­توان توجیهی برای بزرگداشت و تقدس­ بخشی خرافی به بخش­های طبیعت دانست. تقدس مکان­ها و اشیاء مادی همواره بالعرض و به اعتبار حقیقتی متافیزیکی و متعالی بوده است که با آن شیء نسبت دارد. برای مثال تقدس تربت کربلا بواسطه ارتباط این خاک با وجود مقدس سیدالشهداء و واقعه عاشوراست نه ویژگی باطنی ­ای که "زمین" واجد آن است.

در خصوص عنصر طبیعی "آب" خداوند در قرآن کریم تعبیری به کار برده است که در خصوص هیچ عنصر مادی ذکر نشده است (جعلنا من الماء کل شیء حی)؛ با این حال این تعبیر سبب تقدسی خرافی برای آب در میان مسلمانان نشده است و هر چند باران و آب همواره "نشانه رحمت خداوند" دانسته شده ولی هیچ گروه و فرقه ­ای به "واسطه میان زمین و آسمان" (عالم جسمانی و ملکوت) بودن آب قائل نشده است.

در خصوص  "آب" خداوند در قرآن کریم تعبیری به کار برده است که در خصوص هیچ عنصر مادی ذکر نشده است
 (جعلنا من الماء کل شیء حی)؛
با این حال این تعبیر، سبب تقدسی خرافی برای آب در میان مسلمانان نشده است

با این حال درخت در کابالا و فرقه­‌های پاگانیستی جایگاهی مقدس و متافیزیکی دارد. تمام هستی­‌شناسی آیین کابالا و اسطوره‌شناسی یهود به‌صورت سمبلیک در درخت‌واره‌ای با نام "درخت حیات" معرفی می‌شود. درخت حیات[6]، درخت دانش[7]، درخت مرگ[8]، درخت ارواح[9] و درخت کیهانی[10] از جمله استعاره­‌هایی هستند که با تکیه بر مفهوم درخت، در آموزه­‌های کابالیستی برای توصیف جهان خلقت مورد استفاده قرار گرفته­‌اند.

با این حال جایگاه مقدس و حلقه آسمان و زمین بودن درخت در آیین کابالا تنها به معانی استعاره­‌ای  آن محدود نمی­‌شود. در آیین کابالا درخت زمینی نه به عنوان جلوه‌ای از خلقت خداوند بلکه به عنوان واسطه‌ای میان عالم بالا و عالم جسمانی و حلقه‌ای میان عالم ملکوت و عالم ناسوت مورد توجه است. این اعتقاد عمیق عمدتاً بر اساس کشف و شهود و اظهارات بزرگان عرفا کابالا صورت­‌بندی شده است و کمتر به ارائه دستمایه­‌های کلامی برای توجیه آن پرداخت شده است.

تمام هستی­‌شناسی آیین کابالا و اسطوره‌شناسی یهود
 به صورت سمبلیک در درختواره‌ای با نام "درخت حیات" معرفی می‌شود

خاخام "اسحاق بن سیلمان لوریا" مشهور به "اسحاق لوریا"[11] که به عنوان پدر کابالای امروزی شناخته می­‌شود، از جمله کسانی بود که به حلقه واسط بودن درخت میان عالم ملکوت و عالم جسمانیات اعتقاد داشت. او درختان را جایگاه آرام‌گرفتن نفوس انسانی پس از مرگ می­‌دانست. در شرح احوالات او آمده است که وی به "بهار" توجه خاص داشت و در ماه "نیسان[12]" هنگام شکوفه‌زدن درختان به انجام اعمال عبادی خاص در مقابل درختان اقدام می­‌نمود. او اعتقاد داشت با این اعمال به روح سرگشته کسانی که در درختان هستند یاری می­‌رساند تا به جای سقوط به مراتب پایین­‌تر، به سوی تعالی بالا بروند. به گفته کابالیست­‌ها سنت "لوریا" این بود که شاگردانش را به میان درختان و طبیعت ببرد و در آنجا به آنها آموزش دهد.


خاخام  اسحاق لوریا که به عنوان پدر کابالای امروزی شناخته می­‌شود،
 از جمله کسانی بود که به حلقه واسط بودن درخت میان عالم ملکوت و عالم جسمانیات اعتقاد داشت.

در شرح احوالات خاخام لوریا آمده است که وی به "بهار" توجه خاص داشت
 و در ماه "نیسان" هنگام شکوفه زدن درختان به انجام اعمال عبادی خاص در مقابل درختان اقدام می­ نمود
به گفته شاگردانش در یکی از این روزها لوریا چشمان خود را باز می­‌کند و درختان را نفوس انسانی با روح­‌های بی‌شمار می­‌بیند. لوریا از نفوس مردگان می­‌پرسد شما چرا اینجا (در درختان) توقف کرده­‌اید؟ نفوس پاسخ می­‌دهند این به دلیل آن است که در زمان حیات تبه­کار نبودیم. ما تو را می­‌شناسیم و می­‌دانیم می­‌توانی به ما کمک کنی. لوریا نیز قول می­‌دهد کمک کند از برزخ درخت رها شده و بالا بروند. شاگردانش لوریا را در حال گفت‌وگو می­‌دیدند در حالی که تنها او بود که سخن می­‌گفت و روح درختان از دید شاگردان پنهان بودند. شاگردان بعدها از او پرسیدند تو با چه کسانی سخن می­‌گفتی و لوریا پاسخ داد: اگر می­‌توانستید آنها را ببینید، از اینکه چه جمعیتی از ارواح در درختان هستند، حیرت­‌زده می­‌شدید[13].

اولین اشارات در خصوص اینچنین جایگاهی برای درخت در آثار "موشه لئونی" نویسنده کتاب مشهور زوهار[14] به چشم می‌خورد. او در کتاب هانفش هاهاخامه (النفس الحکیمه) از این ویژگی و جایگاه درخت برای توضیح جهان کابالا در تمثیل درخت زندگی استفاده می­‌نماید.

در آموزه­‌های کابالا درختان نه‌تنها جایگاه نفوس و ارواح انسانی هستند بلکه خودشان نیز نفس مجرده دارند. این عقیده در شرح احوال خاخام ناخمان برسلاوی[15] توضیح داده شده است. او روزی در سفر، برای اقامت شب مسافرخانه چوبی را برمی­‌گزیند. خاخام ناخمن در دل شب با صدای بلند شروع به گریه می­‌کند به نحوی که صاحب مسافرخانه و همراهان خاخام متوجه حالت غیرعادی او می­شوند. همگی گرد او می­‌آیند تا علت را جویا شوند. خاخام قبل از هر سخنی کتابی را بیرون می­‌آورد و با چشمان بسته آن را باز می­‌کند و سپس جمله نوشته‌شده در صفحه را می­‌خواند: «قطع‌کردن درخت پیش از موعد، همانند کشتن یک نفس است.» خاخام از صاحب مسافرخانه سؤال می­‌کند آیا چوب دیوارهای مسافرخانه از درختانی است که پیش از موعد قطع شده است؟ صاحب مسافرخانه تأیید می­‌کند. خاخام توضیح می­‌دهد: من در مکاشفه­‌ام با بدن کسانی که کشته شده بودند احاطه شده بودم. بسیار ترسیده بودم. حالا می­‌دانم آنها روح درختان بودند که برای من گریه می­‌کردند.

طبق اسطوره­‌شناسی کابالا و یهود،
در بهشت عدن در آسمان هفتم درختی به نام درخت زندگی وجود دارد که ارواح از آن تولید می‌شوند.

اسحاق لوریا پدر عرفان کابالا، حلقه واسط میان آسمان و زمین‌بودن را با دلیل دیگری نیز توضیح می­‌دهد؛ طبق اسطوره­‌شناسی کابالا و یهود، در بهشت عدن در آسمان هفتم درختی به نام درخت زندگی[16] وجود دارد که ارواح از آن تولید می­‌شوند. ارواح تولیدشده در گنج‌ه­ايی به نام گوف[17] یا بدن سقوط می­‌کنند و در آنجا منتظر نزول به زمین و تولد می­‌مانند.

اسحاق لوریا توضیح می­‌دهد که حلقه واسط درخت زندگی در آسمان هفتم و تولد نوزاد زمین درختان هستند. ارواح به‌تدریج از آسمان بر درختان نزول می­‌کنند و درختان همانند یک گهواره واسط ارواح را تا زمان تولد نگه می­‌دارند[18]. لوریا همچنین معتقد است از میان حیوانات گنجشک این نزول را به‌خوبی حس می­‌کند و می­‌تواند پایین‌آمدن ارواح را بر روی درختان مشاهده کند. او دلیل آواز غوغاگونه گنجشکان را همین ادراک ارواح می­‌داند[19].

 
قبر اسحاق لوریا

رابطه ارواح با درختان در آموزه­‌های پاگانیستی اروپای کهن پیش از مسیحیت نیز وجود داشته است.  پرستش درخت بلوط یکی از آموزه­‌های پاگان‌های ژرمن بود. در زمان فراگیرشدن مسیحیت برخی از این آموزه­‌های خرافی با شکل‌های تغییریافته به‌تدریج وارد مسیحیت شد و در مناسکی همچون برپایی درخت کریسمس در روزهایی پایانی سال و زمان منتسب به تولد عیسی مسیح، خود را به‌خوبی نشان داد[20].

در مدارس نوین کابالا به هنرجوها گفته می­‌شود کابالا یک درخت است که با بالا رفتن از شاخه های آن می­‌توانید به مقامی نزدیک به خدا و شبیه به خدا برسید. در عرفان کابالا رسیدن انسان به خدا به معنای فنای فی‌الله نیست بلکه به معنای رسیدن به مقام خدایی است. در این سیستم معنوی، فرد سالک قرار نیست فانی در خداوند گردد و هستی خود را در مقابل هستی لایزال خداوند ناچیز و نامقدار ببیند. بلکه قرار است خود را به اندازه خداوند و در جایگاهی خدایی درک کند. در واقع از منظر کابالا انسان در مقام خداوند عبد و بنده نیست بلکه مخلوقی است که می­‌تواند به خدایی برسد. از این رو انسان و خدا در این منظومه عجیب، در واقع دو روی یک سکه هستند.

 

در عرفان کابالا رسیدن انسان به خدا به معنای فنای في‌الله نیست
 بلکه به معنای رسیدن به مقام خدایی است.
 فرد سالک قرار نیست فانی در خداوند گردد
 بلکه قرار است خود را به اندازه خداوند و در جایگاهی خدایی درک کند.

این جایگاه ویژه طبیعت شناختی و معناگرا برای درخت و نسبت آن با آفرینش انسان در محصولات رسانه‌­ای وابسته به کانون‌های کابالیستی، با گستردگی، عمق و تنوع بسیاری مورد تبلیغ و تأکید قرار گرفته­ است.

فیلم سینمایی سرچشمه[21] محصول 2006 ميلادي در آمریکا، سه داستان موازی درباره خاستگاه، زندگی و فرجام انسان است که در 500 سال گذشته، زمان حال و 500 سال آینده روایت می­‌شود. در این فیلم نقطه اتکا داستان درختی کهنسال است که منشأ خلقت انسان به شمار می­‌آید.


فیلم سینمایی سرچشمه
 محصول 2006 امریکا

این درخت در هیبتی همانند "درخت دانش در بهشت عدن" در داستان اول دیده می­‌شود. توماس قهرمان داستان اول، شوالیه­‌ای اسپانیايی (با بازی هیو جکمن) است که قصد دارد درخت زندگی را برای ملکه خود بیابد. در داستان دوم درخت حیات درختی عجیب در آفریقاست که دکتر کرئو (با بازی همان هیو جکمن) قصد دارد از شیره آن برای درمان سرطان همسر محبوبش استفاده کند.

درخت در فیلم سرچشمه
در داستان سوم تام (باز هم با بازی "هیو جکمن") در حبابی افسانه­‌ای که درخت کهنسالی در آن وجود دارد، به سوی سحابی دوردستی در فضا در حرکت است. روح همسر تام در درون درخت است و تام امیدوار است بتواند با رسانیدن درخت به سحابی که در سخنان همسرش از آن تعبیر به بهشت و محل آرامش ارواح انسانها شده است، معشوق زندگی‌اش را به سکون و آرامش برساند. جای‌جای و بند بند سناریو این فیلم با عقاید و آموزه­‌های اساتید کابالا از اسحاق لوریا تا موشه لئونی تطبیق تام دارد.

فیلم سینمایی آواتار محصول 2009 ميلادي آمریکا که پرفروش­‌ترین فیلم تاریخ نام گرفت
 نیز داستان خود را حول محور درختی مقدس به نام درخت ارواح روایت می­‌کند

فیلم سینمایی آواتار[22] محصول 2009 ميلادي در آمریکا که پرفروش­‌ترین فیلم تاریخ نام گرفت نیز داستان خود را حول محور درختی مقدس به نام درخت ارواح روایت می­‌کند. این درخت محل تجمع ارواح گذشتگان است و با عالم بالا و وجود مقدس الهه ایوا در ارتباط است. همین درخت سرنوشت قوم ناوی را پس از نیایش جک سالی در پای درخت، رقم می­‌زند و آنها را بر دشمن مهاجم پیروز می­‌گرداند.

فیلم درخت زندگی
 محصول 2011 ميلادي در آمریکا

فیلم درخت زندگی[23] محصول 2011 ميلادي در آمریکا و برنده نخل طلایی کن 2011 ميلادي نیز از جمله آثاری است که با الهام از آموزه­‌های کابالا، در قالب تمثیل درخت حیات سعی دارد باطن زندگی و حیات انسان را بر اساس آنچه در تورات و بویژه سفر پیدایش آمده است، تبیین نماید.


جمع بندی:

در واقع آنچه حائز اهمیت است توجه به جریانی مرموز و شوم است که در ده­‌های اخیر سعی دارد تا با تقدس‌بخشی بی­‌بنیان به پدیده‌های مادی و طبيعي همچون درخت، زمین، آب و یا عناصر اربعه، مبانی عرفان­‌واره­‌هایِ شرک‌آلود را در جوامع گوناگون نهادینه سازد. اگرچه این جریان بیشتر در آمریکای جنوبی و پس از آن اروپا به جنبشی معنوی با پوشش محیط­ زیست گرایی تبدیل شده است و افرادی همچون ال گور [24] از رهبران آن هستند، با این حال در کشور ما نیز رگه‌هایی از این اندیشه درباره تقدس فصول یا پدیده‌های طبیعی،
از سوی برخی افراد و جریان­‌های خاص در حال بازنشر است.



پی‌نوشت‌ها:
***********

 1. سوره ابراهیم، آیه 24

2 . سوره ابراهیم، آیه 26

3. سوره الرحمان، آیه 6

4. سوره قصص، آیه 30

5 . سوره طه، آیه 120

6. Tree of Life

7 . Tree of Knowledge

8 . Tree of Death

9 . Tree of Souls

10 . the Cosmic Tree

11 . Isaac Luria

اسحاق لوریا (مرگ 1572 میلادی) از بنیانگذاران ابتدایی کابالای نظری به شمار می­آید. هرچند خود او مکتوبات نادری دارد ولی کلاسهای او در فلسطین در دوره عثمانی بعدها توسط شاگردانش نگارش یافت و به شکل­گیری متون کلاسیک کابالا کمک شایانی کرد. برخی آموزه­های او را تحت عنوان کابالای لوریانی معرفی می­کنند.

12 . هفتمین ماه در تقویم عبری که اولین ماه در تقویم کلیسایی است. نیسان اوج بهار و ماهی 30 روزه است که اعیاد مهمی همچون پسح در آن قرار دارد.

13 . Tree of Souls: The Mythology of Judaism, 2007, Oxford Press, P 165

14 . Zohar مشهورترین و معتبرترین منبع کابالاست که در قرن سیزدهم توسط کابالیستهای جنوب اروپا مدون شد.

15 . Nachman of Breslov

ناخمان برسلاوی (مرگ 1810 ميلادي) خاخام و کابالیست اوکراینی که جنبش حسیدی اوکراین را بنا نهاد. یهودیان حسیدی شاخه­‌ای از یهودی ارتودوکس هستند که از قوانین فقهی یهود تا اندازه­‌ای فاصله گرفته و گرایش‌هاي عرفانی کابالیستی دارند.

16 . Tree of Life

17 . Chamber of Guf

در اسطوره­‌شناسی کابالیستی گنجه ارواح یا گنجینه ارواح محلی برای نگه داری ارواح تولید شده است.

18 . Tree of Souls: The Mythology of Judaism, 2007, Oxford Press, P 166

19 . Tree of Souls: The Mythology of Judaism, 2007, Oxford Press, P 166

20 . http://www.factmonster.com/spot/christmas2.html

21 . The Fountain (2006)

22 .  Avatar (2009)

23 . The tree of Life (2011)

24. رقیب انتخاباتی جرج بوش پسر که به طور گسترده با تکیه بر آموزه‌های شرک‌آلود سرخ‌پوستی، پرستش الله زمین را در کتاب « زمین و انسان در تعادل» ترویج می­‌کند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1391/12/21ساعت 3 بعد از ظهر  توسط انسان مهاجر  | 
امیرالمومنین امام على عليه‏ السلام فرمودند: ايمان چهار ركن دارد: توكّل بر خدا ، واگذارى كار به خدا ، راضى بودن به قضاى خدا و تسليم بودن در برابر فرمان خداوند عز و جل.



متن حدیث:


قال امير المؤمنين عليٌّ عليه‏ السلام : الإيمانُ لَهُ أركانٌ أربعَةٌ : التَّوكُّلُ علَى اللّه ، وتَفويضُ الأمرِ إلَى اللّه ، والرِّضا بِقَضاء اللّه ، والتِّسليمُ لأمرِ اللّه عز و جل .


«اصول كافي، جلد 2 صفحه47 - منتخب ميزان الحكمة صفحه 610»

+ نوشته شده در  دوشنبه 1391/12/21ساعت 3 بعد از ظهر  توسط انسان مهاجر  | 
رجعت در لغت به معنى بازگشت و در اصطلاح به معنى «بازگشت گروهى از مومنان خالص و عده اى از کفار و منافقان فاجر محض پيش از قيامت و بعد از ظهور امام زمان علیه السلام به اين جهان» است.

بنابر نقل علامه مجلسی و به تصریح سید­مرتضی، شيعه اماميه بر آن است كه خداوند در زمان ظهور حضرت­مهدى­(عج)، گروهى از مومنان را بر مى­ انگيزد تا از ظهور دولت حق بهره برده و به ثواب نصرت و يارى آن حضرت نائل گردند و نيز گروهى از دشمنان را برگردانده تا از آنان انتقام گرفته­ شود و مومنان از آن و ظهور دولت حق و برتری اهل حق خشنود شوند.[1]

اعتقاد به رجعت از باورهای ضروري و ‏تردید ناپذیر شیعه است [ حسینی، سید عبدالله؛ داستانهائى از بازگشت ائمه عليهم السلام به اين دنيا، بی­تا، ص4؛] که بر آیات متعدد قرآن و احادیث معصومین(علیهم السلام) استوار می­ باشد. علامه مجلسی بیش از 200 روایت در این رابطه آورده است.[2]

بنابر روایات، رجعت از روزهای بزرگ و مهم عالم است که از آن در قرآن به «ایام الله» [= روزهای خدا] یاد شده است؛

امام صادق(علیه السلام) فرمود: «ایام الله سه روز است: روز قیام قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) روز رجعت و روز قیامت.[3] »

امام صادق(علیه السلام) فرمود:«از ما نیست کسی که به رجعت ما ایمان نداشته باشد.»[4]

آثار متعددی تا کنون درباره رجعت به رشته تحریر درآمده که برای نمونه و مطالعه بیشتر علاقه مندان می توان به کتاب رجعت علامه مجلسی، الشیعه و الرجعه نوشته مرحوم آیت الله طبسی، دوره شکوهمند رجعت حجه الاسلام محمدرضا اکبری و رجعت نوشته حجه السلام محمدرضا ضمیری اشاره کرد.

فلسفه وقوع رجعت

بطور­کلی رجعت کنندگان به دو دسته تقسیم می­شوند:

1. انسانهائی که نهایت ایمان را درک نموده ­اند بطوریکه لیاقت حضور در دولت حق و جهانی را دارند. این عده یا در حکومت جهانی منجی بشریت به عزت دنیایی نیز می­ رسند و یا اینکه در جهت استقرار حکومت جهانی حق به فوز شهادت نائل می­ شوند.

2. کفار و دشمنانی که گناهان و صدمات بی­ شماری را به اهل ایمان وارد کرده­ اند و در کفر و نفاق به نهایت خود رسیده باشند. این عده مجازات و حدود الهی را بعد از قیام جهانی منجی و قبل از عذاب قیامت دریافت می­ کنند.[5]

با توجه به اینکه رجعت جنبه همگانى ندارد و مختص به رهبران اصلی هدایت و کفر و پیروان خاص ایشان در بحبوحه سرنوشت سازترین زمانها یعنی آخرالزمان صورت می­ گیرد، دلیل وقوع رجعت را اینگونه می­توان بیان کرد:

مظلومیت معصومین(علیهم السلام) و مومنان حقیقی به حدی بوده است که باید برای دفاع از آن به این دنیا باز گردند.

1. تحقق وعده الهی در پیروزی نهائی مستضعفین.

2. توفیق خداوند به مومنان حقیقی برای برپائی حکومت عدل جهانی.

3. کفر و عناد دشمنان اصلی و پایه­گزاران موثر در انحراف بشریت به حدی است که باید به جهانیان معرفی شده و مجازات شوند.

4. نشان دادن بطلان و هدررفتن تمام فعالیتهای مشرکانه و منافقانه به سران آن.

5. انتقام از ظالمین خاصی مثل یزید و اصحابش و چشیدن عذاب دنیائی قبل از عذاب آخرت.[6]

مراحل رجعت

1. رجعت مقدماتی و محدود

در این مقطع که به آستانه ظهور امام زمان علیه السلام رخ می دهد جمعی از یاران امام زمان علیه السلام ظهور می کنند که حلقه 313 نفری فرماندهان عصر ظهور را تشکیل می دهند. در ابن دوره غیر از اینان فرد دیگری چه از خوبان و بدان رجعت نمی کند.

2. دوره رجعت

در این دوره که صدها سال پس از ظهور امام زمان علیه السلام و با پایان یافتن حکومت آن امام همام علیه السلام رخ می دهد، رجعت عمومی رجعت کنندگان اتفاق می افتد . علی بن ابراهیم با سندی صحیح از امام صادق (ع ), روایت می کند که فرمود: و لا یرجع الا من محض الایمان محضا او محض الکفر محضا: بازنمی گردد جز کسانی که خالصا ایمان آورده یا کفر ورزیده اند.[7]

به تصریح روایات این دوره با رجعت سیدالشهدا علیه السلام برای غسل دادن امام زمان علیه السلام آغاز می شود. امام­ صادق علیه السلام می­فرماید: نخستین کسی که زمین برای او شکافته می­شود و ‏روی زمین باز می­گردد، حسین بن علی علیه السلام است و به قدری حکومت می­کند که از کثرت ‏سن ابروهایش روی دیدگانش می­ریزد[8]

در تفسیر عیاشی ذیل آیه شریفه «ثم رددنا لکم الکره علیه» از امام­ صادق علیه السلام نقل ‏شده ­است که: مقصود از زنده شدن دوباره امام­ حسین علیه السلام و هفتاد نفر از اصحابش در عصر ‏امام ­زمان علیه السلام است، در حالی که کلاه­خودهای طلایی بر سر دارند و به مردم رجعت و ‏زنده شدن دوباره حضرت حسین علیه السلام را اطلاع می دهند تا مومنان به شک و شبهه نیفتند ‏و این در حالی است که حضرت مهدی علیه السلام در میان مردم است.‏ هنگامی که همه مومنان، امام ­حسین علیه السلام را شناختند و تأیید کردند که او حسین علیه السلام ‏است، رحلت حضرت مهدی علیه السلام فرا خواهد رسید. آنگاه امام ­حسین علیه السلام وی را غسل و کفن و حنوط می کند.[9]

رجعت کنندگان

براساس روايات، گروه پيامبران(عليهم السلام)، امامان معصوم(عليهم السلام)، مؤمنان خالص و نيز كفار خالص، جزء كساني اند كه در زمان رجعت، به اين دنيا باز مي‌گردند:

الف) رواياتي كه بطور عام از بازگشت پيامبران و ائمه (عليهم السلام) سخن به ميان آورده اند مثل كلام امام صادق(عليه السلام) در تفسير آيه إِنَّا لَنَنصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَيوْمَ يقُومُ الْأَشْهَاد. حضرت فرمود: به خدا سوگندد اين آيه در زمان رجعت عملي خواهند شد آيا نمي‌دانيد كه پيامبران(عليهم السلام) در دنيا ياري نشدند و كشته شدند و نيز ائمه(عليهم السلام) كشته شدند اما اين ياري و پيروزي در رجعت تحقق خواهند يافت.[10]

ب) رواياتي كه با ذكر عدد، رجعت انبياء را ياد آور شده است. امام صادق(عليه السلام) مي‌فرمايد: هنگامي كه امام حسين(عليه السلام) همراه با ياران شهيدش رجعت مي‌كنند، هفتاد نفر از پيامبران نيز با او رجعت مي‌نمايند چنانكه با موسي بن عمران هفتاد نفر از پيامبران همراه بودند.[11]

ج) رواياتي كه بطور خاص از رجعت بعضي از پيامبران و امامان(عليهم السلام) با ذكر نام آنان، سخن به ميان آورده‌اند.امام صادق(عليه السلام) مي‌فرمايد: «همانا دانيال و يونس(عليهما السلام) هر دو در زمان رجعت اميرالمؤمين(عليه السلام) به دنيا باز مي‌گردند و اقرار به رسالت پيامبر (صلي الله عليه و آله وسلم) مي‌نمايند و همراه آنان هفتاد نفر برانگيخته مي‌شوند.».[12]

امام زين العابدين(عليه السلام) مي‌فرمايد: «يرجع اليكم بينكم و اميرالمؤمنين و الائمه[13]؛ پيامبر شما و اميرالمؤمنين و امامان معصوم(عليه السلام) به سوي شما مجدداً باز مي‌گردد.

د) رواياتي كه از بازگشت افراد صالح از امت‌هاي گذشته و امت اسلام، خبر داده‌اند. براساس اين روايات که عناوین رجعت­کنندگان البته چندان قطعی به نظر نمی­رسد از ميان امت‌هاي پيشين رجعت اصحاب كهف و مؤمن آل‌فرعون نام برده شده است. همچنين از ميان اصحاب پيامبر(صلي الله عليه و آله وسلم) و ائمه(عليهم السلام) افرادي مثل: سلمان فارسي، مقدار، مالك اشتر، ابو دجانه انصاري، مفضل بن عمر، عبدالله بن شريك عامري، اسماعيل بن جعفر(عليه السلام)، حارث، عقيل، جبير و... نام برده شده است.[14]

گروهى از ياوران حضرت بقيه‌الله (عج) زنانى هستند که خداوند به برکت ظهور امام زمان (عج) آنها را زنده خواهد کرد و بار ديگر به دنيا رجعت خواهند کرد.

در منابع معتبر اسلامى نام سيزده زن ياد مى‌شود که به هنگام ظهور قائم آل محمد (صلى الله عليه و آله وسلم) زنده خواهند شد و در لشکر امام زمان(عج) به مداواى مجروحان جنگى و سرپرستى بيماران خواهند پرداخت.

طبرى در دلائل الامامه، از مفضل بن عمر نقل کرده که امام صادق فرمود: همراه قائم (آل محمد صلى الله عليه و آله وسلم) سيزده زن خواهند بود. گفتم آنها را براى چه کارى مى‌خواهد؟ فرمود: به مداواى مجروحان پرداخته، سرپرستى بيماران را به عهده خواهند گرفت. عرض کردم: نام آنها را بفرماييد. فرمود: قنواء، دختر رشيد هجري، ام ايمن، حبابه والبيه، سميه، مادر عمار ياسر، زبيده ام خالد احمسيه، ام سعيد حنفيه، صيانه ماشطه، ام خالد جهنيه.[15]

همان طور که مشاهده می شود در هیچیک از روایات یاد شده صحبتی از رجعت پیروان ادیان غیر از اسلام بعد از ظهور اسلام به چشم نمی خورد.


و اما بازگشت مسیح علیه السلام

حضرت مسیح علیه السلام بنابر اعتقاد همه مسلمان اعم از شیعه و سنی نه به صلیب کشیده شد و نه اورا کشتند بلکه خداوند او را به آسمان برد و از آن زمان تا کنون زنده است و پس از ظهور حضرت مهدی علیه السلام به زمین بازخواهد گشت.

رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود:

- «حضرت عيسى(عليه السلام) نازل مى شود، امير مسلمانان حضرت مهدى(عليه السلام)مى فرمايد: بفرما براى ما نماز بخوان.

عيسى(عليه السلام)مى فرمايد: برخى از شما بر برخى ديگر امير هستيد و اين لطف و كرامّت خداوند بر اين اُمّت است».

«حضرت مهدى و حضرت عيسى(عليهما السلام) اجتماع مى كنند، چون وقت نماز فرا مى رسد حضرت مهدى(عليه السلام) خطاب به حضرت عيسى(عليه السلام)مى فرمايد: بفرماييد جلو ـ براى اقامه نماز . - حضرت عيسى(عليه السلام) مى فرمايد: شما براى نماز شايسته تر هستيد، آنگاه حضرت عيسى اقتدا مى كند و نماز را پشت سر او مى خواند».

به استناد روایاتی که در کتابهایی مانند مهدی منتظر علیه السلام نوشته آیت الله خراسانی، عصر ظهور نوشته حجه الاسلام علی کورانی دسته بندی و مرتب شده اند به خوبی می توان مشاهده کرد بازگشت حضرت مسیح علیه السلام چندماه بعد از ظهور امام زمان علیه السلام رخ می دهد و به هنگامیست که در کنار دریاچه طبریه با سپاه سفیانی رودرو می شود. از این بازگشت هرگز تعبیر به رجعت نشده است چون رجعت تنها درباره آنها مصداق می یابد که یکبار مرگ را تجربه کرده باشند.

علاوه بر آن، بازگشت حضرت مسیح علیه السلام به تصریح تمام روایات تنهاست و در هیچ روایتی صحبت از بازگشت دیگر افراد به همراه این پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به میان نیامده است.


جمع بندی و خلاصه مطالب

1. رجعت تنها برای مؤمنان و کافران محض اتفاق می افتد.

2. تنها خداوند متعال و اولیا علیهم السلام از اسامی رجعت کنندگان اطلاع کنند و اطلاعات ما حتی با استفاده از روایات در این رابطه بسیار محدود و اجمالی است.

3. بازگشت و نه رجعت حضرت مسیح علیه السلام چندماه بعد از ظهور و آغاز قیام امام زمان علیه السلام و به تنهایی است.

4. دوره رجعت با وفات امام عصر علیه السلام و رجعت امام حسین علیه السلام آغاز می شود و بقیه رجعت کنندگان بعد از ایشان رجعت می کنند.

5. هیچ مسیحی و یهودی ای که اسلام را نپذیرفته باشد، رجعت نخواهد کرد.


*دکتر حمید محمدی صبور؛ دکترای تاریخ و تمدن اسلام


منابع و مآخذ


[1] . بحار الانوار ، ج53، ص138.

[2] . بحارالانوار, ج 53, ص 39ـ144.

[3] . بحارالانوار، ج53، ص 63، ح53,

[4] . بحارالانوار،ص92، ح101,

[5] . بحارالانوار،، ج 25،ص 6 و ج 53، ص56.

[6] . تفسير العياشي، تهران، ،ج2، ص 282 و بحارالانوار، ج53، 105و13 - ج22،ص 239

[7] . اثباه الهداه، ج7، ص62-103.

[8] . بحارالانوار ،ج 53،ص 39 و44.

[9] . تفسیرعياشى، ج1، ص281.

[10] . معجم احاديث الامام المهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) ج5، ص384.

[11] . همان، ج3، ص89.

[12] . بحارالانوار، ج53، ص62.

[13] . معجم احاديث الامام المهدي، ج5، ص327.

[14] . بحارالانوار ج 53،ص 61 و 105و108؛الشيعة والرجعة، ج1، ص158، چشم اندازي به حكومت حضرت مهدي(عليه السلام)، ص95.

[15] . دلائل الامامه، ص260.

+ نوشته شده در  جمعه 1391/12/18ساعت 11 قبل از ظهر  توسط انسان مهاجر  | 
هوگوچاوز بامداد روز چهارشنبه درگذشت. این واقعه بازتاب های مختلفی در جهان داشت. در یک سر طیف اوباما قرار دارد که گفت بعد از مرگ چاوز، پیگیر روابط با ونزوئلا هستیم یا نخست وزیر کانادا گفت پس از مرگ چاوز آینده روشنی پیش روی ونزوئلا هست و در سر دیگر طیف روسای جمهوری هستند که این واقعه را یک فاجعه خواندند و اظهار تأسف از این واقعه کردند.

در این میان آقای احمدی نژاد نیز اولاً به عنوان رئیس جمهور یک کشور و ثانیاً بدلیل روابط حسنه و نزدیکی که با چاوز داشت پیام تسلیتی در این زمینه صادر کردند. این پیام حاوی نکات مثبت و منفی بود که ما در این نوشتار مختصراً به برخی از آنها اشاره می کنیم.

نکات مثبت

اصل نوشتن این پیام و اظهار همدردی با مردم ونزوئلا کار مثبت و صحیحی بود. کما اینکه رئیس مجلس نیز در پیامی به ملت ونزوئلا تسلیت گفتند.

اشاره به روحیه استکبار ستیزی هوگوچاوز و تلاش برای برقراری عدالت در ونزوئلا نیز که در پیام رئیس جمهور به آن اشاره شده بود از دیگر وجوه مثبت این پیام است.

نکات منفی

غلو در پیام

در این پیام رئیس جمهور آنچنان در مورد هوگو چاوز صحبت کرده است که اگر کسی نداند فکر می کند در مورد یکی از مراجع تقلید یا علمای ربانی نوشته شده است. درست است که چاوز فردی استکبار ستیز بود و با شیطان بزرگ آمریکا در ستیز بود. اما این میزان تعریف نیز از یک فردی که به هر حال مسلمان نبوده است؛ به نظر می رسد کمی غلو آمیز باشد.

به بازی گرفتن اعتقادات اسلامی و شیعی

رئیس جمهور به مناسبت تعریف از هوگوچاوز از مفاهیمی دینی استفاده کرده است که در ادبیات دینی و شیعی ما دارای ارزش فراوانی هستند؛ و به راحتی نمی توان آنها را در مورد هر کسی استفاده کرد. اما رئیس جمهور این مفاهیم را به راحتی در مورد فردی غیر مسلمان بکار برده است.

شهادت:

شهادت در ادبیات دینی ما دارای ارزش فراوانی است به نحوی که در قرآن مجید در دو جا به مردم تذکر داده شده است که شهید را مرده نپندارند؛ بلکه شهدا زنده هائی هستند که نزد پروردگارشان روزی می خورند.

«وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ في‏ سَبيلِ‏ اللَّهِ أَمْواتٌ بَلْ أَحْياءٌ وَ لكِنْ لا تَشْعُرُونَ»(البقره:154)

«وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلُوا في‏ سَبيلِ‏ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ»(آل عمران:169)

همچنین در روایات نیز برای شهید و شهادت ارزش بسیار فراوانی قائل شده اند. تا جائیکه گفته اند بالاتر از شهادت خیری نیست.

برای نمونه در روایتی از امام صادق(ع) به نقل از پیامبر اکرم(ص) داریم که می فرمایند: «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص فَوْقَ كُلِّ ذِي بِرٍّ بَرٌّ حَتَّى يُقْتَلَ الرَّجُلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَإِذَا قُتِلَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَلَيْسَ فَوْقَهُ بِر»[1]

ترجمه: «رسول خدا (ص) فرمود: بالاى دست هر نيكو كارى يك نيكى است تا اينكه مرد در راه خدا كشته شود و چون در راه خدا كشته شد، بالاى آن عمل بهترى نيست،»

همچنین در روایت دیگری داریم: «عَنْ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع يَقُولُ إِنَّ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ ع كَانَ يَقُولُ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص مَا مِنْ قَطْرَةٍ أَحَبَّ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ قَطْرَةِ دَمٍ فِي سَبِيلِ اللَّه‏»[2]

ترجمه: «از امام صادق(ع) نقل شده است که امام حسین(ع) می فرمودند که رسول الله(ص) فرمودند: هیچ قطره ای نزد خدا محبوب تر از قطره خونی که در راه خدا ریخته شده است نیست.»

در روایت دیگری داریم: «قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع مَنْ قُتِلَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ لَمْ يُعَرِّفْهُ اللَّهُ شَيْئاً مِنْ سَيِّئَاتِه‏»[3]

ترجمه: «امام صادق(ع) فرمودند: هركس در راه خدا شهيد شود، خداوند در روز قيامت، گناهان او را بر خودش بر ملا نخواهد كرد، تا شرمنده نباشد.»

حال که شهادت و شهید اینقدر ارزشمند است که طبق روایات بالاترین نیکی است که بالاتر از آن خیری وجود ندارد؛ و اینکه موجب آمرزش تمام گناهان می شود؛ دیگر به همین راحتی نمی توان هر کسی را شهید حساب کرد. چون اول شرط شهید این است که در راه خدا کشته شده باشد. در صورتی که معلوم نیست واقعاً هوگو چاوز به خدا اعتقاد داشته است یا خیر. و بفرض اینکه واقعاً اعتقاد داشته، باید دید که این کارها و ظلم ستیزی اش برای خدا و در راه خدا بوده است یا خیر. که هیچکدام از این دو فرض قابل اثبات نیست. مخصوصاً آنکه هوگوچاوز یک مسیحی بوده و اکثریت مسیحیان به تثلیث که شرک صریح است معتقد هستند که اگر چاوز نیز به تثلیث معتقد بوده است مشرک است و بدین ترتیب نمی دانیم طبق چه مبنائی رئیس جمهور محترم ایشان را انسانی «عمیقاً موحد و مؤمن و پایبند به ارزش‌های انسانی و آسمانی و باورمند به راه انبیاء الهی و حاکمیت جهانی عدالت و عشق به رهبری صالحان» عنوان می کنند و ایشان را شهید می نامند. نمی دانیم تعریف جناب رئیس جمهور از موحد و مومن چیست و آیا تعریف ایشان همان تعریف اسلام است یا خیر؟! و آیا طبق تعریف اسلام می توان چاوز را انسانی موحد و مومن که هیچ بلکه انسانی عمیقاً موحد و مومن خواند یا خیر؟ در قرآن کریم صراحتاً مسیحیان معتقد به تثلیث کافر و مشرک خوانده شده اند و جایگاه آنها جهنم ذکر شده است.

«لَقَدْ كَفَرَ الَّذينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسيحُ ابْنُ مَرْيَمَ وَ قالَ الْمَسيحُ يا بَني‏ إِسْرائيلَ اعْبُدُوا اللَّهَ رَبِّي وَ رَبَّكُمْ إِنَّهُ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ وَ مَأْواهُ النَّارُ وَ ما لِلظَّالِمينَ مِنْ أَنْصار»(المائده:92)

البته یادمان نمی رود که آقای خاتمی نیز در یکی از سخنرانی های خویش در سازمان ملل آبراهام لینکلن را شهید خواند و تا حد پذیرش خواسته‌های طرف غربی پیش رفت.

واقعاً جای تأسف است که مسئولین تراز اول ما اینچنین بخاطر منافع سیاسی خویش از مفاهیم ارزشمند دینی سوءاستفاده می کنند و بدون اطلاع از بار معنائی یک مفهوم دینی و معنی دقیق آن در موقعیت های غلط و نادرست از آن استفاده می کنند.

رجعت

رجعت از مسلمات شیعی ماست و از مفاهیم بسیار بلند در اندیشه شیعی. در کتب کلامی علمای شیعی بطور مفصل در مورد اثبات عقلی و نقلی وقوع رجعت بحث شده است. همچنین در روایات ما از برخی از رجعت کنندگان نیز نام برده شده است مانند ائمه(ع)، جناب سلمان(ع)، جناب مالک اشتر(ع) و ... .

اما در این باب نیز در پیام تسلیت جناب رئیس جمهور محترم می بینیم سوءاستفاده از این امر بسیار مهم و حیاتی صورت گرفته است. ایشان در پیام خویش آورده است: «تردید ندارم که او بازخواهد گشت و به همراه همه صالحان و حضرت مسیح (ع) و تنها باقیمانده از نسل پاکان، انسان کامل، خواهد آمد و جامعه بشری را در استقرار صلح و عدالت کامل و مهربانی و کمال یاری خواهد کرد.»

در حالی که در روایات آمده است رجعت مختص عموم مردم نیست بلکه مختص مومنین خالص و مشرکین خالص است.

«عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَمِعْتُ حُمْرَانَ بْنَ أَعْيَنَ وَ أَبَا الْخَطَّابِ يُحَدِّثَانِ جَمِيعاً- قَبْلَ أَنْ يُحَدِّثَ أَبُو الْخَطَّابِ مَا أُحَدِّثُ‏ أَنَّهُمَا سَمِعَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ: «أَوَّلُ مَنْ تَنْشَقُّ الْأَرْضُ عَنْهُ وَ يَرْجِعُ إِلَى الدُّنْيَا الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ ع، وَ إِنَّ الرَّجْعَةَ لَيْسَتْ‏ بِعَامَّةٍ بَلْ هِيَ خَاصَّةٌ، لَا يَرْجِعُ إِلَّا مَنْ مَحَضَ الْإِيمَانَ مَحْضاً أَوْ مَحَضَ الشِّرْكَ مَحْضاً»»[4]

ترجمه: «اولین كسي كه زمین به روي او شكافته مي‌شود وبه دنيا برمي‌گردد حسين بن علي(ع) است. رجعت همگاني نيست بلكه خاص است وفقط كساني به دنيا باز مي‌گردند كه مومن خالص يا مشرك محض باشند.»

نمی دانیم واقعاً طبق چه مبنائی جناب رئیس جمهور محترم اولاً فرموده اند ایشان رجعت می کنند؛ و ثانیاً گفته اند که در این امر تردیدی ندارند؟ در حالی که ما در مورد بزرگان علمای خودمان امثال حضرت امام(ره)، حضرت آیت الله بهجت(ره)، سید بحرالعلوم(ره)، شیخ مفید(ره) و سایر علمای متقدم و متأخر اینچنین قاطعانه اظهار نظر می کنند؟

حال واقعاً جای سوال است که از نظر جناب رئیس جمهور محترم چاوز جزء مومنین خالص است یا مشرکین خالص؟ البته از تعاریفی که ایشان در پیام کرده اند، می توان تشخیص داد که از نظر جناب احمدی نژاد چاوز جزء مومنین خالص است. لابد از نظر ایشان چاوز در ردیف امثال جناب سلمان(ع) که به نص صریح ائمه(ع) «مِنَّا أَهْلَ الْبَيْت‏» بوده است و جناب مالک اشتر(ع) که امیرالمومنین(ع) در مورد ایشان فرمودند :«رحم الله مالکاً کان لی کما کنت لرسول الله ص»[5] یعنی: «خدا مالک را رحمت کند؛ او برای من همانگونه بود که من برای رسول الله(ص) بودم.» هستند.

حال واقعاً باید از آقای احمدی نژاد پرسید که شما چگونه کسی که اساساً مسلمان نیست و حتی در مومن عادی بودن او نیز تردید است چه رسد به مومن خالص و عمیق بودن؛ قطعاً از رجعت کنندگان و در ردیف جناب سلمان(ع) و جناب مالک(ع) می شمارید؟!!!

عزای عمومی

مورد بعدی بحث اعلام عزای عمومی از طرف هئیت دولت به مناسبت درگذشت چاوز است. که این نیز زیاده روی است. بله چاوز روحیه استکبار ستیزی و ظلم ستیزی داشت. مخالف استکبار جهانی و آمریکای جهانخوار بود. اما اینقدر نیز ارزش نداشت که برایش در یک مملکت یک روز عزای عمومی اعلام شود. عزای عمومی متعلق با مواقعی است که حقیقتاً ملت عزادار باشند. در حالی که در این مورد شاید حتی خیلی از ملت چاوز نشناسند و ندانند کیست و مواضعش را نیز ندانند. آنهائی هم که او را می شناسند قطعاً از درگذشت ایشان آن میزان متأثر و عزادار نشدند که برایش در یک مملکت عزای عمومی اعلام شود. ما برای بزرگان خودمان که به مراتب ارزششان و جایگاهشان و فوایدشان برای مملت و اسلام و انقلاب بیشتر از چاوز بوده عزای عمومی اعلام نکردیم. اما برای او عزای عمومی اعلام می شود.

برای مثال ثمرات و فواید چاوز برای اسلام و انقلاب بیشتر بوده یا ثمرات و فواید حضرت آیت الله حاج آقا مجتبی تهرانی(ره) و حضرت آیت الله خوشوقت(ره) که هر دو بزرگوار به تازگی به لقاءالله پیوسته اند؟!!! چرا در رحلت این دو بزرگوار عزای عمومی اعلام نمی شود؛ اما در درگذشت چاوز یک روز عزای عمومی اعلام می شود؟!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1391/12/17ساعت 12 بعد از ظهر  توسط انسان مهاجر  | 
شب گذشته خبر درگذشت رئیس جمهور ونزوئلا که حدود 2 سال با بیماری سرطان دست و پنجه نرم می کرد به صورت گسترده در رسانه ها منتشر شد. 

خبر مرگ هوگو چاوز، تاثر و نارحتی مردم کشورش را به همراه داشت و از آنجا که او سیاستمداری منصف و خوش قلب بود، چشمان زیادی برایش گریه کردند. 

رئیس جمهور کشورمان جزو اولین کسانی بود که پس از وقوع این اتفاق پیام تسلیت خود را فرستاد و چاوز را شهید راه خدمت به مردم ونزوئلا خواند. ارسال چنین پیامی قبل از حتی برخی مقامات رسمی ونزوئلا برای فردی که سیاست های ضد امریکایی و استکباری ارزشمندی داشت، ستودنی است. اما محمود احمدی نژاد به همین پیام بسنده نکرد و در جلسه امروز، هیئت دولت تصمیم گرفت چهارشنبه را عزای عمومی اعلام کند که این مسئله نیز تا حدود زیادی قابل توجیه است.

اما سوالی که برای ما پیش می آید این است که آیا ارزش و اعتبار مردی مثل چاوز نزد مردم ایران بالاتر است یا بزرگانی چون آیت الله خوشوقت و حاج آقا مجتبی تهرانی؟ 

بزرگانی که در همین سال جاری به دیار باقی شتافتند اما هرگز برای آنها عزای سراسری اعلام نشد و گویا در نظر دولتمردان امروز ایران، اعتبار یک رئیس جمهور غریبه بیشتر از بزرگان دینی کشورمان است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1391/12/16ساعت 2 بعد از ظهر  توسط انسان مهاجر  | 
خصیصه انتخابات ریاست جمهوری این است که با نزدیکی به فصل انتخابات برخی با اهداف گوناگون دچار یک "احساس تکلیف"! می شوند و با مشاهده ابراز علاقه اطرافیان عزم خود را جزم می کنند تا پا به عرصه رقابت بگذارند.

هر چند این مسئله در اغلب انتخابات‌های ریاست جمهوری اسلامی ایران شاهد مثال دارد امّا انتخابات آتی سوای از گذشته است. انتخابات پیش‌رو شاهد اعلام حضور تعداد بالایی از کاندیداهای مختلفی است که مشخّصاً اقبالی برای پیروزی ندارند و کارنامه اجرایی ـ سیاسی ـ مذهبی آنها ناچیز و غیر قابل اعتنا برای ریاست جمهوری است.

غیر از تعدّد کاندیداهای ریاست جمهوری در دوره های ابتدایی؛ بعدها کمتر شاهد حجمی انبوه از اعلام کاندیداتوری های زودرس و بی اقبال بوده ایم که از آن به پدیده "خوداصلح پنداری" یاد می کنیم.

عموماً اعلام کاندیداتوری ها در انتخابات ریاست جمهوری از طرف افراد بی اقبال و غیر کارآمد برای این انجام می گیرد که با کسب نام و نشانی به پست های مورد نظر دیگری دست یابند. از این حیث مسئله فوق عادّی و مرسوم بوده و احیاناً خواهد بود.

امّا آنچه ما در اینجا با آن مواجهیم یک "پدیده" جدید است که می تواند در صورت برنامه مند بودن، اهداف سیاسی بعدی داشته و در قالب یک "پروژه سیاسی" دنبال شود. تحلیل پیشرو سعی دارد اهداف این طرّاحی را تبیین نماید:


· سابقه پدیده "خوداصلح پنداری"

نگاهی به جدول زیر نشان می دهد اصولاً تعداد افرادی که مصداق پدیده "خوداصلح پنداری" بوده اند، غیر از انتخابات هشتم و نهم تعدّد بالا و قابل توجّهی نداشته است. بروز این پدیده در دوره هشتم را می توان با توجّه به بالا گرفتن انتقادات سراسری به دولت اصلاحات مربوط دانست که برخی نخبگان سعی کردند آراء خاتمی با شکست مواجه شود. در دوره نهم نیز تغییر دولت و بروز همزمان چندین گفتمان کارکردی در سپهر سیاسی کشور که برای دسترسی به قدرت امکان رقابت یافته بودند، بی تأثیر نبوده است.

انتخابات اوّل ریاست جمهوری

96 نامزد

انتخابات دوّم ریاست جمهوری

4 نامزد

انتخابات سوّم ریاست جمهوری

4 نامزد

انتخابات چهارم ریاست جمهوری

3 نامزد

انتخابات پنجم ریاست جمهوری

2 نامزد

انتخابات ششم ریاست جمهوری

4 نامزد

انتخابات هفتم ریاست جمهوری

4 نامزد

انتخابات هشتم ریاست جمهوری

10 نامزد

انتخابات نهم ریاست جمهوری

8 نامزد

انتخابات دهم ریاست جمهوری

4 نامزد


· پروژه "تعدّد کاندیدا"

در انتخابات پیشرو مردم شاهد حجم بالایی از "خوداصلح پنداری" ها هستند.

تا بحال از افرادی مانند: «اکبر هاشمی رفسنجانی»، «سیّدحسن خمینی»، «محمّد خاتمی»، «محمّدرضا عارف»، «علی اکبر ناطق نوری»، «محمّد هاشمی»، «اسحاق جهانگیری»، «حسن روحانی»، «کمال خرّازی»، «محمّدعلی نجفی»، «علی فلّاحیان»، «حسین کمالی»، «محمّد سعیدی کیا»، «مصطفی کواکبیان»، «محمّد شریعتمداری»، «خسرو نصیری زاده»، «حبیب ا... بیطرف»، «محسن مهرعلیزاده» و آیت ا... «سیّدمصطفی محقّق داماد»؛ به عنوان کاندیداهای متمایل به جریان فکری اصلاحات و کارگزاران اسم برده شده است.

کسانی چون: «سعید جلیلی»، «کامران باقری لنکرانی»، «غلامعلی حدّاد عادل»، «محمّدباقر قالیباف»، «علی اکبر ولایتی»، «مصطفی پورمحمّدی»، «علی لاریجانی»، «محسن رضایی»، «پرویز فتّاح»، «سیّدمسعود میرکاظمی»، «سیّدمحمّدحسن ابوترابی فر»، «علیرضا زاکانی»، «منوچهر متّکی»، «محمّدرضا باهنر»، «یحیی آ اسحاق»، «حمیدرضا حاجی بابایی»، «مصطفی میرسلیم»، «مرضیّه وحیددستجری» و «سیّدمحمّدباقر خرّازی»؛ نیز به عنوان کاندیداهای احتمالی نزدیک به جریان های راست و اصولگرایی معرّفی می شوند.

از طرف جریان نزدیک به دولت نیز اسامی افرادی مانند: «اسفندیار رحیم مشّایی»، «غلامحسین الهام»، آیت ا... «سیّدمحمود هاشمی شاهرودی»، «علی نیکزاد» و «علی اکبر صالحی»؛ به گوش می رسد.

در این میان نیز برخی مانند «عوض حیدرپور» و «صفر نعیمی رز» که نماینده «مجلس نهم» هستند، اعلام آمادگی کرده اند! «حسن سبحانی» نیز که سابقه نمایندگی دارد بعنوان نیروی مستقل قویّا اعلام آمادگی برای حضور در عرصه انتخابات کرده است. "حجت‌الاسلام ابوترابی" نیز از دیگر چهره‌های پارلمانتاریستی است که اخیراً با اعلام احساس تکلیف، اینطور گفته است که وارد انتخابات خواهد شد.

با این تفسیر تا حالا چیزی حدود 46 نفر یا رأساً اعلام آمادگی کرده اند یا در حال برّرسی اوضاع هستند یا از طرف گروه ها معرّفی شده اند و سرنوشت شان در هاله ای از ابهام است. بروز پدیده نامبارک فوق نشأت گرفته از دو دسته عوامل است: 1- عوامل اقتضایی و روانی- سیاسی (بدلیل شرایط موجود سیاسی کشور بوجود آمده اند) و 2- عوامل پروژه ای (طرّاحی های هدفمندی برای مقاصد سیاسی و انتخاباتی خاص هستند).


· عوامل روانی- سیاسی

بی شک با بروز «سوم تیر 1384» بخش اعظمی از "گفتمان های بدلی" از انقلاب اسلامی (تکنوکراسی بنیادگرا، تحزّب بنیادگرا) و "گفتمان های ضدّ" انقلاب اسلامی (تحزّب لیبرال- سکولار و تکنوکرات) دچار شکست شدند لذا باید پیروزی «رئیس جمهور نهم» را بیش از هر المانی به "پیشبرندگی گفتمانی" نسبت داد. با پیروزی مجدّد «احمدی نژاد» در دوره دهم که طیّ آن انتخابات در افکار عمومی بعنوان نماینده "گفتمان سوّم تیر" جا افتاده بود؛ غلبه تامّ این گفتمان بار دیگر بر همه جریانات سیاسی مبرهن و مشخّص شد. چنانچه رهبر حکیم انقلاب اسلامی نیز در تنفیذ حُکم «احمدی نژاد» به این مسئله توجّه داده بودند.

با این وجود طیّ سال های اخیر "گفتمان های بدلی" سعی کرده اند ادبیّات خود را در ظاهر هم که شده به گفتمان پیروز نزدیک کنند. همچنین "گفتمان های ضدّ" مجبور شده اند با پذیرش شکست تا حدودی به کُنج خزیده و به نقد عملکردی جناح پیروز بپردازند.

این ماجرا باعث شده مردم و نخبگان در عرصه آتی دچار یک "اغتشاش و اختلاط گفتمانی" شوند. به عبارت بهتر جریان های سیاسی حامی و مستمسک به "گفتمان سوّم تیر" و "گفتمان های بدلی"، نتوانسته اند به گفتمان جدیدی برسند که ضمن جامع تر و ارجح بودن از "گفتمان سوّم تیر" مقبولیّت بالایی هم بین مردم داشته باشد.

در کنار "اغتشاش گفتمانی" بوجود آمده، عدول دولت و رئیس آن از فاکتورهای اصلی "گفتمان سوّم تیر" و تلاش برای امتداد دادن فیزیکی دولت در آینده باعث شده جریان های اصولگرا تمام همّت خود را جزم کنند تا این دولت با وجود برخی انحرافات موجود تمامیّت "گفتمان سوّم تیر" را بیش از این زیر سئوال نبرد.

این قضیّه به این منجر می شود که شاخه های متنوّع اصولگرا با درجه خلوص مختلف کاندیداهای خود که بیشتر منطبق بر "گفتمان سوّم تیر" می دانند را روانه میدان نمایند.

جریان های حزبی (شامل راست و چپ) نیز که مهمترین رقیب خود را یک پدیده اصولگرای مستقل می دانند سعی دارند بازی را بیشتر به سمت گروهی شدن سوق دهند. این گروه ها با نقد عملکرد دولت حاکمه تلاش دارند گفتمان را نیز در نظر مردم مخدوش جلوه دهند. از این رو سعی می کنند با تخریب گفتمانی که در سال 84 مورد حمایت مردم بوده، بار دیگر همه تقصیرات را مربوط به گفتمان و مجری گفتمان بدانند (و نه فقط مجری) و بنابر این فضا را برای تبلیغ دوباره "گفتمان های بدلی" و "گفتمان های ضدّ" باز نمایند. لذا مقصود گروه دوّم از تعدّد کاندیدا از مقصود اصولگرایان برای "تعدّد کاندیدا" متفاوت است. نیروهای حزبی از "تعدّد کاندیدا"، تاکتیک ها و راهبردی هایی سیاسی و انتخاباتی خاصّی را فرض گرفته اند و نیروهای اصولگرا دچار عدم تفاهم و دشمن پنداری توهّمی نسبت به هم شده اند.

امّا بواقع احزاب از پیشبُرد پروژه "تعدّد کاندیدا" چه مقاصدی را دنبال می کنند؟


· اهداف پروژه "تعدّد کاندیدا"

چنانچه "تعدّد کاندیدا" بصورت یک پروژه از طرف چند جریان سیاسی دنبال بشود که این فرض فعلاً در حدّ یک گمانه محتمل است، می توان به یک سناریونویسی از این پروژه دست زد. جریان های مختلف حزبی هر کدام سعی دارند اهداف و اغراض سیاسی خویش را از این پدیده دنبال نمایند. این اهداف در ... محور زیر خلاصه می شوند:

محور 1- تحقّق "دولت وحدت ملّی"

چندی پیش بود که ایده "دولت وحدت ملّی" بار دیگر بعنوان یک راهکار برای برون رفت از بحران جاری!! از سوی هاشمی و نیروهای نزدیک به وی مطرح شد. آن زمان این ایده هر چند به‌منظور ایجاد فشار به اصولگرایان برای تسامح با تکنوکرات ها و اصلاح طلبان مطرح می شد امّا بواقع برخی از نیروهای سیاسی در جبهه های مختلف بدان اعتقاد داشتند و این راه حل را یک پاسخ کارآمد برای فرار از مفاهیمی چون "سران فتنه"، "فتنه گر"، "ساکت فتنه" و ... می دانستند. برخی نیروهای حزبی دو جبهه علیرغم اینکه به عملی شدن این ایده در شرایط فعلی مشکوک هستند لیکن می دانند جذّابیّت های این طرح برای آنها آنقدر هست که برای نیل به آن بتوان تلاش هایی انجام داد.

اصولاً در عالَم سیاست وقتی فردی اعلام کاندیداتوری می کند از سوی کاندیداهای قدرتمندتر پیشنهاد ائتلاف دریافت می کند، به این معنا که با تضمین امتیازهای خاصّی در دولت بعدی از گردونه انتخابات به نفع ائتلاف کنار رود. اعلام حضور بخشی از نیروهای متمایل به «هاشمی رفسنجانی» با ذائقه سیاسی بینابینی مانند «محسن رضایی»، «حسن روحانی»، «علی اکبر ناطق نوری»، «محمّد شریعتمداری»، «علی فلّاحیان»، «اسحاق جهانگیری»، «خسرو نصیری زاده» (دبیرکلّ «مجمع متخصّصین»، نزدیک به «کارگزاران») و حتّی «محمّد سعیدی کیا»، «مصطفی پورمحمّدی» و در این راستا می تواند تفسیر شود. اگر همه این نیروهای معتقد به "گفتمان تکنوکراسی" چه از جناح راست چه از جناح چپ با کسب یک جایگاه در دولت بعدی ائتلاف کنند؛ عملاً در صورت پیروزی ائتلاف - که مجموعه ای از دو جناح راست و چپ است- "دولت وحدت ملّی" تشکیل شده است.


محور 2- القای کُد "انتخابات مهندسی شده"

از چندین ماه پیش جریانی مشکوک در بدنه اصلاحات، «کارگزاران سازندگی» و احزاب اقماری شان به موازات طرّاحی های خارجی، شروع به پمپاژ عملیّات روانی حول کُد "انتخابات آزاد" و "انتخابات مهندسی شده" کردند. هر چند این عملیّات رسانه ای- سیاسی مورد توجّه رهبر معظّم انقلاب اسلامی قرار گرفت و باعث شد این کُدها در فضای عمومی کشور کمتر شنیده شوند، لیکن مجموعه های حزبی فوق به اضافه جریان خاصّی در دولت، گه گاه با قلب واژه ها همان مفاهیم را به انحائی دیگر تکرار کردند.

نگفته پیداست که برخی از آنها که اعلام کاندیداتوری شان بر سر زبان هاست، شانس کمی برای گذر از فیلتر قانونی- منطقی «شورای نگهبان» را دارنداصلاحات یکبار در «انتخابات مجلس هفتم» این ترفند را کلید زده بود، بر این اساس آنها حجم انبوهی از نیروهای حزبی شان را در حالی وارد گردونه انتخابات کردند که می دانستند آنها ردّ صلاحیّت خواهند شد. سپس با پرواگاندا روی آمار، بر مغرضانه بودن عملکرد «شورای نگهبان» اصرار کرده و به پروژه "مشروعیّت زدایی از نظام" در قالب تحصّن در مجلس و استعفای دسته جمعی از دولت مبادرت ورزیدند.


محور 3- افزایش سهم در ائتلاف

طبق تجربه، نیروهای اصولگرا و جناح راست همچون جبهه پیروان، حزب مؤتلفه و ... در کارزارهای انتخاباتی ابتدا به ساکن تلاش می کنند که به یک سامانه وحدت دست یابند، فارغ از نقد این سامانه ها باید گفت برخی سعی دارند با افزایش کاندیداهای خود، وزنه جریان خویش را در این سیستم ها افزایش داده تا قدرت چانه زنی بالاتری داشته باشند. این نیروهای حزبی سعی دارند با تبلیغ روی کاندیداهایی که مشخّصاً اقبال وسیعی در مردم ندارند آنها را به عنوان وجه المصالحه وارد سامانه وحدت کنند.


محور 4- اثبات حقّانیّت «قانون اصلاح انتخابات»

اخیراً طرح نامتجانسی تحت عنوان «قانون اصلاح انتخابات» از طرف «مجلس شورای اسلامی» به «شورای نگهبان» فرستاده شد که نخبگان سیاسی و حقوقی و مردم بویژه دانشجویان اصولگرا نسبت به آن واکنش های شدیدی نشان دادند.

این طرح بالاخره با تدبیر درست «شورای نگهبان» به مجلس مرجوع شد و مجلس هم در اقدامی مناسب این طرح را به «مجمع تشخیص» ارسال نکرد.

بخشی از این طرح مربوط می شد به چگونگی تأیید صلاحیّت کاندیداهای انتخاباتی که بطور واضحی تحدید اختیارات «شورای نگهبان» و اعتبار زدایی از آن بود. در حال حاضر این گمانه مطرح می شود که برخی از نمایندگان مجلس که شانس چندانی برای تأیید صلاحیّت در «انتخابات ریاست جمهوری» ندارند؛ بدین منظور وارد این گود شده اند که حقّانیّت مجلس در ارسال طرح پیش گفته به بدنه نخبگانی جامعه و توده های مردمی القاء شود. زیرا قسمت عُمده ای از دفاعِ مدافعان طرح مربوط می شد به اینکه طرح از کاندیداتوری های توهّمی جلوگیری می کند.

ضمن آنچه گفته شد این راه هم باید افزود که "تعدّد کاندیدا" باعث خواهد شد مردم در تصمیم گیری برای انتخاب دچار اغتشاش ذهنی شده و پروسه "انتخاب" برایشان دشوار گردد.

برای جریان هایی که مقبولیّت خویش را در گذشته از دست داده اند مبهم کردن فضا برای به اشتباه انداختن مردم بهترین کار است، درست مثل کاری که در انتخابات ریاست جمهوری گذشته بر سر بازی "آمدن خاتمی یا موسوی؟" براه انداختند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1391/12/15ساعت 2 بعد از ظهر  توسط انسان مهاجر  | 
امام علی علیه السّلام فرمودند: از سه چيز نبايد حیا داشت : خدمت كردن مرد به ميهمانش، برخاستن از جايش به احترام پدر و معلّمش، و حق خواهى، اگر چه اندك باشد.


متن حدیث:

ثَلاثٌ لا يُستَحيى مِنهُنَّ : خِدمَةُ الرَّجُلِ ضَيفَهُ وَ قِيامُهُ عَن مَجلِسِهِ لأَِبيهِ وَ مُعَلِّمِهِ وَ طَلَبُ الحَقِّ وَ إن قَلَّ ؛



«غرر الحكم و درر الكلم،حديث4666»

+ نوشته شده در  سه شنبه 1391/12/15ساعت 8 قبل از ظهر  توسط انسان مهاجر  | 
امیرالمومنین امام علی علیه السلام فرمود: از بزرگواری و کرامت است، گریستن انسان بر زمان از دست رفته‌اش و اشتیاق او به زادگاهش و حفظ کردن دوستان و برادرانش.


متن حدیث:

قال امیرالمومنین علی علیه السلام: من الکرم بکائه علی ما مضی من زمانه وحنینه إلی أوطانه وحفظ قدیم إخوانه



«بحارالأنوار، جلد ۷۴صفحه ۲۶۴-منتخب میزان الحکمة،ح۵۹۶ »

+ نوشته شده در  یکشنبه 1391/12/13ساعت 10 قبل از ظهر  توسط انسان مهاجر  | 
پيامبر اسلام حضرت محمد صلى الله عليه و آله  فرمودند: آيا شما را از كم شباهت ترينتان به خودم آگاه نسازم؟ عرض كردند: چرا، اى رسول خدا! فرمودند: زشتگوىِ بى آبروىِ بى شرم، بخيل، متكبر، كينه توز، حسود، سنگدل، كسى كه هيچ اميدى به خيرش و امانى از شرش نيست.


متن حدیث:


اَلا اُخْبِرُكُمْ بِاَبْعَدِكُمْ مِنّى شَبَها؟ قَالُوا: بَلى يا رَسولَ اللّه. قالَ: اَلْفاحِشُ الْمُتَفَحِّشُ الْبَذى ءُ، اَلْبَخِيلُ، اَلْمُخْتَالُ، اَلْحَقودُ، اَلْحَسُودُ، اَلْقاسِى الْقَلْبِ، اَلْبَعِيدُ مِنْ كُلِّ خَيْرٍ يُرْجى، غَيْرُ المَاْمونِ مِنْ كُلِّ شَرٍّ يُتَّقى؛

«اصول كافى، جلد 2، صفحه 291»

+ نوشته شده در  جمعه 1391/12/11ساعت 2 بعد از ظهر  توسط انسان مهاجر  | 
امام محمد باقر علیه السلام فرمود:
تمثیل افراد حریص به مال و زیورآلات دنیا همانند كرم ابریشمی است كه هر چه اطراف خود بچرخد و بیشتر فعالیّت كند و تارهای ابریشم را به دور خود بپیچد، خارج شدنش از بین آن تارها سخت‌تر گردد و چه بسا غیر ممكن می‌شود تا جائی كه چاره ای جز مرگ نداشته باشد.

متن حدیث:

قال الامام ابو جعفر محمد بن علی الباقر علیه السلام:
مَثَلُ الْحَریصِ عَلَی الدُّنْیا مَثَلُ ذَرْوَهِ الْقَزِّ، كُلَّما ازْدادَتْ عَلی نَفْسِها لَفّاً كانَ أبْعَدُ مِنَ الْخُرُوجِ حَتّی تَمُوتَ غَمّاً.

«وسائل الشّیعه،جلد 11،صفحه 318»

+ نوشته شده در  سه شنبه 1391/12/01ساعت 6 بعد از ظهر  توسط انسان مهاجر  | 
امام علی (ع) در بخشی از خطبه 97 نهج البلاغه می فرمایند : مردم، به اهل بيت پيامبرتان بنگريد، از آن سو كه گام بر میدارند برويد، قدم جاى قدمشان بگذاريد، آنها شما را هرگز از راه هدايت بيرون نمی برند، و به پستى و هلاكت باز نمی گردانند. اگر سكوت كردند سكوت كنيد، و اگر قيام كردند قيام كنيد، از آنها پيشى نگيريد كه گمراه می شويد، و از آنان عقب نمانيد كه نابود می گرديد.

«اُنْظُرُوا أَهْلَ بَيْتِ نَبِيِّكُمْ فَالْزَمُوا سَمْتَهُمْ وَ اِتَّبِعُوا أَثَرَهُمْ فَلَنْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ هُدًى وَ لَنْ يُعِيدُوكُمْ فِي رَدًى فَإِنْ لَبَدُوا فَالْبُدُوا وَ إِنْ نَهَضُوا فَانْهَضُوا وَ لاَ تَسْبِقُوهُمْ فَتَضِلُّوا وَ لاَ تَتَأَخَّرُوا عَنْهُمْ فَتَهْلِكُوا»

+ نوشته شده در  سه شنبه 1391/12/01ساعت 6 بعد از ظهر  توسط انسان مهاجر  | 
پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد صلی الله علیه و آله فرمودند: عیب‌های مؤمنان را جستجو نكنید، زیرا هر كه دنبال عیب های مؤمنان باشد، خداوند عیب های او را دنبال كند و هر كه خداوند تعالی عیوبش را جستجو كند، او را رسوا سازد گرچه درون خانه‌اش باشد.


متن حدیث:

قال رسول الله صلی الله علیه و آله: لا تَتَّبِعوا عَوراتِ المُؤمِنینَ ؛ فَاِنَّهُ مَن تَتَبَّعَ عَوراتِ المُؤمِنینَ تَتَبَّعَ اللهُ عَورَتَهُ، وَ مَن تَتَبَّعَ اللهُ عَورَتَهُ فَضَحَهُ وَ لَو فی جَوفِ بَیتِهِ


«میزان الحمه، جلد9،صفحه4224»

+ نوشته شده در  یکشنبه 1391/11/29ساعت 12 بعد از ظهر  توسط انسان مهاجر  | 
شیخ مفید در کتاب خویش، پیام جامع، آموزنده و جالبی را از امام رضا(ع) آورده است که آن بزرگوار آن پیام را، به وسیله حضرت سیدالکریم عبدالعظیم حسنی(ع) به شیعیان و دوستداران اهل بیت(ع) فرستاده اند.

متن پیام آن بزرگوار این است:

بسم الله الرحمن الرحیم

یا عبدالعظیم!

أبلغْ عنّی أولیائی السلامَ وقل لهم: أن لا یجعلوا للشیطان على أنفسهم سبیلاً، ومُرْهم بالصدق فی الحدیث وأداء الأمانة، ومُرْهم بالسکوت وترک الجدال فیما لا یَعْنیهم، وإقبالِ بعضهم على بعض والمُزاوَرة، فإنّ ذلک قربة إلیّ. ولا یشغلوا أنفسهم بتمزیق بعضهم بعضاً، فإنّی آلیتُ على نفسی أنّه مَن فعل ذلک وأسخط ولیّاً من أولیائی دعوتُ الله لِیعذّبه فی الدنیا أشدّ العذاب، وکان فی الآخرة من الخاسرین. وعرِّفْهم أنّ الله قد غفر لمحسنهم، وتجاوز عن مسیئهم، إلاّ مَن أشرک به أو آذى ولیّاً من أولیائی أو أضمر له سوءً، فإنّ الله لا یغفر له حتّى یرجع عنه، فإنْ رجع وإلاّ نُزع رُوح الإیمان عن قلبه، وخرج عن ولایتی، ولم یکن له نصیب فی ولایتنا، وأعوذ بالله من ذلک.

بنام خداوند بخشنده بخشایشگر

ای عبدالعظیم! سلام گرم مرا به دوستدارانم برسان و به آنان بگو: در دلهای خویش برای شیطان راهی نگشایند و آنان را به راستگویی در گفتار و ادای امانت و سکوت پرمعنا و ترک درگیری و جدال در کارهای بیهوده و بی فایده فراخوان و به صله رحم و رفت و آمد با یکدیگر و رابطه گرم و دوستانه با هم دعوت کن، چرا که این کار باعث تقرب به خدا و من و دیگر اولیاء اوست. دوستان ما نباید فرصتهای گرانبهای زندگی و وقت ارزشمند خود را به دشمنی با یکدیگر تلف کنند. من با خود عهد کرده ام که هر کس مرتکب اینگونه امور شود یا به یکی از دوستانم و رهروانم خشم کند و به او آسیب رساند از خدا بخواهم که او را به سخت ترین کیفر دنیوی مجازات کند و در آخرت نیز اینگونه افراد از زیانکاران خواهند بود.
 
به دوستان ما توجه ده که خدا نیکوکرداران آنان را مورد بخشایش خویش قرار داده و بدکاران آنان را جز ، آنهایی که بدو شرک ورزند و یا یکی از دوستان ما را برنجانند و یا در دل نسبت به آنان کینه بپرورند، همه را مورد عفو قرار خواهد داد اما از آن سه گروه نخواهد گذشت و آنان را مورد بخشایش خویش قرار نخواهد داد. جز اینکه از نیت خود بازگردند و اگر از این اندیشه و عمل زشت خویش بازگردند، مورد آمرزش خواهند بود اما اگر همچنان باقی باشند، خداوند روح ایمان را برای همیشه از دل آنان خارج ساخته و از ولایت ما نیز بیرون خواهد برد و از دوستی ما اهل بیت(ع) نیز بی بهره خواهند بود و من از این لغزشها به خدا پناه می برم.»

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1391/11/26ساعت 11 قبل از ظهر  توسط انسان مهاجر  | 
امام جعفر صادق عليه ‏السلام فرمود: هر كس از جماعتِ مسلمين جدا شود و عهد و پيمان خود را با رهبر بشكند، نزد خدا "دست بريده" محشور خواهد شد.


متن حدیث:

قالَ الامامُ الصّادِقُ عليه ‏السلام: مَنْ فارَقَ جَماعَةَ الْمُسْلِميْنَ وَنَكَثَ صَفْقَةَ الامامِ جاءَ إلىَ اللّهِ أجْذَمَ.


« اصول كافى، جلد1، صفحه 405 »

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1391/11/26ساعت 10 قبل از ظهر  توسط انسان مهاجر  | 
در نهج البلاغه "خطبه قاصعه" از امام علی علیه السلام به هنگام نکوهش کبر و خود برتربینى چنین مى خوانیم: پند و عبرت گیرید به آنچه خداوند با ابلیس رفتار کرد، در آن هنگام که اعمال و عبادات طولانى و تلاش و کوشش‌هاى او را که شش هزار سال بندگى خدا کرده بود ... به خاطر ساعتى تکبر ورزیدن بر باد داد، با این حال چه کسى بعد از ابلیس مى تواند از کیفر خدا در برابر انجام همان معصیت مصون بماند؟ نه، هرگز، ممکن نیست خداوند، انسانى را به بهشت بفرستد، در برابر کارى که به خاطر آن فرشته‌اى را از بهشت رانده است. حکم خداوند در باره اهل آسمان و زمین یکى است.


متن حدیث: 

فاعتبروا بما کان من فعل اللَّه بابلیس اذا احبط عمله الطویل و جهده الجهید، و کان قد عبد اللَّه ستة آلاف یدری من سنی الدنیا ام من سنی الاخره عن کبر ساعة واحدة فمن ذا بعد ابلیس یسلم على اللَّه بمثل معصیته؟! کلا ما کان اللَّه سبحانه لیدخل الجنة بشرا بامر اخرج به منها ملکا ان حکمه فى اهل السماء و اهل الارض لواحد؛


«نهج البلاغه،خطبه 192»

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1391/11/26ساعت 10 قبل از ظهر  توسط انسان مهاجر  | 
در سفارش‌‏هاى لقمان عليه السلام به پسرش آمده است: اى پسرم! هفت هزار حكمت آموخته‌‏ام ؛ امّا تو چهار تا از آنها را حفظ كن تا با من به بهشت بيايى : كشتى‌‏ات را محكم كن؛ زيرا دريايت عميق است. بارت را سبك كن؛ زيرا بالا رفتن از گردنه، سخت است . توشه را زياد بردار؛ زيرا سفر، طولانى است. عمل را خالص گردان؛ زيرا ارزياب، بيناست.

متن حدیث:

في حِكَمِ لُقمانَ فيما أوصَى بِهِ ابنَهُ أنَّهُ قالَ : يا بُنَيَّ ، تَعَلَّمتُ بِسَبعَةِ آلافٍ مِنَ الحِكمَةِ فَاحفَظ مِنها أربَعَةً ومُرَّ مَعي إلَى الجَنَّةِ : أحكِم سَفينَتَكَ ؛ فَإِنَّ بَحرَكَ عَميقٌ ، وخَفِّف حِملَكَ ؛ فَإِنَّ العَقَبَةَ كَؤودٌ ، وأكثِرِ الزّادَ ؛ فَإِنَّ السَّفَرَ بَعيدٌ ، وأخلِصِ العَمَلَ ؛ فَإِنَّ النّاقِدَ بَصيرٌ .


«‌ الاختصاص،صفحه 341 - بحار الأنوارٰ جلد 13 صفحه 431 »

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1391/11/26ساعت 10 قبل از ظهر  توسط انسان مهاجر  | 
امام جعفر صادق علیه السلام در حدیثی گهربار درباره حقوق والدین، می‌فرمایند سه چیز بر فرزند در حق پدر و مادر واجب است.
۱- شکر پدر و مادر به هر شکل ممکن؛

۲- اطاعت از پدر و مادر در هر چیزى که امر و نهى مى‌کنند به جز در گناه و معصیت خدا

۳- خیرخواهى براى ایشان در پیدا و نهان


متن حدیث:

«یجب للوالدین على الولد ثلاثه اشیاء: شکرهما على کل حال و طاعتهما فیما یأمرانه و ینهیانه عنه فى غیر معصیه اللَّه و نصیحتهما فى السرّ و العلانیه»


«تحف العقول، صفحه 322»

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1391/11/26ساعت 10 قبل از ظهر  توسط انسان مهاجر  | 

در این مطلب فرازهایی از زندگی حضرت امام رضا(ع) را مرور می‌کنیم که تصویری از سبک زندگی در سیره رضوی را برای ما ترسیم می‌کند.

امامان معصوم، علیهم السلام قرآن ناطق و امامت تبلور هدایت و نور قرآن در پهنه زمین و زمان و سیره ائمه اطهار(ع) تفسیر آیات زندگی بخش آن است. اگر قرآن کریم مردم را به حیات طیبه فرا می خواند، منش و روش زندگی و اصول حاکم بر رفتار و عمل امامان معصوم(ع) تجسم حیات طیبه ای است که پیامبر اعظم(ص) و قرآن کریم بشر را به آن فراخوانده اند.
 
در این مطلب فرازهایی از زندگی حضرت امام رضا(ع) را مرور می کنیم که تصویری از سبک زندگی در سیره رضوی را برای ما ترسیم می کند.
 
* دستگیری از نیازمندان
 
انفاق و تأمین نیازهای مادی و دستگیری از نیازمندان جزو اصول مسلم قرآنی و از آیات محکم الهی است. به این معنا که از منظر قرآن کریم، انسان نباید سر در لاک خود فرو برد و فارغ از دغدغه همنوع و همشهری و هم وطن خود باشد. در سیره ائمه اطهار(ع) نیز انفاق و کمک به نیازمندان روشی بسیار معمول و متعارف بود، از این رو همواره فقرا بر سر راه آنان می نشستند یا در خانه آنان را می زدند. پیشوایان ما حتی پیش از آن که نیازمندان عرض نیاز کنند، به آنان انفاق می کردند.
 
* شکایت از طلبکار به امام رضا(ع)
 
نقل شده است شخص محترمی به یکی از بستگان ابورافع، آزاد شده به دست رسول خدا(ص)، بدهی داشت و چون برای پرداخت بدهی در مضیقه و با فشار و اصرار طلبکار روبه رو بود و آبروی خود را در خطر می دید، به امام رضا(ع) متوسل شد و در یکی از روزهای ماه رمضان پس از خواندن نماز صبح در مسجد النبی(ص) به منطقه عریض واقع در نزدیکی مدینه که حضرت در آن جا بودند، رفت.
 
او هنگامی به عریض رسید که امام(ع) از منزل بیرون آمده بودند و سوار بر مرکب قصد رفتن به جایی داشتند. وی می گوید: همین که چشمم به امام(ع) افتاد شرم و حیا مانع از عرض حاجت شد. اما، امام(ع) در مسیر خود به من که رسیدند، مهربانانه به من نگاه کردند. به این صورت از گرمای نگاه امام(ع) به وجد می آید و پس از عرض سلام و ارادت به امام(ع) عرضه می دارد: فلان فرد از من طلبی دارد و عرصه را بر من تنگ و مرا پیش مردم رسوا کرده است. او نقل می کند در حالی که تصور می کردم با شکایتم آن حضرت دستور دهد که آن فرد دست از سرم بردارد،. به من فرمود: همین جا باش تا برگردم.
 
* نیازمندان بر سر راه امام(ع) می نشستند
 
این شخص نقل می کند که تا شب همان جا بودم، خواستم برگردم که دیدم حضرت آمدند در حالی که نیازمندان بر سر راه امام(ع) نشسته بودند و حضرت به آنان صدقه می دادند. امام(ع) داخل منزل شدند و سپس بیرون آمدند و مرا فراخواندند و با هم به داخل خانه رفتیم و شروع به صحبت کردیم.
 
سخن که به پایان رسید امام(ع) فرمودند: گمان نمی کنم افطار کرده باشی؟ عرض کردم: نه، به دستور امام(ع) برای من غذا آوردند و به خدمتکارشان هم دستور دادند با من هم غذا شود. پس از صرف افطاری امام(ع) فرمودند: تشک را بلند کن و هرچه در زیر آن است بردار، من هم تشک را بلند کردم و اشرفی هایی را که در زیر آن بود، برداشتم. سپس به چند نفر از خدمتکارانشان دستور دادند مرا تا خانه ام همراهی کنند. چون به خانه رسیدم دیدم 20 اشرفی بیش از مقدار بدهکاری من است.
 
* سادگی در سبک زندگی
 
هم چنین شیخ صدوق در روایتی دیگر از ابی عباد، ساده زیستی را روش حضرت امام رضا(ع) در پوشش می شمارد و زندگی حضرت را این گونه توصیف می کند: «در تابستان فرش حضرت رضا(ع) حصیر و بوریا بود و در زمستان روی نمد می نشست و پیراهنی زبر و خشن می پوشید، مگر آن که بخواهد پیش مردم آید که در آن وقت لباس سنگین و بهتر می پوشید.»
 
* ادب معاشرت
 
در همین کتاب که فصلی از آن به بیان سیره رفتاری و سبک زندگی آن حضرت اختصاص یافته است، از زبان شخصی به نام ابراهیم بن عباس که آن حضرت را ظاهراً بارها زیارت کرده و مدت ها از نزدیک با امام(ع) حشر و نشر داشته است،
گزارشی را از سیره و ادب رفتاری امام رضا(ع) این چنین ارائه می دهد:«هرگز ندیدم حضرت رضا(ع) در سخن گفتن با کسی درشتی کند و هیچ گاه ندیدم سخن کسی را پیش از تمام شدن قطع کند بلکه صبر می کرد تا طرف سخنش تمام شود و بعد اگر لازم می دید سخن می گفت، هرگز درخواست کسی را که قادر به انجام دادن آن بود، رد نفرمود و هرگز نزد کسی پای خود را دراز نمی کرد و در برابر همنشین تکیه نمی داد، هرگز او را ندیدم که از خدمتکاران و کارگزاران خود کسی را بد بگوید یا در پیش چشم کسی آب دهان بیندازد، هرگز ندیدم که هنگام خندیدن قهقهه زند بلکه خنده اش تبسم بود و چون مجلس او از مردم خالی و سفره غذا انداخته می شد، همه خدمتکاران را فرا می خواند و به دور سفره غذا می نشاند.
 
آن حضرت علیه السلام، بسیار کم خواب بود و بیشتر شب را به بیداری سپری می کرد. بسیار روزه می گرفت و سه روز روزه هر ماه از ایشان فوت نمی شد و می فرمود: این روزه مانند روزه گرفتن همه سال است و بسیار پنهانی صدقه می داد و احسان می کرد و بیشتر این کار را شب های تاریک انجام می داد و هر کس گمان می کند که در فضیلت مانند او را دیده است، از او باور نکن.»
 
* پذیرایی از میهمان
 
در فرهنگ ما این جمله معروف است که «میهمان حبیب خداست» و به این گونه برای میهمان ارج و احترام قائل می شویم. این رفتار و نگرش پسندیده ریشه در آموزه های اسلامی و سنت و سیره امامان معصوم دارد.
 
شیخ صدوق در کتاب «عیون اخبار الرضا(ع)» از یک میهمانی ویژه گزارشی می دهد که در آن نحوه پذیرایی از میهمان و ادب میهمان داری را بازگو می کند.
 
احمد بن ابی  نصر از اصحاب برجسته امام رضا(ع) نقل می کند که در ایام حضور آن حضرت در مدینه، روزی حضرت رضا(ع) برایم مرکبی فرستاد که نزد آن حضرت بروم. من نیز سوار بر مرکب شدم و به خدمت حضرت رسیدم و تا پاسی از شب نزد ایشان ماندم. چون امام(ع) خواستند از مجلس برخیزند، به من فرمودند: فکر نمی کنم در این موقع بتوانی به مدینه برگردی. عرض کردم: آری فدایت شوم. فرمودند: امشب را نزد ما بمان و صبح به یاری خدا حرکت کن. عرض کردم: مانعی ندارد همین کار را می کنم فدایت شوم.
 
حضرت خدمتکارشان را صدا زدند و به او فرمودند:«بستر خواب مرا برای او پهن کن و ملحفه مرا که زیر آن می خوابم بر آن بستر بیفکن و بالش مرا هم زیر سر او بگذار.» با خود گفتم:کیست که این اندازه مقام و منزلتی که نصیب من شده، نصیبش شده باشد؟! خداوند نزد حضرت مقامی به من عطا فرموده که به احدی از اصحاب و شیعیان ما عطا نکرده است، مرکب خود را برایم فرستاد تا سوار شوم، فراش خود را گسترد تا در لحاف و رختخواب آن حضرت بخوابم و شب را به روز آورم و هیچ یک از اصحاب ما را نصیبی این چنین نشده است.
 
احمد ادامه می دهد: من نشسته بودم و این خیالات را در دل می گذراندم که ناگهان امام(ع) فرمودند: ای احمد! امیرمومنان علی(ع) وقتی صعصعه بن صوحان مریض بود به عیادت او رفت و صعصعه این را سبب افتخار خود شمرد و بر مردم به آن فخر می کرد، پس تو این کار را نکن و از برای خدا تواضع و کوچکی کن، سپس آن حضرت بر دست خویش تکیه کردند و از جا برخاستند.
باشگاه خبرنگاران

+ نوشته شده در  شنبه 1391/10/23ساعت 1 بعد از ظهر  توسط انسان مهاجر  |